سرم پر از تصویر ایران است

سرم پر از تصویر ایران است

جواد حیدریان

 
 
 
 
افشین بختیار، تصویری تمام از ایران است. آرام، مغرور، بااصالت و فروتن. نام آشنایی در عکاسی میهن که 45 سال است دائم طبیعت و تاریخ و میراث ایران را با چشم دوربینش به جهان نشان داده است. البته او معتقد است: «بیش از جهانیان، ایرانیان را با طبیعت و تاریخ و تمدن خود آشنا کرده‌ام.» بختیار اما حالا که 6 دهه از عمرش سپری شده نگران است. عکاس حرفه‌ای که مهم‌ترین روزهای زندگی‌اش را برای ثبت ایران صرف کرده، حالا در 65 سالگی چشمش به آینده است. می‌گوید: «عاشق این مملکت هستم. تمام ایران را بالا و پایین کرده‌ام. تمامی ایران را گشته‌ام و عکاسی کرده‌ام و ثمره کار من شناسایی ایران است. ایرانی که من عاشقش هستم زیباتر از تمام تصاویری است که دیده‌اید. حاصل علاقه من به این کشور بیش از 60 جلد کتاب است. بیش از 200 جلد کتاب هم با مشارکت دیگران از تصاویر دوربین من تولید شده، اما من 65 ساله هستم و هنوز بیمه نیستم و 45 سال عکاسی کرده‌ام. حالا سن من بالا رفته است. این روزها طول عمر هنرمندان و خیلی از مردم همین حدودهاست.»
حرف‌های افشین بختیار  تلخ و گزنده است. جایی که تصاویر تولیدشده‌اش را برای نوباوگان فردای کشور به کتاب‌های درسی می‌برند، او تلخ حرف می‌زند و نگران است. می‌گوید نگران خودش نیست. البته او در روزهایی که پیکر عباس کیارستمی، هنرمند نامی ایران بر دوش شهری غمگین بدرقه شد، می‌گوید: «وضعیت خوبی نیست و من نگران آینده کسانی هستم که در این شغل عمرشان را سپری می‌کنند.» او البته به روایت دوستانش خوب زندگی کرده است، بی‌آنکه حامی داشته باشد، و به قول خودش بیمه هم نبوده است. بختیار در میان نگرانی‌هایش به اهمیت و اعتبار عکاسان و هنرمندان دیگر کشور اشاره می‌کند و خاطره‌ای را به یاد می‌آورد. می‌گوید: «نمایشگاهی در اتریش داشتم که با استقبال زیادی همراه بود. در هیاهوی نمایشگاه عکس‌هایم، آن حوالی مغازه فرش‌فروشی دیدم. فردی اتریشی در کنار فرش‌های ایرانی کتابی می‌فروخت. با دقت به تصاویر کتاب نگاه کردم، دیدم کتاب‌های من را می‌فروشد. لحظه‌ای غرور تمام وجودم را فراگرفت. به مغازه‌دار گفتم این کتاب را می‌خواهم و صاحب مغازه سر رسید و من را نگاه کرد و گفت ایرانی هستی و من گفتم بله، پرسید چرا این کتاب را می‌خواهی؟ گفتم من صاحب این کتاب هستم. یک لحظه خشکش زد. با هیجان با همکارانش به زبان آلمانی صحبت می‌کرد. بعد از آن‌ها پرسید می‌دانید این آقا چه کسی است؟ داشت از من تعریف می‌کرد. کتاب را به من نداد ولی از من خواست فردا نزدیک ظهر آنجا باشم. فردا ظهر به مغازه فرش‌فروش رفتم، دیدم نزدیک به 500 نفر با هیجان و علاقه آنجا هستند. انبوهی از کتاب‌های عکاسی من را آورده بودند و جشن امضا برپا بود. آن روز من با غرور تمام به نام ایران کتاب‌های خودم را برای مردم اتریش امضا می‌کردم. اما راستش در وطن خودم شرایط طور دیگری است. کسانی که از آن‌ها طلب داری حقوقت را نمی‌دهند و حسابت نمی‌کند و هرروز با طعنه و متلک با آدم برخورد می‌کنند؛ آدم دلش سنگین می‌شود.»
می‌گوید: « تمام عمر در غرور و اعتبار زندگی کرده‌ام و الان هم زندگی خوبی دارم. اما حقیقت امر این است که کسی که عمرش را برای نشان دادن ایران گذاشته نباید فراموش شود و هیچ‌کس سراغش را نگیرد. امیدوارم روزی این مسائل برای من و بقیه حل شود. ما ایران را به ایرانی‌ها شناساندیم. حالا که کلاهم را قاضی می‌کنم می‌گویم ای‌کاش این شغل... نه نمی‌توانم به کار دیگری فکر کنم. چون عاشق این کار هستم. من مهندس برق بودم ولی عاشق ایران بودم و خواستم عکاسی کنم و ثمره کار من تا جایی که بقیه می‌گویند عالی بوده، اما من خودم می‌گویم هنوز دینم به ایران را ادا نکرده‌ام. امثال من هنوز در تنگناهای مالی هستند و کسانی که لوازم کار ما را می‌فروشند مثل دوربین و کاغذ و فیلم و تجهیزات دیجیتال و... الان از نظر مالی از ما جلو زده‌اند و آن‌ها هم که از ما استفاده می‌کنند از ما جلو زده‌اند و ما مانده‌ایم.»
        
افشین بختیار متولد تهران است. او دارای درجه‌یک هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است و 45 سال آزگار به کار عکاسی از طبیعت، معماری، مردم، صنعت و... ایران و میراث فرهنگی و آثار باستانی مشغول بوده است. او البته می‌گوید: «زمانی خط زندگی‌ام مستقیم بود ولی الان خط زندگی و حرفه من و بسیاری از همکارانم اریب و رو به پایین است.» البته او تاکید می‌کند که خیلی‌ها طول عمر را طی می‌کنند اما او عرض زندگی را بارها و بارها طی کرده است. می‌گوید: «من 450 سال عمر دارم.» از موسسه هنرمندان پیشکسوت یاد می‌کند و می‌گوید: «این موسسه هنرمندانی مثل من را پوشش می‌دهد. کسانی که در رده‌های بالایی هستند را پوشش می‌دهند و من دومین یا اولین عکاسی هستم که عضو این موسسه شده است و راستش اولین‌باری است که احساس می‌کنم اگر روزی حین عکاسی در کویر از دنیا رفتم، کسی هست بیاید دنبال جسدم و تابوت من را بگیرد. بعد از 65 سال این‌ها من را بیمه کرده‌اند!» می‌گوید: «ما اینقدر شکستگی داریم که حد و حساب ندارد. بیشتر دلم شکسته است. سه جای بدنم آتل هست تا بتوانم راه بروم. برای هرجایی که کار کردم حق‌بیمه دادم، ولی اصلا معلوم نیست چه شده است! اینقدر راه پیچیده‌ای دارد که بعضی مثل من عطایش را به لقایش می‌بخشند ولی ناراحتی‌ام اینجاست که من را سالخورده می‌دانند و برای بیمه کردنم بهانه می‌آورند.» می‌گوید: «به همه کسانی که بعد از من شروع به عکاسی کرده‌اند، توصیه می‌کنم شرایطشان مثل من نشود. باید ما را بیمه کنند، نباید من بعد از 65 سال التماس کنم که بیایید و من را بیمه کنید. البته من هرگز چنین درخواستی نمی‌کنم. هنرمندان پیشکسوت در روزهایی که پیری و فرسودگی به سراغشان می‌آید باید بیمه تکمیلی باشند و نیاز به همکاری دارند ولی آیا واقعا اینطور است؟ من این افتخار را داشتم که با عکاسان زیادی به صورت تجربی کار کنم. من آیینه آن‌ها هستم، باید به فکر فردایشان باشند و بدانند که هرروز نمی‌توانند کوله‌پشتی 30 تا 50 کیلویی را حمل کنند.»
او البته می‌گوید: «من نباخته‌ام. خدا را شکر زندگی خوبی داشته‌ام و خوب زندگی کرده‌ام. دنیا را لمس کرده‌ام. سردی و گرمی و روی باز و بسته مردم را دیده‌ام و خدا را شکر می‌توانم راه بروم و سالم هستم. اینقدر خاطره و دوست دارم که گاهی فکر می‌کنم سرم از تصویر تمام ایران پر است. با همه اقوام خاطره دارم و بزرگ‌ترین ثروت من این است که با مردم بوده‌ام و مال دنیا را بی‌ارزش می‌دانم.»
***
امکان بیمه تامین‌اجتماعی برای عکاسان وجود دارد
 
مدیرکل امور فنی بیمه‌شدگان تامین‌اجتماعی با بیان اینکه از سال 67 و به طور دقیق‌تر از روز هشتم فروردین‌ماه این سال اتحادیه‌ها و صنوف تحت پوشش سازمان تامین‌اجتماعی قرار گرفته‌اند به آتیه‌نو می‌گوید: «این رویه از گذشته وجود داشته و امروز نیز صنوف مختلف می‌توانند اعضای صنف خودشان را بیمه کنند.» سیروس نصیری اضافه می‌کند: «به طور کلی کسانی که رابطه مزدی با صنف دارند، از سنوات قبل لیست حق‌بیمه آن‌ها به سازمان تامین‌اجتماعی ارائه شده و بیمه آن‌ها نیز لحاظ شده است. اما به طور واضح می‌توان گفت در بخش مشاغل آزاد افرادی که از طریق اتحادیه‌ها معرفی می‌شوند، می‌توانند بیمه خود را بپردازند. این نوع بیمه توافقی است و متقاضیان می‌توانند درخواست خود را به سازمان تامین‌اجتماعی ارائه کنند.» این مقام مسئول با بیان اینکه صنف عکاسان نیز مستثنا از قاعده مذکور نیست، تصریح می‌کند: «عکاسان نیز مانند سایر اقشار این امکان را دارند که درخواست بیمه خود را به سازمان تامین‌اجتماعی ارائه دهند و سازمان نیز ازلحاظ گسترش پوشش بیمه‌ای به این‌گونه افراد مشکلی ندارند.»

 

ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه