لذتی که حرفش بود
آدمها و ارتباط آنها با هم از دید یک عکاس چطور روایت میشوند؟ وقتی صحبت از طبیعی بودن در یک مصاحبه ژورنالیستی میشود چطور میتوانیم آن را ربط دهیم و پیوندش بزنیم به اینکه طبیعیترین حالت آدمها چیست؟ وقتی بخواهیم ترس و خیال را بر اساس عکسها و عکاسی از آدمها روایت کنیم به چه نکات تازهای ممکن است برسیم؟ پیمان هوشمندزاده عکاس و نویسنده در آخرین کتابش در مورد موضوعاتی از این دست نوشته است. روایتگر احساسات و حالات آدمهای دوروبر و خودش شده با ریزهکاریها و جزئیات و خردهاتفاقهایی که در حین عکاسی برایش افتادهاند. خودش در مورد کتاب «لذتی که حرفش بود» میگوید: «ترکیبی از خاطرات و تجربیات من طی سالهایی است که به عکاسی پرداختهام. محور اصلی کتاب عکاسی است و در آن به مباحثی چون فراموشی در عکاسی هم پرداختهام. قسمتی از محتوای کتاب هم به تفسیر عکسها اختصاص دارد ولی هیچ عکسی در این کتاب نخواهیم دید و متنها هستند که حرف میزنند.»
«لذتی که حرفش بود» در شش بخش با عنوانهای طبیعی، فراموشی، سکوت، خیال، لذت و تنترسه تدوین و توسط نشر چشمه منتشر شده است.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




