یادداشت
جریان زندگی در فرش دستباف
ژیلا رسام عربزاده؛ استاد و پیشکسوت فرشبافی ایران
فرشبافی یک هنر است، هنر دیرینهای که با هر گره، انسان روح و عشقش را در آن میدمد و خود را در طرح، نقش و رنگِ فرشی که میبافد خلاصه میکند. هنرمند فرشباف با فراگرفتن قالیبافی تنها مهارت یاد نمیگیرد، بلکه او انسانبودن و انسانیت را در این هنر فرامیگیرد. من معتقدم که فرش دستباف مانند یک مادر میماند. او جان دارد و ما از بدو تولد روی این فرش به دنیا آمدیم، قدم برداشتیم، بازی کردیم، مشق نوشتیم، هنگامی که دختری را عروس کردیم در جهیزیهاش این فرش را تحفه گذاشتیم و در آخر که میمیریم روی تابوتمان یک تخته فرش دستباف میگذارند و ما را راهی خانه ابدی میکنند. از همین رو است که فرش بافتن باید آفرینش باشد نه اینکه تنها بافته شود. هر هنرمند فرشباف باید با تمام مهندسی این کار آشنا باشد و طرح و نقشه را هم خودش خلق کند. تنها اینگونه است که میتوان این هنر را برای همیشه زنده نگه داشت و از نسلی به نسل دیگر انتقال داد.
زخم یک فرشباف
این هنر اگرچه هنرمندان زیادی را در سراسر ایران دارد، اما دل این هنرمندان از بیمهری مسئولان درد دارد. بسیاری از آنها سالهاست در خانهها یا حجرههایشان با فرش بافتن نه تنها راه و رسم این هنر را در ایران، بلکه اعتبار آن را در جهان زنده نگاه داشتند، اما همچنان بیمه نیستند یا سالهای کمی از کارشان بیمه شدهاند. بسیاری از هنرمندان برای بیمهشدن، به اجبار راهی کارگاهها میشوند و در آنجا کارفرمایان برای ردکردن بیمهشان آنها را تحتفشار کاری قرار میدهند و از آنها میخواهند در روز بیش از 4هزار گره بزنند. در این صورت روح قالیباف دیگر در هیچ قالی جریان نخواهد داشت و تنها کارگری میشود که گره میزند و برای دیگران کار میکند. اینگونه عمر این هنر هر روز کوتاهتر میشود.
هنر در دست تاجران!
زنان و مردان هنرمند در سراسر ایران؛ در روستاها و شهرها، خانهها و دخمهها فرش میبافند و از همین راه امرارمعاش میکنند. آنها برای یک فرش با ابعاد زرع و نیم، 3ماه زمان میگذارند، اما در نهایت این فرش را تاجری با قیمتی ناچیز از او میخرد و آن را در جایی دیگر با چندین برابر قیمت میفروشد. سالهاست همین امر، فرشبافی را از رونق انداخته و هنرمندان دیگر خواهان فروختن فرشها و قالیهایی که با عشق میبافند، نیستند. همچنین تمام خانهها از فرش ماشینی پُر شده و دیگر خانوادههای ایرانی توان خرید فرش دستباف را ندارند. فرشی که روزگاری اعتبار و ارج یک خانه ایرانی بود، امروز تنها کالایی شده که در ویترین یک فروشگاه بزرگ با قیمتی بسیار بالا خودنمایی میکند. از این رو باید قانونی باشد تا تمامی فرشبافان، فرشهای بافته شده خود را در آنجا با تاجران بر اساس انصاف به فروش برسانند تا آنها هم بتوانند دستمزد زحمتشان را دریافت کنند.
ارسال دیدگاه




