شروع کارآفرینی از مسجد

نگاهی به کسب‌وکار گل‌وگیاه‌داری محمدعلی ایزدپناه

شروع کارآفرینی از مسجد

گلخانه کوچکی بود با طبقاتی که تا زیر سقف می‌رفت. همه جا پر از گلدان‌ها و تُنگ‌های کوچک و بزرگ بود. تراریوم‌ها و کاکتوس‌ها در دل تُنگ‌ها و گلدان‌ها جا خوش کرده بودند و زیر پایشان پهنه رنگی‌ از خاک و سنگ، تمام بسترشان را پر می‌کرد. محمدعلی بچه مشهد است و این گلخانه با تمام کوچکی و تمام قشنگی‌اش برای اوست. یک گلخانه کوچک پنجاه مترمربعی در گوشه‌ای از حیاط خانه پدری که محمدعلی بیشتر وقتش را آنجا می‌گذراند. این گلخانه تمام علاقه اوست و تمام کارش. در فضای کوچک این گلخانه آرزوهای بزرگ محمدعلی بال و پر گرفته‌اند. از همین جا محمدعلی کارش را شروع و از همین گلخانه کوچک با طبقاتی که در دیوارها و پَخ‌ها گلدان‌ها را در برگرفته، گلدان‌هایش را راهی بازار مشهد کرده. اینجا گل‌ها با گلدان‌هایی که یا گِلی‌اند یا تنه درخت یا سنگ‌نمک یا تُنگ‌هایی با شکل‌های متفاوت از فراخ و تَنگ و کوچک و بزرگ، ترکیب و به بهترین شکل آراسته و پیراسته می‌شوند. او با همین گلخانه کوچک که با نوآوری و تنوع فراهم کرده، توانسته برای ده نفر برای تمامی ایام سال اشتغال ایجاد کند. نوروز و ایام دیگر مثل رمضان اما فرق دارد و تا پنجاه نفر برای عرضه گلدان‌هایی که اینجا سر و شکل می‌گیرند در نمایشگاه‌های پاییزه و بهاره و به قولی فصلی مشغول می‌شوند.

رضا واعظی‌زاده

هم‌پیمان برای یک شروع
کاری که محمدعلی ایزدپناه کرده، نوآوری و ابتکار بوده در ترکیب گل و گلدان. پرورش تراریوم و کاکتوس تمام کار او نیست، کار بزرگ او در گلخانه کوچکش، ابتکاری است که او در فراهم‌کردن یک بسته گل و گلدان به خرج داده، چیزی که برای او ارزش‌افزوده داشته و توانسته از این رهگذر کار متفاوتی را در بازار عرضه کند.
محمدعلی ایزدپناه می‌گوید از بچگی‌اش به گل و گیاه دل‌بسته بوده: «برای اینکه بتوانم برای خودم کسب‌وکاری داشته باشم هرچه گشتم دیدم اگر بخواهم برای خودم شغلی داشته باشم که موفق باشم، هیچ چیز بهتر از گل و گیاه نیست. هم‌زمان خلائی در بازار دیده بودم که فکر می‌کردم با کوچک‌ترین تغییر می‌توانم کار متفاوتی وارد بازار کنم و از این رهگذر برای خودم و دیگر جوانانی که پیش از این در مسجد محله‌مان برای راه‌اندازی کسب‌وکار در قالب یک تیم، گردهم جمع شده بودیم، قدمی بردارم.»
گل‌فروشی‌ها پُر بردند از گل‌های شاخه بریده و آنجا جایی نبود که محمدعلی بتواند کارهایش را برای فروش بگذارد، بهترین جا برای او هایپرمارکت‌ها بودند. جایی که مردم روزانه با آن سروکار دارند و هر روز باید برای رفع مایحتاج روزانه، سری به آن‌ها بزنند؛ «گلدان‌های ما نمی‌توانستند در گل‌فروشی‌ها در کنار گل‌های شاخه بریده، دیده شوند و گل‌فروشی‌ها هم خودشان دست‌اندرکار بودند و نمی‌توانستند جایی برای عرضه ما داشته باشند. از همه این‌ها گذشته، گل‌فروشی‌ها همیشه در معرض خرید عمومی نبودند و به همین دلیل کارمان را با چند هایپرمارکت و به‌صورت امانی با سرمایه خیلی کم شروع کردیم.»
 
از اولین قدم‌ها
بزرگ‌ترین سرمایه‌ای که محمدعلی در اختیار داشت اعتباری بود که توانسته بود از نیروی جوان مسجد محله‌شان به این کار تزریق کند. بیست جوان در سه کارگروه که خودش آن‌ها را سازمان‌دهی کرده بود؛ دانشجوها و دانش‌آموزانی که محمدعلی آن‌ها را در مسجد ترغیب به واردشدن در عرصه کار و کارآفرینی کرده بود و حالا آن‌ها با کاکتوس‌هایی که یا خود محمدعلی قلمه می‌زد یا از بازار تهیه می‌کرد و گلدان‌هایی که از بازار همدان تهیه شده بودند، کار متفاوتی برای عرضه در سوپرمارکت‌های بزرگ شهر انجام می‌دادند. این خود خط‌شکنی بزرگی در مشهد بود که مشتریان سوپرمارکت‌ها می‌توانستند در کنار شیر و ماست و اقلام دیگر، حق انتخاب خرید گل هم داشته باشند.
محمدعلی با کمتر از صدهزار تومان کارش را با همراهی جوانانی که توانسته بود با خودش هم‌رای و همراه کند، شروع کرد و بعد از آن برای اینکه بتواند همیشه برای کارش ارزش‌افزوده بیشتری داشته باشد، تلفیقی از اشیا و اجناسی که به تنهایی ارزش چندانی ندارند مثل سنگ نمک یا تنه درختان به همراه گیاهانی چون کاکتوس را به کار برد و توانست برای خودش با ارزش‌افزوده‌ای  که گاهی تا سیصد درصد هم می‌رسد در بازارها و نمایشگاه‌ها جایی باز کند.  
ایده محمدعلی برای  استفاده از سنگ نمک برای گلدان و جاشمعی، او را ترغیب به ساخت دستگاهی کرد که می‌توانست در حجاری و خراطی کاربرد زیادی داشته باشد و به همین دلیل هم او توانست در سال 95، دستگاهی را که ساخته، ثبت اختراع کند و به‌واسطه ابتکار و خلاقیتش در افزودن ارزش‌افزوده از سنگ نمک تا پانصد برابر، در جشنواره کارآفرینی مشهد رتبه اول را کسب کند. «مدتی بعد کارگاه کوچک دیگری برای بخش سنگ در حیاط خانه یکی از اعضای تیم راه‌اندازی کردیم و سنگ نمکی که در مشهد کیلویی صد تومان بود را برای درست‌کردن جاشمعی به کار بردیم و تقریبا با کاربردی که به آن می‌دادیم آن را با چیزی حدود پنجاه برابر قیمت وارد بازار می‌کردیم.» کاری که محمدعلی می‌کرد این بود که کالای بی‌ارزشی را با نوآوری، به کالای زینتی و ارزشمند تبدیل و آن‌ها را در نمایشگاه‌ها رونمایی می‌کرد. 
 
بارانی که باریدن گرفت
«باران» نام برندی است که محمدعلی گل و گیاه‌ها و جاشمعی‌هایش  و البته خلاقیت‌هایش را در تلفیق ظرف و مظروف در لوای آن، روانه بازار می‌کند. «گلخانه ما همان گلخانه خانه پدری‌ام است، اما  در گلخانه‌های اطراف شهر مشهد سرمایه‌گذاری‌هایی داشته‌ایم. از آن‌ها خواسته‌ایم قسمتی از مساحت‌ گلخانه‌شان را در اختیار ما بگذارند و در مقابل، بخشی از محصولات را به آن‌ها ارائه بدهیم. در واقع هم محصولاتمان را پیش‌فروش می‌کنیم و هم از این طریق فضای لازم برای پروراندن نشاء کاکتوس در اختیار داریم.» 
شعار باران «هرسال، یک محصول» است. به‌عنوان مثال، باران توانسته در سال 92، کاشت گل در سنگ را در نمایشگاه بین‌المللی گل و گیاه رونمایی کند و در سال 94، پرورش تراریوم را به شیوه تخصصی و با کاهش قیمت برای مشتریان رونمایی کند. محمدعلی برای ترویج فرهنگ پرورش و خرید تراریوم دوره‌های مختلفی را در دانشگاه فردوسی، سازمان فنی‌وحرفه‌ای و مدارس مشهد برگزار کرده و توانسته تا حدود زیادی در این زمینه موفق باشد.
ارزش‌افزوده کار محمدعلی ایزدپناه تولید گیاهان نیست و به همین دلیل هم پیش از این به گفته خودش بنا نداشته گلخانه بزرگی دست و پا کند، ارزش‌افزوده کارش، خلاقیت اوست. «ما در گلخانه‌هایی که با آن‌ها مشارکت داریم، نیروی کار داریم، اما بیشتر بر بازار فروش و ارزش‌افزوده‌ای که به گیاهان می‌دهیم، متمرکز می‌شویم. در این پروسه، 10نفر  در کارگاه‌های تولیدی کار می‌کنند و 12 نفر هم به‌صورت پاره‌وقت در فضای مجازی بازاریابی می‌کنند.»
محمدعلی حالا در گیرودار ثبت یک شرکت دانش‌بنیان است و هدف اصلی‌اش این است که بتواند در زمینه گل و گیاه  در اندازه‌های تخصصی‌تر و قوی‌تر ظاهر شود و در آینده، گلخانه‌ای برای «باران» راه‌اندازی کند.
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه