معرفی کتاب «سفر برگذشتنی» که با الهام از سفرنامه ناصرخسرو نوشته شده است
در جستوجوی سفری هزارساله
کمیل انتظاری
تصور کنید سفرنامهای متعلق به هزار سال پیش را میخوانید. ناگهان فکری به سرتان میزند: بار سفر ببندم و مسیری را طی کنم که سفرنامهنویس هزار سال پیش طی کرده است. این دقیقا ایدهای بود که دکتر محمدرضا توکلی صابری پس از خواندن سفرنامه ناصرخسرو قبادیانی به سرش زد. شانساش هم زده بود؛ درست در هزارمین سالروز ناصرخسرو سفرش را آغاز کرد. خود او در اینباره مینویسد: «سه سال پیش ازشروع سفر، هنگام خواندن دیوان ناصرخسرو دریافتم که زادروز او در سال ۳۸۳ خورشیدی است. با خود گفتم که سه سال بعد هزارمین زادروز ناصرخسرو میشود. به این مناسبت، کسی مسیری را که او پیمود، بپیماید و ببیند در این هزار سال چه تغییراتی حاصل شده است، چه برجای مانده و چه از بین رفته و چه چیزهای نوین دیگری به جای آنها آمده است و جهان در این هزاره، چه دگرگونیهایی پیدا کرده است و مردمان چگونه زندگی میکنند.» او سفرش را آغاز میکند و در مقاطع مختلف، سفرش را ادامه میدهد تا اینکه پس از هفت سال، سفرش را بر سر مزار ناصرخسرو در بدخشان به پایان میرساند و حاصل سفرها و تجاربش را در کتابی دوجلدی با عنوان «سفر برگذشتی» به رشته تحریر در میآورد.
خوابی که زندگی ناصرخسرو را دگرگون کرد
ناصرخسرو اولین کسى است که سفرنامه حج را نوشته است. هزار سال پس از او، اگرچه افراد زیادی به حج رفته و گزارش سفر خود را نوشتهاند، اما نه تنها ناصرخسرو در این کار پیشرو بوده، بلکه سفرنامه او از هر نظر برجستهتر از همه این سفرنامههاست. ناصرخسرو آثار گوناگونى در زمینه شعر، فلسفه، اخلاق و دین دارد، اما مهمترین اثر ناصرخسرو، سفرنامه اوست که در آن سفر، خود را از مرو به مکه و سپس به قاهره و سرانجام بازگشت خویش را به بلخ شرح مىدهد. او با برادرش و غلامى هندو از بیش از صد شهر عبور مىکند و از شرایط و اوضاع و احوال سفر، یادداشتهایى برمىدارد. بنا بر نوشتهاش در سفرنامه، ناصرخسرو در چهل سالگی شبی در خواب دید که کسی او را میگوید «چند خواهی خوردن از این شراب که خرد از مردم زایل کند؟ اگر بهوش باشی بهتر» ناصر خسرو پاسخ داد «حکما، چیزی بهتر از این نتوانستند ساخت که اندوه دنیا ببرد». مرد گفت «حکیم نتوان گفت کسی را که مردم را به بیهشی و بیخردی رهنمون باشد. چیزی باید که خرد و هوش را بیفزاید.» ناصرخسرو پرسید «من این از کجا آرم؟» گفت «عاقبت جوینده یابنده بود» و به سمت قبله اشاره کرد. ناصرخسرو در اثر این خواب، دچار انقلاب فکری شد، از شراب و همه لذایذ دنیوی دست شست، شغل دیوانی را رها کرد و راه سفر حج در پیش گرفت.
طی طریق هزار ساله
سفرنامه نتیجه یادداشتهاى روزانه ناصرخسرو هنگام سفر است. وى زمان سفر آنچه را مىدیده و مىشنیده، همانند یک گزارشگر امروزى، بر کاغذى مىنوشته و قصد عمده او، ثبت وقایع و رویدادها و مشاهدههای خود براى هموطنانش بوده است.توکلی صابری هم دست به کاری مشابه میزند. او در ابتدا به بررسی مسیری پرداخته که ناصرخسرو در سفر خود طی کرده است. اکنون مسیری که این شاعر و سفرنامهنویس در قرن چهارم، پشت سر گذاشته، در بین ۱۰ کشور قرار دارد، امروز برخی از این کشورها درگیر جنگ داخلی هستند و بعضی دیگر با همسایگان خود میجنگند. نویسنده باید از همه این کشورها ویزا بگیرد تا بتواند پابهپای ناصرخسرو پیش برود.
توکلی صابری، جز سفرنامه ناصرخسرو، سفرنامههای دیگر را هم خوانده و به تمام نقشههای قدیمی و جدید مراجعه کرده است. او در جستوجوی جای پای ناصرخسرو و مسیری که او طی کرده به کشورهای ترکیه، سوریه، لبنان و فلسطین، مصر، ترکمنستان و عربستان سعودی سفر کرده است. نویسنده، 29 مهرماه 1382، سفر خود را آغاز میکند. ابتدا از محل زندگیاش در شهر کلمبوس، واقع در ایالت اوهایو به تهران میآید و پس از آن همان مسیری را طی میکند که ناصرخسرو، هزار سال پیش، بر جاده ابریشم پیموده است. او از شهرهایی چون مشهد، سرخس، بسطام و خرقان میگذرد و به هر شهری که میرسد ویژگیهای آن را بازگو میکند. به این معنی که هم نظر ناصرخسرو را درباره آن شهر مطرح میکند و هم به تغییرات و فضای امروزی شهر میپردازد. «سفر برگذشتنی»، سفرنامه در سفرنامه است. نویسنده نه تنها شرح مفصلی بر سفرنامه ناصرخسرو نوشته که سفرنامه حج او را نیز از نظر گذرانده. در این کتاب، بخشهای مبهم سفرنامه ناصرخسرو روشن و خواننده با تغییراتی که پس از هزار سال در این مسیر رخ داده آشنا میشود.
مشکلات سفر
توکلى صابرى به شرح مشکلات سفر خود مىپردازد که به کلى با مشکلات سفر ناصرخسرو متفاوت بوده است: «در زمان او ناامنى راهها به علت وجود راهزنان بىشمار و تهیه آبوغذا، مهمترین دغدغه یک مسافر بود. من این مشکلات را نداشتم، اما در عوض، گرفتن روادید از کشورها و مزاحمت ماموران امنیتى درون این کشورها مشکل بزرگ من بود. عصر من، همه امکانات مادى و رفاهى پیشین را بسیار بهتر و بیشتر داشت و مسافرت سریعتر بود. اگر از زمان ناصرخسرو زنگوله شتران و آواى ساربانان، سکوت صحراى حجاز را مىشکست و فضولات چهارپایان ردپا و نشانه عبور کاروانیان بود، اکنون سروصداى موتورهاى جت و خودروهاى مختلف و گازهاى خفهکننده آنها و زباله حاصل از مصرف بیش از حد، جاى آنها را گرفته بود. اگر زبان بینالمللى در زمان او زبان عربى بود و حتى تا قرنها بعد صحبتکردن به زبانهاى اروپایى در عربستان خطرناک بود، در زمان من حتى در سرزمین عربستان، زبان انگلیسى زبان بینالمللى شده بود و حتی زبان مشترک مسلمانان بود. اگر در زمان او، لباس و معمارى و فرهنگ اسلامى در سرزمینهاى مسیر او حاکم بود، اکنون همه فرهنگهاى جهان تحتتاثیر فرهنگ غربى بود و بخش عظیمى از مسلمانان همانند غربیان لباس مىپوشیدند، غذا مىخورند، زندگى و حتى فکر مىکردند.» «سفر برگذشتنی» (پابهپای ناصرخسرو بر جاده ابریشم) نوشته محمدرضا توکلی صابری نخستین بار در سال ۱۳۹۲ توسط نشر «قطره» منتشر شد و بهعنوان برگزیده بخش مستند جایزه ادبی جلال آلاحمد در سال ۱۳۹۳، شناخته شد. اما چاپ دوم آن، امسال در دو جلد توسط انتشارات «علمی و فرهنگی» راهی بازار کتاب شده است.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




