گزارش فالاچی  از خودش

به کودکی که هرگز زاده نشد، اوریانا فالاچی، ترجمه: مانی ارژنگی، انتشارات امیرکبیر

گزارش فالاچی از خودش

سارا حسینی نیا

اوریانا فالاچی بیشتر به حکم زن بودن در بین بی‌شمار مردانی که حرفه خبرنگاری پیش می‌گیرند برایم جالب بوده و هست. خبرنگاری که به قوت قلمش هنوز با وجود عدم زیست زندگی می‌کند، خوانده می‌شود و به یاد می‌نشیند. این جاودانگی قلم در تقدیم آثارش به زنان تنها با تک‌جمله ابتدای یکی از آثارش که: «از یک زن برای همه زنان» بیشتر ثبت می‌شود، هرچند سایر فعالیت‌های او در زمینه نویسندگی و مصاحبه با شخصیت‌های مهم تاریخی را نمی‌توان نادیده گرفت. روزنامه‌نگاری ایتالیایی که روزمرگی‌های انسان را در برهه‌های مختلف زندگی افراد متعدد با روحیات متفاوت روایت می‌کند. 
از آثار دیگر او می‌توان «جنس ضعیف» و «زندگی، جنگ و دیگر هیچ» را نام برد.‌«اگر به عقب برگردم بدتر است، باید همان مسافت ناهمواری که طی کرده‌ام باز هم بپیمایم، اگر به جلو بروم امید هست که راه بهتر باشد، اگر جرئت داشته باشم که روراست باشم باید بگویم در جاده‌ای حرکت می‌کنم که شبیه زندگی خودم  است.»
این ‌شروع سفری است که نویسنده با کودکی که هنوز زاده نشده، آغاز می‌کند، درونی‌ترین سفر یک انسان با خویش است، جایی که هنوز شک در داشتن یا نداشتن بخشی از موجودیت خود دارد، هرچند نام نویسنده صاحب سبک و ماندگار، گویای مواجهه با اثری پرچالش است و با پیش‌تر رفتن نثر به نحوی آرام و زمزمه‌مانند زنی فعال می‌یابیم که هنوز مادرانگی نکرده و آبستن حوادث بی‌شمار خارج از وجود خویش است.
کار شخصی‌اش، تعاریفش از مفاهیم هستی و زنانگی در مقابل مردانگی که امکان امتحان تجربه حمل کودک خود را ندارد، قرار می‌گیرد و نویسنده به شیوه‌ای متبحرانه از وجود خویش، خبرنگاری می‌کند. هیجان این داستان که تا پایان با خواننده همراه است و نمی‌داند سرانجام به نیستی می‌رسد یا هستی، بر جذابیت اثر می‌افزاید. رسیدن به پایان داستان، اندکی صبوری می‌طلبد و اینکه باید از هرگونه پایان‌بندی ذهنی خودداری کنید، شبیه رازی که گذر زمان پرده از آن خواهد برداشت. این کتاب در 113صفحه توسط انتشارات «امیرکبیر» به چاپ رسیده است .
شما هم می‌توانید در گشودن این راز همراه باشید.
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه