بازنشستگی بازتولید نابرابری در جهان است

بازنشستگی بازتولید نابرابری در جهان است

امین مازندرانی روزنامه نگار

 گزارش سالانه سازمان همکاری و توسعه اقتصادی با عنوان «نگاهی به حقوق بازنشستگی» در نسخه ۲۰۲۵ خود، پرده از واقعیتی تلخ و هشداردهنده برمی‌دارد. فصل هفتم این گزارش جامع که به‌طور اختصاصی به بررسی «درآمد و فقر سالمندان» پرداخته، تنها یک روایت آماری از کشورهای توسعه‌یافته نیست، بلکه آینه‌ای تمام‌نما از آینده پرالتهابی است که در انتظار جامعه ایران نشسته است. جهان به‌سرعت در حال پیر شدن است، اما نحوه مواجهه کشورها با این زمستان جمعیتی تفاوت‌های بنیادینی دارد. مطالعه دقیق این گزارش با عینک واقعیت‌های اجتماعی و اقتصادی ایران نشان می‌دهد که پدیده سالمندی بدون داشتن یک چتر حمایتی قدرتمند، مترادف با سقوط به ورطه فقر مطلق خواهد بود.
ایران روی لبه یک پرتگاه جمعیتی ایستاده و با سرعتی بی‌سابقه از کشوری جوان به کشوری سالمند تبدیل می‌شود. هم‌زمان با این دگردیسی عمیق اجتماعی، اقتصاد کشور با طوفان‌های سهمگینی نظیر تورم مزمن، کاهش شدید ارزش پول ملی و از همه مهم‌تر ناترازی صندوق‌های بازنشستگی دست‌وپنجه نرم می‌کند. در چنین اتمسفری، بررسی شاخص‌های مطرح‌شده در گزارش سازمان همکاری و توسعه اقتصادی به‌مثابه یک نقشه راه برای درک بحران‌های پیش‌رو است. این گزارش نشان می‌دهد ساختارهای معیوب اقتصادی می‌توانند سال‌های استراحت انسان را به سال‌های مبارزه برای بقا تبدیل کنند. برای سیاست‌گذاران و جامعه ایرانی، خوانش تحلیلی این گزارش یک ضرورت گریزناپذیر است تا دریابند چگونه تورم، شکاف‌های طبقاتی و نابرابری‌های جنسیتی دست در دست هم، سالمندان را به قشر حاشیه‌ای جامعه بدل می‌سازند.
فقر و جمعیت فعال
در قلب فصل هفتم این گزارش، یک گزاره آماری تکان‌دهنده وجود دارد: نرخ فقر در میان سالمندان به‌طور میانگین بسیار بالاتر از نرخ فقر در کل جمعیت است. داده‌ها نشان می‌دهند افراد پس از دهه‌ها کار و تلاش، وارد دورانی می‌شوند که از نظر مالی به‌مراتب آسیب‌پذیرتر از دوران جوانی و اشتغال خود هستند. وقتی این حقیقت تلخ را بر بوم اقتصاد ایران پیاده می‌کنیم، ابعاد فاجعه روشن‌تر می‌شود. در جغرافیایی که تورم دورقمی و افسارگسیخته به رویه‌ای عادی تبدیل شده، حقوق ثابت بازنشستگی به‌سرعت قدرت خرید خود را از دست می‌دهد. پدیده دردناک بازگشت سالمندان ایرانی به بازار کار، رانندگی در تاکسی‌های اینترنتی یا تن دادن به مشاغل کاذب و غیررسمی با دستمزدهای ناچیز، تجلی عینی همین شکاف درآمدی است که سازمان همکاری و توسعه اقتصادی نسبت به آن هشدار می‌دهد. گزارش تأکید می‌کند اتکای صرف به فرمول‌های ایستا برای محاسبه مستمری، بدون در نظر گرفتن سازوکارهای پویای جبران تورم، سالمندان را به‌سوی فقر پنهان و فرساینده سوق می‌دهد؛ وضعیتی که در آن تأمین هزینه‌های اولیه درمان و معیشت به کابوسی روزمره برای بازنشستگان ایرانی تبدیل شده است.

شکاف جنسیتی سالمندی
فقر، آن‌گونه که داده‌های این نهاد بین‌المللی با دقت تشریح می‌کنند، چهره‌ای کاملاً جنسیتی دارد. این گزارش بارها بر این نکته کلیدی تأکید می‌کند که زنان سالمند به شکلی بی‌رحمانه بیش از مردان در معرض فقر و تنگدستی قرار دارند. این آسیب‌پذیری مضاعف ریشه در بی‌عدالتی‌های ساختاری در طول عمر آنان دارد: وقفه‌های طولانی‌مدت شغلی به‌خاطر فرزندآوری و مراقبت از خانواده، دریافت دستمزدهای پایین‌تر در دوران جوانی و همچنین امید به زندگی بالاتر که باعث می‌شود زنان اندوخته‌های ناچیز خود را در سال‌های طولانی‌تری مصرف کنند. وقتی از دریچه جامعه ایران به این مسئله نگاه می‌کنیم، زنگ‌های خطر با صدای بلندتری به صدا درمی‌آیند. نرخ مشارکت اقتصادی زنان در ایران در مقایسه با میانگین‌های جهانی بسیار پایین است. بخش عظیمی از زنان ایرانی عمر خود را وقف کارهای خانگی بدون دستمزد کرده‌اند یا در بخش‌های غیررسمی و بدون هیچ‌گونه پوشش بیمه‌ای مطمئن مشغول به کار بوده‌اند. این بدان معناست که این زنان در دوران پیری کاملاً به حقوق همسران خود یا حمایت‌های خانوادگی وابسته‌اند. پیام روشن گزارش این است که نظام‌های رفاهی باید کارهای مراقبتی را به رسمیت بشناسند، در غیر این صورت در دهه‌های آینده جامعه ایران با موج عظیمی از زنان سالمند، بیوه و سرپرست خانوار روبه‌رو خواهد شد که هیچ پناهگاه اقتصادی و نهادی برای زندگی ندارند.

نابرابری درآمدی سالمندان
روایت سالمندی یک داستان یکدست و همگن نیست، بلکه روایتی به‌شدت طبقاتی است. این گزارش به واکاوی نابرابری‌های عمیق درآمدی می‌پردازد که در درون خود جمعیت سالمندان بازتولید شده و حتی تشدید می‌شود. دوران بازنشستگی قرار نیست فاصله‌های طبقاتی را از بین ببرد. کسانی که در جوانی مشاغل امن با درآمدهای بالا و پرداخت‌های بیمه‌ای کامل داشته‌اند، در دوران پیری نیز از مستمری‌های رفاهی برخوردارند. در مقابل، کارگران حداقل‌بگیر و شاغلان اقتصاد گیگ، ناامنی مالی خود را به دوران سالمندی نیز منتقل می‌کنند. این دوگانگی در ساختار بازنشستگی ایران کاملاً مشهود است. تکه‌تکه بودن نظام بازنشستگی و تفاوت‌های نجومی میان حداقل‌بگیران سازمان تأمین اجتماعی با بازنشستگان برخی صندوق‌های خاص و نهادهای ویژه، نماد بارز همین نابرابری است. این گزارش به سیاست‌گذاران گوشزد می‌کند که نگاه کلی‌نگر به فقر سالمندان، این دره‌های عمیق طبقاتی را پنهان می‌کند. برای ایران، این هشدار به معنای آن است که طرح‌های تسکین‌دهنده‌ای مانند همسان‌سازی حقوق‌ها، اگرچه در کوتاه‌مدت مُسکن هستند، اما هرگز نمی‌توانند جایگزین اصلاحات ساختاری و پارامتریک شوند؛ اصلاحاتی که باید ریشه‌های بی‌عدالتی را هدف قرار دهند تا حداقل‌های زندگی شرافتمندانه برای تمامی سالمندان تضمین شود.

دارایی و رفاه سالمندان
ارزیابی رفاه سالمندان تنها با تکیه بر درآمدهای ماهانه، تصویری ناقص ارائه می‌دهد. یکی از ظریف‌ترین و مهم‌ترین نکاتی که در گزارش سازمان همکاری و توسعه اقتصادی برجسته شده، تمایز میان فقر درآمدی و ثروت مبتنی بر دارایی است. بسیاری از سالمندان ممکن است ورودی نقدی پایینی داشته باشند، اما مالک قطعی مسکن خود هستند. این مالکیت به‌عنوان سپر دفاعی قدرتمند عمل می‌کند و با حذف هزینه‌های سنگین اجاره‌بها، مانع از سقوط آن‌ها به زیر خط فقر مطلق می‌شود. این روند تاریخی تا امروز فرشته نجات نسل‌های قدیمی‌تر در ایران بوده است. بالا بودن نرخ مالکیت مسکن در میان سالمندان فعلی ایرانی تا حد زیادی توانسته ناکارآمدی و بی‌ارزش شدن حقوق‌های بازنشستگی را پوشش دهد. اما این یک امتیاز روبه‌زوال است. با توجه به جهش‌های افسانه‌ای قیمت مسکن و رویای دست‌نیافتنی خانه‌دار شدن برای نسل جوان و نیروی کار فعلی در ایران، سناریوی وحشتناکی در حال شکل‌گیری است. سالمندان فردای ایران نسلی از مستأجران خواهند بود. با حذف سپر دفاعی مالکیت مسکن، فقر درآمدی با تمام قوا و بدون هیچ مانعی بر سر بازنشستگان آوار خواهد شد؛ ترکیب اجاره‌نشینی در دوران پیری و بی‌ارزش بودن مستمری‌ها، دستورالعملی قطعی برای یک فاجعه انسانی است. در مجموع، فصل هفتم گزارش «نگاهی به حقوق بازنشستگی» در سال ۲۰۲۵ چیزی فراتر از یک تمرین آماری است. این سند مانیفست بحران‌های قریب‌الوقوعی است که گریبان دولت‌های غافل را خواهد گرفت. برای جامعه ایران، که درگیر تحریم‌های اقتصادی، ناکارآمدی در مدیریت صندوق‌های بازنشستگی و شتاب تغییرات جمعیتی است، یافته‌های این گزارش یک پیشگویی هشداردهنده محسوب می‌شود. پیام گزارش روشن است: رها کردن سالمندان در ساختارهای فرسوده بازنشستگی، نتیجه‌ای جز فقر فراگیر، تعمیق شکاف‌های جنسیتی و گسست‌های شدید طبقاتی نخواهد داشت. زمان وصله‌پینه کردن قوانین و تزریق‌های مالی موقت به پایان رسیده است. 
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه