نه شغل دارند نه مهارت و نه درس میخوانند!
نه درس خواندهاند و نه تخصصی گرفتهاند و نه کاری دارند. این وضعیت حداقل یکسوم جوانانی است که وضعیتشان کلاف در هم تنیده بیکاری را پیچیدهتر کرده است. جوانانی اسیرشده در دام بیکاری پنهان یا خاموش که نمادی از عمق بیکاری در اقتصاد در حال رشد ایران هستند. براساس آمارهایی که وزارت کار منتشر کرده، 36درصد از نیروهای جوان 15 تا 24ساله در سن کار و فعالیت، به دلایلی راهی به بازار کار ندارند و در سیاستگذاریها نیز حرفی از آنها زده نمیشود. جوانانی که به دلیل نبود یا دسترسی نداشتن به آموزش و کارآموزی، خطقرمزی بر قابلیتهای شخصی خود برای دستیابی به شغل کشیده و به همین دلیل یا از دایره مناسبات بازار کار بیرون رفته یا از کسب شغل ناامید شده یا از اساس تمایل به پیوستن به بازار را در خود سرکوب کردهاند.
موانع اشتغال جوانان
وضعیت بازار کار عموما با شمار شاغلان و بیکاران، مشارکت اقتصادی و نسبت آن با کل جمعیت در سن کار تحلیل میشود. با این حال این شاخصها صرفا گویای بخشی از واقعیت است و تصویر کاملی از بازار و تحرک اقتصادی افراد حاضر در آن، به دست نمیدهند. بخشی دیگر که غالبا از آنها به «ذخیره پنهان نیروی کار» یاد میشود، جوانان در سن کار اما غیرفعالی هستند که بهرغم میل باطنی، به اجبار موفق به ورود به بازار کسبوکار شغل نشدهاند. شاخص «نیت» (NEET) به بررسی همین افراد میپردازد. این شاخص که پس از بحران اقتصادی سال 2008 میلادی، وارد ادبیات مربوط به مطالعات بازار کار شده، توضیح میدهد، چطور باید با محاسبه تعداد افراد جوان غیرفعال و بیکار 15 تا 24 سالهای که مشغول به تحصیل نیستند و مهارتی هم فرانگرفتهاند، بیکاری واقعی را سنجید. سازمان بینالمللی کار میگوید رویاپردازی جویندگان کار به نبود شغل، محدود نمیشود بلکه عوامل دیگری نیز دخیلاند. از نظر این نهاد بینالمللی، شاخص «نیت» مناسبترین معیار برای نشاندادن واقعیات اقتصادهای در حال ظهور است.
زنان بیکار، دوبرابر مردان بیکار
آنطور که مشخص است، شاخص نیت میخواهد در کنار شاخصهای معمول، فهم همهجانبهتری از شرایط بازار کار و میزان بیکاری جوانان به دست دهد. این شاخص مکمل شاخص میزان بیکاری است با این تفاوت که شاخص بیکاری از نسبت جمعیت بیکار جوان به جمعیت فعالی که قادر به پیداکردن شغل نیستند، به دست میآید، اما شاخص نیت، جمعیت جوان غیرشاغلی را محاسبه میکند که نه در حال تحصیل هستند و نه امکانی برای کسب مهارت دارند. براساس گزارشی که چند روز پیش مرکز آمار و اطلاعات راهبردی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی منتشر کرده، وضعیت کشور در شاخص نیت اصلا مناسب نیست. این گزارش که براساس تحلیل دادههای سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سالهای 90 تا 95 به دست آمده، شاخص نیت را 2/36 درصد محاسبه کرده است. به عبارت دیگر، در سال 95 حدود 4میلیون و 290هزار نفر از جوانان 15 تا 24 ساله کشور نه تنها شغلی نداشتهاند که حتی در حال تحصیل یا کسب مهارت هم نبودهاند. این گزارش، شاخص نیت برای مردان را 8/23درصد گزارش کرده، اما آمارها نشان میدهد اوضاع زنان قدری شکنندهتر است. شاخص نیت برای زنان 49 درصد محاسبه شده که این رقم دو برابر مردان است. نکته قابل ذکر دیگر اینکه شاخص کلی نیت در پنج سال اخیر در مقایسه با سال 90 که 3/38درصد بوده، دو درصد بهبود یافته است. روند تغییرات شاخص نیت نیز حاکی از آن است که شاخص در 5سال گذشته برای مردان تقریبا پایدار بوده اما در میان زنان به سمت بیثباتی میل کرده و چهاردرصد تنزل داشته است. این تصویری است که گزارش وزارت کار از بیکاری جوانان 15 تا 24 ساله محروم از اشتغال، آموزش و مهارت ترسیم میکند و برهمین اساس میگوید، ایران تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله زیادی دارد. کما اینکه وضع بیکاران ایران در مقایسه با کشورهای همرده مانند مصر یا بنگلادش به مراتب بدتر است.
ساختارهای تحمیلی به بازار کار
اما معنای این آمار و ارقام چیست و چه پیامی برای سیاستگذاران دارد؟ رئیس مرکز آمار و اطلاعات راهبردی وزارت کار هشدار میدهد این گروه از افراد بهشدت مستعد به حاشیه راندهشدن از عرصه عمومی هستند و اگر این شاخص، کنترل نشود و فکری به حال جوانان بیکار فاقد امکان فراگیری تحصیل و مهارت نشود، آسیبها و ناهنجاریهای اجتماعی متعددی به دنبال آن خواهد آمد. سیدنعمتاله میرفلاح نصیری، از طیف وسیعی از عوامل یاد میکند که به گفته او، همگی اقتصادی نیستند، اما در مقایسه با کشورهای دیگر بیشترند واثرگذاری عمیقی بر فرآیند خلق ارزشافزوده داشته است. عواملی نظیر ناسازگاریهای مهارتی، ساختارهای اقتصادی و مسائل فرهنگی و اجتماعی که آخری تاثیرات جدیتری بر اشتغال به کار جوانان دارد. وی با اشاره به ناسازگاریهای مهارتی در میان جوانان جویای کار ایرانی میگوید: «بسیاری از کشورها ناسازگاریهای مهارتی را تجربه میکنند، اما چیزی که بازار کار ایران نیاز دارد، الزاما با پاسخ مناسبی از طرف نظام آموزش کشور روبهرو نمیشود. در بسیاری از کشورها طرحهایی مثل «از مدرسه تا بازار کار» را پیادهسازی میکنند و حتی در برخی ممالک، فارغالتحصیلان دانشگاهی را برای ورود به عرصه بازار کار و ماندگاری در آن آماده میکنند، اما در کشور ما افراد نمیتوانند تخصص و مهارت خود را براساس نیاز بازار کار تنظیم کنند و همین موضوع بر بهرهوری و میزان درآمد آنها تاثیر گذاشته است.» فرض شاخص نیت این است که از ظرفیتهای جوان بهعنوان نیروهای مولد استفاده شود، اما فلاح نصیری میگوید: «در ایران مسائل فرهنگی، اجتماعی و اعتقادی آنچنان اثر تعیینکنندهای بر انتخابهای اقتصادی افراد گذاشته که عملا بخش مهمی از جوانان بهخصوص زنان را از گردونه بازار کار خارج کرده است.» وی میگوید: «در ایران به دلایل فرهنگی و اعتقادی، کار زنان بیرون از خانه نهادینه نشده و همین مسئله شاخص نیت در ایران را بالا برده است.» وی اضافه میکند: «ممکن است شأن افراد اجازه ندهد هر شغلی را قبول کنند. تعداد معدودی نیز متمول هستند و مایل نیستند تمام وقت خود را صرف شغلی کنند که درآمد چندانی ندارد. بخشی از افراد نیز مشغلههای خاص خود را دارند که هدف آنها کسب درآمد نیست و بازار کار از حضور آنها محروم میشود و...»
تطبیق با واقعیات بازار کار و بازیگران آن
گرچه برایند همه آمار و ارقامی که درباره شاخص نیت مطرح میشود، توسعه زیرساختها و امکانات تحصیلی، مهارتآموزی و خلق تعداد مشاغل بیشتر است، با این حال اگر موضوع را از زاویه حمایتهای اجتماعی بررسی کنیم، وضعیت روشنتر میشود. در واقع بحث اصلی این است که به موازات عقبماندگی در عرصه اشتغال و بازار، فقدان حمایتهای اجتماعی نظیر بیمههای درمان و بازنشستگی نیز به همان اندازه اثرات سوء میگذارد و این موضوع را حادتر میکند. برای نمونه، کافی است به آمارهایی که سازمان تامیناجتماعی از جمعیت بیمهشدگان فعال خود بر حسب گروه سنی منتشر کرده، توجه شود. گرچه در حالت معمول بیشترین تعداد افراد بیمهشده تامیناجتماعی به گروه سنی 30 تا 34سال تعلق دارد (78/21درصد)، دفتر آمار و محاسبات اقتصادی سازمان تامیناجتماعی تعداد شاغلان 15 تا 24ساله را با 555 هزار نفر و معادل 4درصد کل بیمهشدگان فعال این سازمان اعلام کرده که 163 هزار نفر کمتر از آمارهای سال 94 است. به یک معنا، میتوان گفت شاخص نیت بر عملکرد تامیناجتماعی نیز آثار مستقیمی دارد. مسئلهای که معاون پژوهشی موسسه عالی پژوهش، آن را به تحولات بازار کار کشور و نبود استراتژی مشخص در استفاده از فرصتهای جدید ربط میدهد. حسام نیکوپور با اشاره به تغییرات در سن و دستمزد بیمهشدگان جدید تامیناجتماعی میگوید: «در سازمان تامیناجتماعی میانگین سنی جدیدالورودها رو به افزایش است و از طرفی نیز میانگین دستمزد آنها از حداقل بیشتر است، چراکه افراد ترجیح میدهند با تحصیلات دانشگاهی وارد بازار کار و دوران بیمهپردازی شوند.» وی با بیان اینکه میانگین سنی ورود به بازار کار هماکنون 28سال است، اضافه میکند: «واقعیت این است که جوانان در بازار کار ترجیح میدهند با تحصیلات بالا و صرف زمان و جستوجوی فراوان وارد بازار کار شوند در حالی که انتظار میرود جوانانی که سالهای کمتری تحصیل کردهاند، زودتر وارد بازار کار شوند، اما چون بازار کار فرصت و امکان مناسب را به آنها نمیدهد، ورود خود به عرصه عمومی را به تاخیر میاندازند. در میان بیمهشدگان تامیناجتماعی نیز طی چند سال گذشته میانگین دستمزد گروههای کمسن و سال بیشترشده و سهم زنان افزایش یافته که دلیل آن تحولات بازار است.» به گفته نیکوپور، جوانان جویای کار در کشور بی«شام» هستند. یعنی شغل، آموزش و مهارت کافی در اختیار ندارند. وی میافزاید: «در همه جای دنیا نیز بحثهایی درباره ارتباط میان صنعت و دانشگاه مطرح است، اما کسی از حوزههای آکادمیک انتظار ندارد مهارت به جوانان آموزش داده شود.بلکه راهحل اصلی پارکهای علم و فنآوری است که در همه کشورها وجود دارند.» معاون پژوهشی به رشد استارتآپها و کسبوکارهای نوین در هزاره جدید اشاره و تاکید میکند: «افزایش تعداد نیروهای جوان 15 تا 24ساله الزاما به معنای بیکاری آنها نیست.» وی میگوید: «مشاغل با ماهیت جدید در حال افزایش است و بسیاری ترجیح میدهند از این طریق به فعالیت اقتصادی بپردازند. با این حال ظرفیت آنها در فرایند ارزشآفرینی هنوز به رسمیت شناخته نشده است.» نیکوپور به تنوع شغلی پایین کشور اشاره میکند و میگوید: «ما حدود 3800 کدشغل در کشو داریم که بسیار کم است. از طرفی نیز جوانان شغلهای با ماهیت جدید و فناورانه را میپسندند، اما مسئله این است که نه حوزه اشتغال رسمی خود را با تحولات جدید تطبیق داده و نه سازمانی مانند تامیناجتماعی که حیاتش به کسب منابع از کسب و کارها وابسته است، توانسته قواعد و مقررات خود را بهروزرسانی کند تا آنها را زیر پوشش بگیرد.» به اعتقاد وی، عصر جدید با قواعد سنتی سازگاری ندارد و جوانان در معرض و مخاطب انواع مشاغل خانگی و اینترنتی هستند و لازم است در کنار سرمایهگذاری بر مقولههایی مانند آموزش، کارآموزی و ایجاد شغل، به عرصههای جدید نیز توجه شود تا شمار بیشتری از جوانان که ممکن است دسترسی به بازار کار سنتی نداشته باشند، وارد چرخه کار و اشتغال شوند.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




