تجربه جنبش «پیراهنسرخها» در آفریقایجنوبی
سیاست کوخنشینها
عباس شهرابی فراهانی
نگاه غالبی که تاکنون به حاشیهنشینی و حلبیآبادها وجود داشته، نگاهی آسیبشناسانه بوده است. در چنین نگاهی، به حاشیهنشینها در بهترین حالت به چشم انسانهای ناتوانی که موضوع پروژههای گوناگون «توانمندسازی» هستند نگاه شده و در بدترین حالت به چشم موجودات مزاحمی که باید از سطح شهر پاک شوند، خواه با روشهای اصلاحی یا با روشهای ضربتی. آن نگاه خوشقلب نخست که نگاه غالب سازمانهای مردمنهاد و انجمنهای خیریه است و نگاه بدبینانه دوم که معمولا در میان برخی سیاستگذاران یافت میشود، هر دو در تصور، مشترکاند، اینکه حاشیهنشینها به خودی خود قدرت حل معضلاتشان را ندارند. گروه اول قدرتگیری اجتماعی حاشیهنشینها را غیرممکن میداند (مگر میشود آدمهایی در چنان سطوح نازلی از کیفیت زندگی، سیاستورزی مستقل داشته باشند؟) و گروه دوم نیز به ظهور این قدرت اجتماعی به مثابه آسیب و تهدیدی دیگر مینگرند. با وجود این، تجربههای جهانی از سیاستورزی حاشیهنشینها افق دیگری را به رویمان باز میکند. از بولیوی تا هند، از هند تا آفریقایجنوبی، کشورهای در حال توسعه سرشارند از تجربههای سیاستورزی حاشیهنشینها، سیاستهایی که گاه به کنشهای رادیکالی مثل تسخیر خانههای خالی انجامیده و گاه حتی رئیسجمهوری مثل اوو مورالس را در بولیوی به قدرت رسانده است. در این یادداشت به معرفی یکی از نمونههای چشمگیر این نوع از سیاستورزی میپردازیم؛ «جنبش کوخنشینان» یا «پیراهنسرخها» در آفریقایجنوبی. در سال 2001، شهرداری اتهکوینی (eThekwini) که مسئولیت حکمرانی بر شهرهای «دوربان» و «پاینتاون» را دارد، طرحی به نام «پاکسازی زاغهها» را آغاز کرد. این برنامه مستلزم تخریب حلبیآبادها و امتناع از ارائه خدمات اساسی مثل برق و تصفیه آب برای مناطق حاشیهنشین بود. با اجرای این برنامهها، شمار زیادی از حلبینشینها آواره شدند و جمعی دیگر به اجبار به مناطق روستایی در حاشیه شهرها رانده شدند. در چنین زمینهای و در اعتراض به چنین اقداماتی بود که جنبش «کوخنشینان» یا به زبان بومی: Abahlali baseMjondolo) ظهور کرد. این جنبش در سال 2010 حدود 25هزار حامی فعال در 64حلبیآباد داشت. از میان این 25هزار نفر، 10هزار نفرشان اعضایی بودند که حق عضویت میپرداختند. جنبش کوخنشینان از یک ساختار درونی بسیار دموکراتیک، نامتمرکز و افقی برخوردار است. نخستین بروز سیاسی «کوخنشینان» یا «پیراهنسرخها» سال 2005 در شهر دوربان رخ داد. ماجرایی که نام «کوخنشینان» را سر زبانها انداخت از این قرار بود: در حوالی سکونتگاهی غیررسمی در نزدیکی جاده «کندی» در شهر دوربان، قطعه زمینی وجود داشت که شهرداری قول داده بود آن را به ساخت مسکن برای حاشیهنشینها اختصاص دهد. با وجود این، نظر شهرداری تغییر کرد و تصمیم گرفت زمین را به یک بنگاه صنعتی بفروشد. ساکنان حلبیآباد جاده کندی در اعتراض به این اقدام، جاده را بستند. اما این تنها نقطه آغاز کار «پیراهنسرخها» نبود. به گزارش پلیس آفریقایجنوبی، این کشور در سال2005 شاهد بیش از ششهزار اعتراض «غیرقانونی» بود که اکثریت این اعتراضها در حلبیآبادها و به شکل بستن جاده رخ داده بود.در اعتراض جاده کندی، 14نفر دستگیر شدند. پس از آزادی این افراد، چندین راهپیمایی در مقابل مراکز شهرداری برگزار شد. در هر یک از راهپیماییها یک تابوت به نشانه مرگ نمادین شهردار حمل میشد. این اعتراضها زمینه چیرگی گفتار جنبش کوخنشینان در محیطهای محلی را فراهم کرد. خود «کوخنشینان» در توجیه فعالیت خود در سطوح محلی و خُرد، چنین نوشتهاند: «دانشگاهیان رادیکالی که تمایلی به سخن گفتن با فقرا یا شرکت در نشستهای آنان را ندارند، ترجیح میدهند ما دفاتر بانک جهانی یا پایتخت را هدف قرار دهیم، اما مردم عادی در موقعیتهای محلی کار و زندگی میکنند و در این محیطهای محلی تحت نظارت دولت قرار دارند. هیچ جنبش مردمی رادیکالی بدون اینکه بر روابط سلطه محلی سوار شود که فوراً امکانهای مبارزه فرودستان را فراهم میکنند ممکن نمیشود. فعالیتهای اولیه «کوخنشینان» عمدتا معطوف به مخالفت با تخریب حلبیآبادها و اخراج اجباری ساکنانشان و نیز تلاش برای دستیابی به زمین بهتر و کیفیت بالاتر مسکن بود. این جنبش خیلی سریع به موفقیتهای بزرگی در زمینه توقف تخریبها و اخراجها، کسب حق ساخت خانههای جدید و تأمین خدمات اساسی مثل برق و آب دست یافت. در سال 2008، سبو زیکوده (S’bu Zikode) رهبر وقت جنبش اعلام کرد که با شهرداری اتهکوینی به توافقی رسیده مبنی بر تأمین خدمات اساسی برای 14 سکونتگاه و تضمین امنیت و اسکان رسمی برای سه سکونتگاه.سطح بالاتری از اقدامات «کوخنشینان» مقابله با معاملات سوداگرانه زمین و کوشش در جهت بهرهبرداری از زمینهای شهری برای اسکان بیخانمانها بوده است. در یکی از بیانیههای این جنبش در اعتراض به اخراج ساکنان یکی از سکونتگاههای غیررسمی آمده است: «ما باور نداریم که زمین را میتوان معامله کرد. ما سفت و سخت بر موضع خود ایستادهایم که ارزش اجتماعی زمین باید بر ارزش تجاری آن مقدم باشد. مایه خشم ماست که برخی میخواهند از استیصال فقرا و نیاز فوریشان به مسکن سوءاستفاده کنند و به آنها زمین بفروشند.» جنبشهایی مانند «پیراهنسرخها» نشاندهنده امکان شکلگیری یک «نیروی سوم» در برابر سیاستگذاران و سازمانهای مردمنهاد است؛ پیراهنسرخهای آفریقایجنوبی خودشان را دقیقا با همین نام «نیروی سوم» هم میشناسند. مبنای سیاستورزی این نیروی سوم بر بازشناسی و بهرسمیتشناختن قدرت مردمان مناطق حاشیهنشین و سایر تهیدستان شهری برای پیگیری منافعشان قرار دارد.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




