تحلیلی از مجله اندیشه حقوق انتقادی:
نوسان میان نئولیبرالها و «غیرسیاسیها»
طی هفتههای اخیر جنبشی عظیم در فرانسه علیه امانوئل مکرون، رئیسجمهوری این کشور و سیاست افزایش مالیات اکولوژیکی روی سوخت ایجاد شده است. این خیزش با عناصر متناقض متعددی ترکیب شده است: برنامهریزی افقی برای اقدام مستقیم، روایت «غیرسیاسی بودن»، مشارکت سازماندهندگان راست افراطی و سر باز کردن خشونت سرکوب شده. واضح است که سرمایهداری نئولیبرالیسم هیچ راهحلی برای تغییرات آبوهوایی ارائه نمیدهد، جز بیشتر تحت فشار گذاشتن فقرا، اما آن هنگام که خشم فقرا به خشونت ارتجاعی بدل میشود، فرصت برای عرضاندام راستگراهای افراطی مهیا میشود.
مرکز حکمرانی و راستهای شورشی
در بحبوحه انتخابات میاندورهای سال 2018 در آمریکا، بسیار شنیدیم که میگفتند برای سیاستمداران میانهرو بهتر است که اکثریت دولت را در دست بگیرند، اما پس از آنکه میانهروها به قدرت رسیدند و از قدرتشان برای ایجاد ثبات سرمایهداری استفاده کردند، چه اتفاقی برای فقرا افتاد؟ یکی از عواقبش این است که ملیگراهای راست افراطی فرصتی پیدا کردند تا خودشان را بهعنوان شورشیانی که میخواهند از «مردم عادی» در برابر ماشین سرکوب دولت حمایت کنند، در سطح کشور مطرح کردند. هنگامی که دولت میتواند اقدامات کوچک ارزشمندی در جهت کاهش رنجی که کاپیتالیسم ایجاد میکند، انجام دهد، فرصت برای آلودهکردن اتمسفر خارج از حلقه قدرت مهیاتر خواهد بود. بنابراین ملیگراهای راست افراطی در دولتهای مرکزگرا میتوانند حتی از دولتهای راست افراطی هم بیشتر قدرت پیدا کنند و فرصت بهدست بیاورند. در تلاش برای ایجاد وحدت میان محیطزیستگراها، فمینیستها، اینترناسیونالیستها و ضدنژادپرستها با نئولیبرالیسم، میانهروها این را تلقین کردهاند که دستکم برخی جنبشهایی که علیه نظم حاکم به راه افتاده است، ضد اکولوژیک، ضدزن، ناسیونالیستی و نژادپرستانه است. این راهکار تا اینجا برای میانهروها خوب نتیجه داده است، زیرا به آنها فرصت داده خود را بهعنوان تنها گزینه موجود در برابر راستگراهای افراطی در جهان معرفی کنند. این دقیقا همان استراتژی است که باعث پیروزی مکرون در انتخابات سال پیش در برابر مارین لو پن شد. در این چارچوب، میانهروها و ناسیونالیستها رقبای وفاداری هستند که بهدنبال تفکیک تمام موقعیتهای محتمل میان خودشان هستند و اینطور به نظر میرسد که ظاهرا هیچ راهحلی برای بحرانهایی که سرمایهداری ایجاد کرده است، در نظر ندارند. مختصرا؛ اگر موج پیروزیهای ناسیونالیسم همچنان در سطح جهان رو به افزایش و گسترش باشد، برای ظهور یک واکنش میانهرویانه فرصت ایجاد خواهد کرد، اما آنارشیستها و دیگر انقلابیها قادر نخواهند بود به تاکتیکها و جنبشها وسعت ببخشند و همین حتی میتواند مسیر گسترده شدن موج پوپولیسم راست افراطی را هموارتر کند. ما باید جنبشهای سوسیال پوپولیستی را در دولتهای میانهرو مورد مطالعه قرار دهیم تا راههایی را که گروههای راست افراطی میتوانند برای مقاصد خودشان به کار ببرند، شناسایی کنیم و بفهمیم چطور میتوانیم مانع این کار شویم. این یکی از دلایلی است که باید به جنبش جلیقهزردها که هماکنون زیر طاق پیروزی مکرون در جریان است، توجه کافی کرد. آنچه امروز در فرانسه بهعنوان جنبش جلیقهزردها شاهد آن هستیم، مانند اتفاقی است که در برزیل در سال 2013 روی داد، یعنی هنگامی که جنبشی علیه افزایش قیمت وسایل حملونقل عمومی منجر به ظهور بحرانی ملی شد. این بحران باعث شد که دهها هزار تن از مردم این کشور تجربهای جدید از برنامهریزی افقی و اقدام مستقیم پیدا کنند، اما در عین حال سبب شد که راهی روی ناسیونالیستها گشوده شود تا خودشان را بهعنوان شورشیان علیه نظم حاکم مطرح کنند. دو تفاوت عمده میان آنچه در برزیل در سال 2013 روی داد با آنچه امروز در فرانسه شاهدش هستیم، وجود دارد. اول اینکه این جنبش در برزیل با ابتکارعمل آنارشیستها روی داد، اما رفتهرفته به اندازهای بزرگ شد که دیگر در چارچوب ارزشهای آنارشیستی نگنجید. دوم، جنبش برزیل، در دولتی چپگرا تشکیل شد نه دولتی میانهرو.
جنبش جلیقهزردها در فرانسه
خودروهای دیزل دوسوم خودروهای موجود در فرانسه را در برمیگیرد. بعد از دو دهه عملیاتی کردن سیاستهایی که مردم را به سمت خرید خودروهای دیزل سوق میداد، دولت فرانسه میگوید دیگر مصرف سوخت خودروهای دیزل به نفع محیطزیست نیست و مردم باید خودروها و عادات خود را تغییر دهند. جنبش جلیقهزردها در فرانسه به هیچیک از گروههای سیاسی این کشور ارتباط ندارد و با ابتکارعمل شهروندان در شبکههای اجتماعی بهوجود آمده است. جلیقهزردها به سیاستهای اقتصادی مکرون بهویژه گرانتر شدن سوخت اعتراض دارند اگرچه مکرون با وخیمشدن اوضاع در پاریس و دیگر شهرها در مقابل اعتراضات سراسری در این کشور تسلیم شد و افزایش بهای سوخت را برای یک سال به تعویق انداخت، اما تسلیم او هم معترضان را آرام نکرده است. مکرون در ابتدای راه ریاستجمهوریاش مالیات روی درآمد فوق ثروتمندان را کاهش داد، او هیچ اقدامی برای تحت فشار گذاشتن ثروتمندان برای تغییر تکنولوژی به نفع محیطزیست نکرده است، حتی ثروتمندان از این اوضاع سود بیشتری هم میبرند. متعاقب آن، سیاستهای مکرون برای افزایش مالیات بنزین نزد مردم نه تنها خریداری پیدا نکرد، بلکه باعث تشدید خشم آنها هم شد. بسیاری از مردم فرانسه تصور میکنند افزایش مالیاتهای بنزین، ضربه دیگری از سوی دولت به فقراست. یکی از سخنگویان جلیقهزردها بعد از ملاقات با مکرون خطاب به خبرنگاران گفت: «ما انقلاب نمیخواهیم بلکه تکامل جامعه را مدنظر داریم و این تکامل باید در آرامش و صلح بهوقوع بپیوندد.» بهطور حتم، دولت فرانسه مقصر اصلی انفصال میان ضرورتهای جغرافیایی کشور و نیاز و معاش کارگران است. زندگی بسیاری از مردم، وابسته به خودروهایشان است که با آن کار و زندگی میکنند و هیچ گزینه دیگری هم برایش ندارند. در حالی که جلیقهزردها در تلاش هستند تا پس از آنکه مسائل مدیریتی و درگیریها بر سر استراتژی تضعیفشان کرد، خود را بازسازی کنند، میتوان فرصتی مهیا کند که پلهای تازهای ساخته شود و راهحلهایی برای مصائبی که باعث پا گرفتن این جنبش شده، ارائه شود. جلیقهزردها در ابتدای مسیر خود قرار دارند و هنوز نمیتوان خطمشی کلی آن را متصور شد، اما آنچه مشخص است این است که در یک کلام، ما به حضور ضدسرمایهداران، ضدفاشیستها و اکولوژیکالها نیاز داریم تا در صف اول جنبشهای اجتماعی بایستند.
منبع: Critical Legal Thinking journal
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




