نظرسنجیها درباره مهمترین خواسته کارگران اروپایی که در بازار کارهای نوپا کار میکنند چه میگوید؟
ناامنی قراردادهای صفرساعت!
با توجه به توسعه فناوریهای نوین، همچنین تغییر سیاستهای اشتغالزایی در بسیاری از کشورها برخی کارشناسان بازارکار بر این باورند که قراردادهای صفر ساعت بهجای اینکه برای کارگران مفید باشد، میتواند مشکلات عمدهتری برای آنها ایجاد کند.
در این زمینه کارشناسان تاکید دارند، مسئولان در بسیاری از کشورها با استناد به سیاستهای اقتصاد آزاد بهدنبال ایجاد قوانینی یکسان در بخشهای مختلف کارگری هستند که این روند میتواند زندگی نیمی از کارگران را متلاشی کرده و به نیم دیگر خدمت کند.
به گفته گروهی از این کارشناسان، اقتصاد آزاد امروز بهانهایشده برای برخی مسئولان و سیاستگذاران بازار کار که بتوانند با سوءاستفاده از جایگاه نیروی کار در مبارزه با اقتصاد سرمایهداری برنامهریزی کنند. بهعنوان مثال، سیاستمداران احزاب چپ و ضداستعماری میگویند: «افزایش کارهای پارهوقت نشانه این است که قوانین کاری در دنیای امروز انگار به عقب برگشته که دولتمردان برای استانداردسازی مجدد آنها اقدام کنند.» «جان مک دونل»، سخنگوی حزب کارگر در این زمینه میگوید: «ورود اصطلاح قراردادهای صفر ساعت در اقتصادهای بزرگ و بهقول معروف اقتصاد آزاد امروزی در واقع بهجای اینکه بتواند زمینه استحکام و امنیت شغلی را برای کارگران ایجاد کند بهنوعی به آشفتگی و ناامنی در این زمینه دامن زده که میتوان درباره این روند بگوییم دوباره به سال 1930 عقبگرد کردهایم.»
این در حالی است که «لوئیجی دی مایو»، رهبر جنبش پنجستاره حاکم ایتالیا در این زمینه میگوید: «تعبیر امروزی قراردادهای صفر ساعت در زندگی رانندگان «اوبر» کاملا مشهود است و میتوان از آنها بهعنوان یک نسل رهاشده یاد کرد.»
موضوع از چه قرار است؟
امروز شواهدی از نگرانی و اعتراضهای پراکنده در کشورهای بریتانیا و ایتالیا دیده میشود که رانندگان فعال در بخش تاکسیهای اینترنتی مثل «اوبر» با اشاره به عدم اطمینان از آینده حرفهای خود در این زمینه، از مسئولان میخواهند برای آینده حرفهای آنها و تغییر قوانین موجود اقدام کنند. در این تجمعهای اعتراضی عنوان شده سیاستمدارانی که بهدنبال ایجاد قراردادهای یکسان کارگری در بخشهای مختلف هستند بهنوعی نیمی از کارگران را نادیده گرفته و آینده حرفهای آنها را از بین خواهند برد، چون رابطه منطقی و صحیح فعلی میان کارگر و کارفرما به حداقل خود رسیده و در واقع نادیده گرفته شده است.» در این زمینه نباید فراموش کنیم فعالیت شرکتهایی که امروز از آنها بهعنوان شرکتهای سازگار با محیطزیست یا ایجادشده در بستر فناوریهای نوین یاد میشود مثل اوبر و... مستقیم عرضهکننده و متقاضی را به یکدیگر متصل میکند، در حالی که در این میان کارفرما کمترین مسئولیت و ارتباط را در این فرایند خواهد داشت. در ابتدای راه اگرچه این شرکتها بهعنوان یکی از دستاوردهای اقتصاد آزاد مطرح شدهاند، چون کارگران براساس تمایل شخصی و وقت روزانه خودشان فعالیت و کسب درآمد میکنند، اما نباید فراموش کنیم اصولا شرکتهای یادشده، این گروه را بهعنوان کارمند خود نمیشناسند و اصولا مزایایی برای آنها در نظر نمیگیرند. این در حالی است که قراردادهای مشهور به صفر ساعت هیچ تعهدی برای کارفرمایان و تامین یا ارائه خدماتی به کارمندان ایجاد نمیکند و کارگران در واقع در شرایطی کاملا یکطرفه به کار خود ادامه خواهند داد و جالب توجه این است که بسیاری از کارفرمایان با در نظر گرفتن منافع اقتصادی اینگونه قراردادها بهنوعی با ایجاد لابیهای گسترده و قدرتمند از دولت میخواهند که از این نوع فعالیتها حمایت کرده و آن را راهحلی منطقی برای بهبود شرایط اقتصادی در کشورها مطرح کنند.
تیغ دولبهای که در دست داریم؟
به هر حال موضوع حمایت از مشاغل، همچنین اطمینان از آینده شغلی، یکی از دغدغههای اصلی کارگران در سراسر جهان است و معمولا انجمنها و تشکلهای کارگری در این زمینه تلاش میکنند با استفاده از قوانین و امتیازات مشخص بتوانند این نگرانی را از زندگی کارگران دور کنند، این در حالی است که برخی کارشناسان بر این باورند که این تیغ دولبه در دست انجمنهاست که میتواند مشکلات بیشتری را به جامعه کارگری تحمیل کند. در این زمینه مطرح میشود، اگر بهدنبال این نکته باشیم که قراردادهای صفر ساعت را از میان برداشته و قوانین را بهگونهای بازتعریف کنیم که کارفرمایان ملزم به رعایت حقوق کارگران باشند بهعنوان مثال، مرخصی، مرخصی زایمان، بیمه و... سایر خدماتمرسوم را برای کارمندان خود در نظر داشته باشند بدون تردید افزایش هزینههای کارفرمایان میتواند منجر به کاهش تعداد نفرات کار در مجموعههای خدماتی یا تولیدی شود. به گفته برخی تحلیلگران بازار کار، بهترین تعبیر این است که سیاستمداران از خود بپرسند کارگران واقعا چه کسانی هستند و چطور باید در عصر حاضر از آنها حمایت کنیم؟ بدون تردید نمیتوان قوانین یکسانی را برای همه در نظر داشته باشیم، چون عمدتا شرایط یکسانی برای کارفرمایان نخواهیم داشت که از آنها انتظار داشته باشیم در هر شرایط اقتصادی و سیاسی یکسان برای کارمندان خود تسهیلات فراهم کنند. در این زمینه بد نیست بدانیم دو تحقیق مجزا صورت گرفته که یکی مربوط به ایتالیا و دیگری در بازار کار انگلستان بوده است، که نام آن اقتصاد مضر یاد شده است. در این تحقیقات دو گروه تقریبا مساوی از افرادی که عموما با شرایط کار خودشان مشکلی نداشتند و گروه دیگری که بهدنبال یک رابطه پایدار با کارفرما بودند را مورد بررسی قرار دادهاند.
سازمان تامیناجتماعی ایتالیا درباره این تحقیقات، گزارشی منتشر کرده؛ 2764 نفر در تحقیقات یادشده مورد بررسی قرار گرفتند که در 50 شرکت مختلف با شیوه کاری متفاوت و قراردادهای متنوع مشغول به کار بودهاند. پس از انجام تحقیقات مشخص شد حدود نیمی از افراد با شرایط موجود کارشان مشکلی نداشتهاند و 30درصد هم تاکید داشتند که اگر شرایط کاری باثباتتری را تجربه کنند بهتر میتوانند برای آینده برنامهریزی کنند و 20درصد باقی مانده تاکید داشتند تنها با قراردادهای سنتی حاضر به کار هستند. از سوی دیگر، وقتی به نتایج تحقیق انجامشده در بخش دیگری که دارای قراردادهای سنتی است، میرویم در خواهیم یافت نظرات متفاوت است، چون اصولا این بخش از کارمندان ترجیح میدهند با قراردادهای سنتی و قراردادهای ساعتی سرکارشان حاضر شوند. در این بخش نزدیک به 50درصد از پاسخدهندگان کمتر از 4 ساعت در هفته کار میکردند، در حالی که کمتر از 10درصد از آنها بیش از 30ساعت کار میکنند و تقریبا نیمی از نمونههای موردنظر بهدنبال دستیابی به ساعات کار بالاتر هستند.
اما کمی دورتر و در بازار کار انگلستان، تحقیقات مشابهی توسط دو محقق با نامهای استفان ماکین و جولیا گیپون از مدرسه اقتصاد لندن و یک گروه 20هزار نفری انجام شده که این تعداد جامعه نمونه در بخشهای قرارداد صفرساعت، خوداشتغالی و قراردادهای 19ساعت کار در هفته بودند و اصولا اغلب آنها کمتر از 40ساعت در هفته مشغول به کار بودند. نکته جالب درباره نتایج بهدست آمده این است که باز هم نظرات مشابهی عنوان شد. در این تحقیقات مشخص شد، 44درصد از شرکتکنندگان بهدنبال استفاده از قراردادهای سنتی کار بودند و 40درصد هم از همین روند احساس رضایت میکردند و علاقهمند بودند آزادی بیشتری برای رسیدن به مسائل شخصی و زندگی خود داشته باشند تا اینکه بخواهند خودشان را مقید به حضور تعداد ساعاتی مشخص در محیط کارشان کنند.
چالشی بزرگ برای تصمیمگیری؟
پس از مشخصشدن نتایج تحقیقات یادشده، بسیاری از کارشناسان به این نتیجه رسیدند که اصولا دستیابی به یک قانون مشخص برای بهبود شرایط کاری بهصورت یکسان برای همه، کاری دشوار است و احتمالا با هر تصمیمی که گرفته شود گروهی با مشکلاتی روبهرو میشوند و گروه دیگر میتوانند منافعی را بهدست آورند.
برآوردهای انجامشده از سوی کارشناسان این است که بهترین گزینه برای بهبود شرایط هر دو گروه از کارگران، البته با در نظر گرفتن شرایط و منافع کارفرمایان این است که دولت مزایای اجتماعی خاصی را برای کارگران حرفهای که قرار است در شرایط قراردادهای صفرساعت فعالیت کنند، در نظر بگیرد تا این گروه علاوه بر استفاده از مزایای آزادیعمل در کار، بتوانند امنیت شغلی و تعهد کارفرمایان را هم در پشتوانه خود داشته باشند. محققان در تحقیقات یادشده تاکید میکنند، اصلیترین نگرانی کارگرانی که با قراردادهای صفرساعتی مشغول به کار هستند، موضوع بازنشستگی و مزایای بیکاری است، بنابراین دولت میتواند با تقویت خدمات اجتماعی خود بهخصوص در دو بخش یادشده آنها را نیز از آینده خود مطمئن کرده و در واقع شرایط کار بهتری در اختیارشان قرار دهد. این در حالی است که اقتصاددانها درباره تحمیل هزینههای بیشتر به دولت با پوشش بیشتر خدمات اجتماعی، معتقدند، در شرایط اقتصادی فعلی شاید راضیکردن سیاستمداران و دولتمردان به تامین این هزینهها کار منطقی و آسانی نباشد و باید با استفاده از امکانات و پتانسیلهای موجود بهگونهای برنامهریزی کنیم که سیاستمداران بهخصوص دولتها نگران تامین هزینههای اضافه نباشند که یکی از آنها دریافت مالیاتهای غیرمستقیم و نامحسوس از جامعه است که تبعات اجتماعی کمتری هم داشته باشد.
منبع: گاردین
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




