تبدیل حقوق بازنشستگی به خشت و سنگ!
کریم مقبلی خراسانی کارشناس رفاه
مفهوم سنتی بازنشستگی معمولاً با انتظار طولانیمدت گره خورده است؛ دههها پرداخت حق بیمه به امید دریافت مستمری در سالهای پایانی عمر. در این مدل کلاسیک، افراد سالها از بخشی از دستمزد خود چشمپوشی میکنند تا آیندهای امن بسازند، در حالی که در همان سالهای جوانی و میانسالی با چالشهای بزرگی مانند تأمین مسکن و پرداخت اجارهبها دستوپنجه نرم میکنند. اما چه میشد اگر این حق بیمهها بهجای آنکه صرفاً وعدهای برای فردا باشند، همین امروز به کمک تأمین سرپناه میآمدند؟ پاسخ این رویا در دستان چاقوی سوئیسی اقتصاد سنگاپور است. صندوق آیندهنگر مرکزی سنگاپور (CPF) چیزی فراتر از یک قلک بازنشستگی ساده است؛ این صندوق در واقع یک ابزار چندمنظوره و شاهکلید رفاه اجتماعی به شمار میرود. در نظام نوآورانهی سنگاپور مبالغی که به عنوان حق بیمه کسر میشود، در حسابهای تفکیکشده و شفافی به نام خود افراد ذخیره میشود. جادوی این نظام در بخشی به نام «حساب عادی» نهفته است. دولت سنگاپور به شهروندان خود اجازه میدهد از موجودی این حساب بهطور مستقیم برای پیشپرداخت یا پرداخت اقساط وام مسکن (بهویژه برای آپارتمانهای دولتی) استفاده کنند. در واقع سازوکار رفاهی سنگاپور حقوق بازنشستگی را در همان دوران جوانی به «خشت و سنگ» تبدیل میکند. نتیجهی این رویکرد خیرهکننده است: امروز حدود ۹۰ درصد شهروندان سنگاپور صاحبخانه هستند و بخش عمدهای از این دستاورد بزرگ وامدار همین معماری هوشمندانه است. در این الگو شهروندان مجبور نیستند برای چشیدن طعم پسانداز خود تا زمان پیری صبر کنند.
این الگو میتواند الهامبخش طراحی نظامهای رفاهی نوین در سراسر جهان باشد. در رویکردهای مدرن اقتصادی، یکی از بهترین راهها برای حفظ و ارتقای ارزش پسانداز بلندمدت افراد، گره زدن آن به داراییهای مشهود و سرمایهای مانند مسکن است. وقتی منابع بیمهای بهجای حبس شدن در چرخههای مالی طولانیمدت، در قالب تسهیلات مسکن به خود بیمهشدگان برگردد، یک ساختار کارآمد خلق میشود.
اگر نظامهای تأمیناجتماعی با الهام از این مدل به بیمهشدگان اجازه دهند درصدی از حق بیمه خود را (بهویژه سهمی که برای بازنشستگی در نظر گرفته شده) مستقیماً به عنوان وثیقه یا قسط وام مسکن به کار بگیرند، دو هدف بزرگ محقق میشود: از یک سو نیروی کار در دوران جوانی صاحب سرپناه میشود و انگیزهی بسیار بالاتری برای مشارکت در نظام بیمهای خواهد داشت، و از سوی دیگر، ارزش پسانداز او در قالب یک دارایی فیزیکی (ملک) در برابر نوسانات اقتصادی و افت ارزش پول در گذر زمان محافظت میشود.
تبدیل بخشی از حقوق بازنشستگی به مسکن، دارایی ملموس و امنی برای روزهای پیری فراهم میکند؛ چرا که داشتن یک سرپناه مطمئن و نداشتن دغدغهی اجارهبها در دوران سالمندی، خود بهتنهایی بزرگترین و ارزشمندترین مستمری است. با این نگاه، بازنشستگی از انتظار منفعلانه، به فرایندی پویا، قابل لمس و ثروتآفرین تبدیل میشود.
این الگو میتواند الهامبخش طراحی نظامهای رفاهی نوین در سراسر جهان باشد. در رویکردهای مدرن اقتصادی، یکی از بهترین راهها برای حفظ و ارتقای ارزش پسانداز بلندمدت افراد، گره زدن آن به داراییهای مشهود و سرمایهای مانند مسکن است. وقتی منابع بیمهای بهجای حبس شدن در چرخههای مالی طولانیمدت، در قالب تسهیلات مسکن به خود بیمهشدگان برگردد، یک ساختار کارآمد خلق میشود.
اگر نظامهای تأمیناجتماعی با الهام از این مدل به بیمهشدگان اجازه دهند درصدی از حق بیمه خود را (بهویژه سهمی که برای بازنشستگی در نظر گرفته شده) مستقیماً به عنوان وثیقه یا قسط وام مسکن به کار بگیرند، دو هدف بزرگ محقق میشود: از یک سو نیروی کار در دوران جوانی صاحب سرپناه میشود و انگیزهی بسیار بالاتری برای مشارکت در نظام بیمهای خواهد داشت، و از سوی دیگر، ارزش پسانداز او در قالب یک دارایی فیزیکی (ملک) در برابر نوسانات اقتصادی و افت ارزش پول در گذر زمان محافظت میشود.
تبدیل بخشی از حقوق بازنشستگی به مسکن، دارایی ملموس و امنی برای روزهای پیری فراهم میکند؛ چرا که داشتن یک سرپناه مطمئن و نداشتن دغدغهی اجارهبها در دوران سالمندی، خود بهتنهایی بزرگترین و ارزشمندترین مستمری است. با این نگاه، بازنشستگی از انتظار منفعلانه، به فرایندی پویا، قابل لمس و ثروتآفرین تبدیل میشود.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




