الگوریتم‌ها  و پایان آزادی کار

الگوریتم‌ها و پایان آزادی کار

هیوا جهانگرد روزنامه نگار




 رؤیای شیرین اقتصاد پلتفرمی با شعاری فریبنده آغاز شد: «رئیس خودت باش و هر زمان که خواستی کار کن.» اما پشت این وعده طلاییِ استقلال و انعطاف‌پذیری، واقعیتی تاریک پنهان است که انسان‌ها را به چرخ‌دنده‌هایی بی‌اهمیت در یک ماشین عظیم تبدیل می‌کند. مستند «پایان بازی گیگ» (The Gig Is Up) به کارگردانی شانون والش، پرده از این نمایش پرزرق‌وبرق برمی‌دارد و مخاطب را به تاریک‌خانه اقتصاد گیگ می‌برد. این اثر، روایتی تکان‌دهنده از زندگی کارگرانی است که در پلتفرم‌هایی مانند اوبر، دلیورو و آمازون فعالیت می‌کنند؛ روایتی که برای جامعه امروز ایران و انبوه رانندگان، پیک‌ها، دورکاران، فریلنسرها و کارگران پلتفرم‌های بومی، به شکلی دردناک آشنا و ملموس است.

از استقلال تا استثمار
مستند با کالبدشکافی دقیق مفهوم «آزادی» در اقتصاد پلتفرمی آغاز می‌شود. شانون والش با سفر به نقاط مختلف جهان نشان می‌دهد که میلیون‌ها نفر، به امید رهایی از قیدوبندهای اشتغال سنتی، به آغوش اپلیکیشن‌ها پناه برده‌اند. اما آنچه در عمل تجربه می‌کنند، نوعی بردگی دیجیتال است. کارگر پلتفرمی نه بیمه دارد، نه مرخصی باحقوق و نه هیچ‌گونه امنیت شغلی. او تنها نقطه‌ای متحرک روی نقشه است که باید در سریع‌ترین زمان ممکن و با کمترین هزینه، نیاز مشتری را برآورده کند. در اقتصاد تورم‌زده ایران، این سراب استقلال به‌مراتب بی‌رحم‌تر است. جوانانی که به دلیل کمبود فرصت‌های شغلی پایدار به ناوگان تاکسی‌های اینترنتی یا شبکه پیک‌های آنلاین می‌پیوندند، خیلی زود درمی‌یابند که برای تأمین حداقل هزینه‌های زندگی و جبران استهلاک سرسام‌آور وسیله نقلیه خود، باید روزانه بیش از دوازده ساعت کار کنند. در اینجا دیگر خبری از انعطاف‌پذیری نیست؛ این جبر بقاست که ساعات کار را تعیین می‌کند.

دیکتاتوری خاموش الگوریتم‌ها
یکی از درخشان‌ترین و در عین حال هراس‌آورترین بخش‌های مستند، پرداختن به مفهوم «مدیریت الگوریتمی» است. در اقتصاد گیگ، شما با مدیری انسانی که بتوانید با او گفت‌وگو کنید یا شرایط خاص خود را توضیح دهید، روبه‌رو نیستید. رئیس شما مجموعه‌ای از کدها و الگوریتم‌هایی است که هیچ درکی از ترافیک، خرابی خودرو، بیماری یا خستگی ندارند. این الگوریتم‌ها با پایش مداوم عملکرد، کارگران را مدیریت، تشویق، جریمه و در نهایت حذف می‌کنند. در پلتفرم‌های ایرانی نیز این پدیده به‌شدت رایج است. مسدود شدن ناگهانی حساب کاربری راننده یا پیک به دلیل امتیاز پایین یا لغو چند سفر، به معنای قطع فوری منبع درآمد اوست. کارگر ایرانی در این سازوکار عملاً حق اعتراضی ندارد و پشتیبانی پلتفرم‌ها نیز اغلب به پاسخ‌های رباتیک و از پیش تعیین‌شده محدود می‌شود. الگوریتم‌ها در نقش دیکتاتورهای خاموش، کوچک‌ترین لغزش را با قطع دسترسی مجازات می‌کنند.
مستند شانون والش به‌خوبی نشان می‌دهد که نظام امتیازدهی ستاره‌ای به ابزاری برای کنترل روانی و انضباط‌بخشی کارگران تبدیل شده است. مشتریان با فشردن چند دکمه روی صفحه نمایش خود، بی‌آنکه بدانند، سرنوشت شغلی یک انسان را رقم می‌زنند. برای راننده یا پیک، دریافت امتیاز کامل به معنای بقا و امتیاز پایین به معنای قرار گرفتن در معرض خطر حذف است. این اضطراب دائمی، کارگران را وادار می‌کند برای جلب رضایت مشتری دست به هر اقدامی بزنند. وقتی این تصویر را در خیابان‌های شلوغ و پرخطر تهران یا دیگر شهرهای ایران قرار دهیم، معنای آن تصادف‌های دلخراش موتورسوارانی است که برای رساندن غذای گرم و فرار از جریمه تأخیر، از چراغ قرمز عبور می‌کنند. در این ساختار، جان انسان‌ها با تخفیف‌های رقابتی و وعده ارسال سریع معاوضه می‌شود.

پایان بازی برای انسان
بخش دیگری از مستند به پدیده «کارگران روح» در پلتفرم‌هایی مانند آمازون می‌پردازد؛ انسان‌هایی که پشت صفحه‌های نمایش نشسته‌اند و کارهای خردی را انجام می‌دهند که هوش مصنوعی هنوز قادر به انجام آن‌ها نیست. آنان تصاویر را برچسب‌گذاری و داده‌ها را سامان‌دهی می‌کنند تا الگوریتم‌ها هوشمندتر به نظر برسند. این انسان‌های نامرئی با دستمزدهایی ناچیز کار می‌کنند و تقریباً هیچ‌گاه دیده نمی‌شوند. این انزوای عمیق و بیگانگی از محصول کار، وجه مشترک بسیاری از کارگران اقتصاد گیگ است. آنان در میان شلوغی شهرها و انبوه داده‌های اینترنتی، تنهاترین نیروی کار عصر مدرن به شمار می‌روند.
تماشای «پایان بازی گیگ» تنها مرور یک مستند سینمایی نیست، بلکه خیره شدن به آینه‌ای است که آینده تاریک بازار کار را بازتاب می‌دهد. این مستند یادآور می‌شود که راحتی سفارش غذا با یک کلیک یا دسترسی سریع به خودرو، بر پایه استثمار نظام‌مند طبقه جدیدی از کارگران بی‌دفاع بنا شده است. در ایران، جایی که نهادهای صنفی و قوانین کار هنوز نتوانسته‌اند خود را با سرعت رشد اقتصاد پلتفرمی هماهنگ کنند، این بحران ابعاد نگران‌کننده‌تری یافته است. کارگرانی که نه کارمند محسوب می‌شوند و نه خویش‌فرما، در خلأیی قانونی رها شده‌اند تا همه هزینه‌ها و ریسک‌ها را به‌تنهایی بر دوش بکشند. این مستند زنگ خطری برای جامعه و سیاست‌گذاران است؛ هشداری برای آنکه پیش از بلعیده شدن کامل مناسبات انسانی کار به دست الگوریتم‌ها، راهی برای بازتعریف حقوق بنیادین انسان در عصر دیجیتال پیدا شود. صدای خاموش کارگران پلتفرمی باید شنیده شود؛ پیش از آنکه واقعاً بازی برای انسان به پایان برسد.
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه