فلاسفه در فوتبال جزیره

فلاسفه در فوتبال جزیره

مدیران فوتبالی لیگ برتر انگلیس برای بازگشت این لیگ به صدر اخبار فوتبالی ازمربیان صاحب سبک کمک گرفته‌اند، حالا مربیان همه فلسفه‌های فوتبالی در انگلیس دورهم جمع شده‌اند و برای حیثیت ازدست‌رفته لیگ برتر می‌جنگند

مهدی شادمانی

وقتی قرار بود خیر و شر در لیگ برتر انگلیس کنار هم بیایند، شاید کمتر کسی فکر می‌کرد که لیگ برتر جزیره از این هم جذاب‌تر شود. پپ گواردیولا و خوزه مورینیو به‌عنوان سرمربیان تیم‌های اول و دوم شهر منچستر انتخاب شدند و نبرد میان این دو مربی تداعی مهم‌ترین نبرد فوتبال باشگاهی چند سال اخیر فوتبال دنیا در انگلیس بود. نبردی که در لیگ قهرمانان اروپا شروع شد و بعد به لالیگا کشیده شد. نبردی که موفق شد جذابیت را از لیگ برتر انگلیس به لالیگا منتقل کند. آن هم در روزهایی که مسی و رونالدو تک‌ستاره‌های اصلی فوتبال نبودند و کم‌کم در کنار نبرد این دو مربی، خودی نشان دادند و ستاره‌های بی‌بدیل فوتبال جهان شدند.
حضور توامان پپ و خوزه در لیگ برتر برای بازگرداندن اقبال جهانی به فوتبال باشگاهی انگلیس کافی بود اما به نظر می‌رسد که خواسته و ناخواسته امسال همه تاکتیک‌های فوتبال جهان در لیگ برتر خواهند بود و جذابیت را به اوج خواهند رساند. چهره اول این نمایش هم مربیانی هستند با اندیشه‌های متفاوت تاکتیکی؛ کونته، کلوب، رانیری، پوچتینو، ونگر، گواردیولا و مورینیو (از راست به چپ در تصویر بالا).
پوچتینو سرمربی تاتنهام است. شاید فکر کنید جایش در این فهرست نیست، در حالی که متفاوت‌ترینشان است. او به مدارس فوتبال اعتقاد عجیب‌وغریبی دارد. بازیکنانش را از مدرسه فوتبال بیرون می‌کشد و یک تیم جوان به زمین می‌فرستد. او به جوان‌گرایی و پرورش استعداد اعتقاد عجیبی دارد.
تیم پوچتینو هم زیبا بازی می‌کند. هم تجارتش را می‌کند و هم در لیگ برتر می‌ماند. او چیزی شبیه به آرسن ونگر گذشته است. حالا ونگر در آرسنال برای قهرمانی تلاش می‌کند و مدل دیگری را به نمایش می‌گذارد. تیم قرمزپوش لندنی امسال می‌خواهد به سمت قهرمانی حرکت کند مانند سه سال گذشته و امید زیادی به قهرمانی لیگ برتر دارد.
این دو مربی براساس فلسفه جوان‌گرایی فعالیت می‌کنند و ستاره‌های جوان می‌سازند و می‌فروشند. 
رانیری مربی بعدی است. او فلسفه‌ای خاص به وجود آورده. فلسفه لسترسیتی. او سبک زندگی خاصی برای تیمش تعریف کرده، تیمی که بدون ستاره و اسم مهم به قهرمانی لیگ برتر رسیده. تیم رانیری برخلاف ونگر فلسفه‌ای کاملا جدید دارد، فلسفه‌ای مبتنی بر تیم‌محوری.
جذابیت دیگر لیگ برتر آنتونیو کونته است، سرمربی چلسی که تیم قبلی‌اش نمایش بسیار خوبی در جام ملت‌های اروپا داشت. کونته البته فقط به ایتالیا خلاصه نمی‌شود اما آن فوتبال پرانرژی و پردوندگی که ایتالیای همیشه فانتزی به نمایش گذاشت، آن هم بدون ستاره، نوید تکرار کاتانچیو را به صورت نوین می‌داد، سیستمی براساس دفاع و پرس از مقابل دروازه حریف.
تیم او شاید سیستمی مقتصدتر اما شبیه به مورینیو داشته باشد، سرمربی‌ای که تیم‌هایش با ساختار دفاع و ضدحمله شناخته می‌شوند و البته در سال آخر رئال‌مادرید نمایشی هجومی هم داشت. کونته در چلسی در کنار مورینیو در یونایتد با ستاره‌های ویژه تیم‌هایی هستند که خواه‌ناخواه هیجان را به لیگ برتر می‌آورند. اصل فوتبال، فوتبال مالکانه اما در تیم‌های دیگر است. یورگن کلوب که سال قبل به لیورپول آمده، بندرنشینان را با نمایش فوق‌العاده تیمش امیدوار کرده. تیم او زیبا فوتبال بازی می‌کند و به تعداد بالا هم گل می‌زند. در کنار تیم گواردیولا، پپ که به نوعی نماینده بازی مالکانه در فوتبال به حساب می‌آید هم امسال در کنار کلوب برای فوتبال مالکانه خواهد جنگید. با او و منچسترسیتی که قرار است شبیه بایرن و بارسا بازی کند حتما پکیج فوتبال جزیره کامل خواهد شد.
همه فلسفه‌های فوتبال امسال در فوتبال جزیره جمع شده‌اند و تلاش می‌کنند لیگ برتر را به جای قبلی‌اش بازگردانند. لیگ برتری که سال‌هاست از لالیگا جامانده و حتی رقابت را به بوندسلیگاهم واگذار کرده است. این تلاش روزهای خوب و هیجان‌انگیزی را برای فوتبال‌دوستان خواهد ساخت.
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه