جشن بیکران
ترجمه کزازی از شاهکار دانته
هر فردی که حتی کمترین علاقهای به فرهنگ و هنر دارد، حتما نام «میرجلالالدین کزازی» را شنیده و توانمندی و تسلط او را در سخن گفتن و نوشتن به فارسی پیراسته از واژگان عربی ستوده است. این استاد زبان و ادبیات فارسی، چند اثر کلاسیک ادبیات جهان از جمله ایلیاد و ادیسه هومر، همچنین انهاید ویرژیل را به فارسی برگردانده است. او بهتازگی اثر کلاسیک دیگری از شاهکارهای ادبی جهان را ترجمه و منتشر کرده است. کمدی الهی یا به تعبیرِ کزازی «خندستان خدایی» شاهکار ادبیات کلاسیک ایتالیاست که بهعنوان یکی از نامورترین و گرانمایهترین آثار ادبیات اروپا نیز شناخته میشود. نویسنده این اثر، دانته آلیگیری متولد فلورانس است که طبق اطلاعاتی که کزازی در کتابش ارائه داده، در سال ۱۲۶۵ میلادی به دنیا آمده است. شاعر و نویسنده مشهور ایتالیایی در این کتاب که پیشتر ترجمههایش در قالب مجموعه سه جلدی در ایران منتشرشده، سفری خیالی به عالمهای برزخ، دوزخ و بهشت میکند و روایت سفرش را نیز با راوی اولشخص ارائه میدهد. او در این سفر، راهنمایی را نیز به همراه دارد. در برزخ و دوزخ، شخصیت ویرژیل، شاعر رومی است که دانته را راهنمایی میکند. در سفر خیالی این شاعر به بهشت نیز، زنی که دانته عاشقش بوده، او را همراهی میکند. نسخهای که انتشارات معین با ترجمه کزازی از این اثر مهم ادبیات جهان چاپ کرده، در قالب یک مجلد است. دانته آثار دیگری هم دارد که البته در سایه کمدی الهی قرار گرفتهاند. به تعبیر کزازی، خندستان خدایی، شالوده زبان و ادب ایتالیایی را ریخته است. کمدی الهی، در گونه و ساختار، وامدار نوشتهها و سرودههایی است که پیش از این سخنور ایتالیایی، در ایران و یونان و ایتالیای کهن یا روم و سرزمینهایی دیگر پدید آمده بودهاند و گونهای ادبی را شالوده ریختهاند که آن را سفرنامه مینوِی و فراسویی میتوانیم نامید. کزازی در مقدمهای که برای ترجمهاش بر این اثر نوشته، درباره بازگردانی آن، نوشته است: «این برگردان خندستان خدایی، آن است که من کمابیش، بر کامه خویش، بدین برگردان دست یازیدم و آغازیدم. آنچه مرا بدان برانگیخت درخواست پیگیر و پرشور دوستان سخنسنج و ادبآشنا و زیباپرست بود که هر زمان مرا میدیدند، از من میخواستند و در میایستادند و پای میفشردند که شاهکار دانته را به پارسی برگردانم.» در قسمتی از سرود بیست و ششم دوزخ، میخوانیم: «من بر پل سر بر میافروختم تا بهتر بتوانم دید؛ بهگونهای که اگر خویشتن را به تختهسنگ نمیچسباندم، بیآنکه کسی مرا به پیش رانده باشد، فرو میتوانستم افتاد. راهنمونم، آنگاه که مرا چنان گرایان به پیش دید، گفت: در درونِ آن آتشها، روانها جای دارند. هر کدام از آنها پوششی بر تن دارند که به آتشش میکشند و فرو میسوزند. در پاسخ گفتم: استادم! گفتههای تو دل مرا استوارتر و آسودهتر میگرداند، اما خود نیز، از این پیش، میدانستم که میباید کار بدینگونه باشد و میخواستم، گفت: پس در این آتش کیست، آتشی که در فرجامِ خویش، به دو شاخه میشود و چنان مینماید که از توده هیمههایی افروخته برمیآید که اتئوکل و برادرش را بر آن میسوزاندند. استادم مرا گفت: در این آتش، اولیس و دیومِد رنج و شکنجشان را برمیتابند. آنان با هم کیفر و پادافراه را برمیتابند، به همانسان که در گذشته با هم به ستیز و آویز میشتافتند. در درونِ آتششان، آنان بر نیرنگ و رنگ آن اسب چوبین میگریند و میزارند که بدان، راه به میانِ باروهایِ تروا بردند و بدینسان، هستمایه والای رومیان، در این شهر، بنیاد گرفت...» کتاب «خندستان خدایی» با ۶۰۳ صفحه مصور، شمارگان ۵۵۰ نسخه و قیمت ۸۷ هزار تومان، توسط انتشارات معین منتشر و راهی بازار نشر شده است.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




