دیروز، امروز، فردا

دیروز، امروز، فردا

دلارام مجد

تصویر عاصی یک رزمنده
حاج‌کاظم شخصیتی خودساخته و کاملا نام‌آشناست. آن‌قدر که اگر اسم «آژانس شیشه‌ای» را هم نیاوریم، یادمان می‌آید که او چه کسی بود و اعتقاداتش چگونه بود. یادمان می‌آید که اگر اهل تندروی بود، برای همرزمش تندروی می‌کرد و اگر اهل مونولوگ‌گویی بود، به خاطر توضیح شرایطش لب به سخن باز می‌کرد. حاج‌کاظم هم یکی از آن آدم‌های جنگ بود که صداقت گفتارش به دل مخاطبان دل‌خسته آن روزهای سینمای ایران نشست. سال 76 بود، و کمتر کسی می‌دانست در ذهن بازماندگان دفاع مقدس چه می‌گذرد و با چه دردسرهایی دست‌وپنجه نرم می‌کنند و در دلشان چه می‌گذرد. اما «آژانس شیشه‌ای» توانست با استفاده از صداقت عریان به دل مخاطب بنشیند.
 
صداقت یک کارگردان
درباره زنده‌یاد رسول ملاقلی‌پور، نمی‌توان روی اثر خاصی دست گذاشت. نمی‌توان از میان فیلم‌هایش، گزینه‌ای را انتخاب کرد و به‌عنوان صادق‌ترین فیلم دفاع مقدس معرفی کرد. ملاقلی‌پور در تمام فیلم‌هایش سعی می‌کرد تصویری واقعی از دوران دفاع‌مقدس ارائه دهد و اصولا اعتقادی به سیاه‌وسفید بودن شخصیت‌ها نداشت. شاید به همین خاطر بود که در طول دهه شصت و حتی اوایل دهه هفتاد، تعداد دوستدارانش بسیار محدود بود اما از میانه دهه هفتاد و زمانی که دست گذاشتن روی صداقت فیلم‌سازان تبدیل به یک ارزش شد، ملاقلی‌پور نیز به چشم آمد. کارگردان «پناهنده»، «قارچ سمی»، «مزرعه پدری»، و این آخری «میم مثل مادر» که فروش خوبی هم در گیشه داشت.
 
حقیقت در «دوئل»
احمدرضا درویش یکی از نخستین کسانی است که تصمیم گرفت در فیلم‌هایش دوران دفاع‌مقدس را واقعی تصویر کند. به همین خاطر بود که در «متولد ماه مهر» با مخاطب جوان‌تر همراه شد و فیلم را در بستر حوادث سیاسی اجتماعی دهه هفتاد به زبان آورد. با این حال اگر دست روی صادق‌ترین فیلم درویش بگذاریم، بی‌اغراق این عنوان شایسته فیلم سینمایی «دوئل» است که به روابط آدم‌هایی اهل خوزستان در دوران دفاع‌مقدس می‌پردازد. آدم‌هایی که با یکدیگر مناسباتی دارند و خودی و غیرخودی به این سادگی‌ها قابل‌تشخیص نیست. فیلمی که صداقت فیلمسازش، زیر سایه پیش‌تولید سنگین و هزینه‌های تولید گم شد و کمتر کسی به داستان آن توجه کرد.

 

ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه