زنان راننده تاکسیهای اینترنتی زیر فشارند
شکوفه صیرتی روزنامه نگار
شیشههای خودرو از سرمای صبحگاهی تهران مه گرفته و بخار نفسش روی شیشه جلو مینشیند. بخاری را کمی تندتر کرده، اما سرمایی که از درز در و پنجرهها میدود، زودتر از گرما به کابین میرسد. پشت چراغ قرمز، دستکش نازکش را پایین میکشد، انگشتها را چند بار باز و بسته میکند و نگاهش را از آینه به خیابان برمیگرداند؛ خیابانی که زمستان در آن، همیشه کمی عبوستر است. رانندگی برای زنان ایرانی حالا دیگر یک شغل رسمی و شناختهشده است و تاکسیهای اینترنتی، راه ورود آسانتر آنان را به این بازار باز کردهاند. کافی است اپلیکیشن را باز کنی؛ از هر ده یا پانزده سفر، یکی تصویر سفیر زن را نشان میدهد. نشانهای کوچک، اما معنادار، از تغییر آرام در مناسبات کار شهری. با این همه، اگر زن باشی و بخواهی از طریق رانندگی درآمد کسب کنی، مسیر همچنان پر اضطراب است؛ مسیری که دشواریهایش در زمستان، بیشتر به چشم میآید.
تاکسیهای اینترنتی با ورود خود به عرصه حملونقل، شکل و شمایل تازهای به این بازار دادند. مزایای آن هم برای رانندگان و هم برای مسافران روشن است: راننده دیگر مجبور نیست ساعتها در سرما کنار خیابان بماند و برای جذب مسافر رقابت کند؛ مسافر هم لازم نیست مسیری طولانی را تا ایستگاه یا خیابان اصلی طی کند و در باد و باران منتظر بماند. سفر، از پشت در خانه آغاز میشود و به مقصد ختم. همین نظم جدید، بخشی از بینظمیهای قدیمی شهر را مهار کرده و برای گروهی از شهروندان، بهویژه زنان، فرصت تازهای ساخته است.
یکی از مهمترین پیامدهای این تحول، ورود گستردهتر زنان به بازار حملونقل بوده است. پیشتر نیز زنان راننده تاکسی وجود داشتند، اما تکوتوک و حاشیهای. سرویسهایی مانند «اسنپ رز» برای مدتی این حضور را پررنگتر کرد، اما با منحل شدن آن و ادغام سرویسها، زنان و مردان زیر یک چتر مشترک قرار گرفتند؛ و همین، چالشهای زنان راننده را دوچندان کرد. اضطراب ناشی از آزارهای کلامی و نگاههای مزاحم، اکنون بخشی از تجربه روزمره آنان است؛ تجربهای که اگرچه در سکوت کابین رخ میدهد، اما اثرش تا پایان روز روی ذهن و اعصاب راننده میماند.
ویدئویی تلخ
مدتی قبل، ویدئویی در شبکههای اجتماعی دستبهدست شد و ناگهان نگاهها را به بخشی از واقعیت پنهان خیابان دوخت؛ واقعیتی که معمولاً در سکوت کابین خودرو میماند. یکی از رانندگان زن تاکسی اینترنتی، بهطور مخفیانه از چند سفر خود فیلم گرفته بود و بیآنکه چهرهای را نشان دهد، واکنش مسافران را ثبت کرده بود. چند مرد، راننده را خطاب قرار دادند؛ یکی شماره تلفن خواست، دیگری با لحنی تحقیرآمیز گفت سرعتت کم است و چند دقیقه بعد پرسید اصلاً گواهینامه داری؟ دو نفر پیشنهاد کار دادند؛ یکی پیشنهاد داد راننده را برای کار بهعنوان منشی خصوصی به شرکتش ببرد. بعضی هم با ادبیاتی شبهدلسوزانه پرسیدند: «این کار سخت نیست؟ اذیت نمیشوید؟ حیف شما نیست؟» همین جملات، در ظاهر ساده، اما در معنا سنگیناند؛ چون مرز میان احترام و تجاوز به حریم را جابهجا میکنند. دیده شدن این تصاویر، مسئله آزار زنان راننده را دوباره پررنگ کرد و واکنشهای زیادی به همراه آورد. آنچه در این روایت کوتاه برجسته شد، آسیبپذیری حریم خصوصی رانندگان زن است؛ زنانی که در هر سفر باید همزمان راننده باشند، مراقب باشند، پاسخ دهند، نترسند و در عین حال خود را از نگاههای مزاحم دور نگه دارند. این وضعیت، کار را از یک «سفر» ساده به تجربهای پرتنش تبدیل میکند.
امنیت روانی فرساینده
فارغ از امنیت جانی، امنیت روانی برای یک راننده زن مسئلهای حیاتی است؛ چیزی که اگر فراهم نشود، سختی کار چند برابر میشود. راحله، با هفده سال سابقه کار در فرودگاه و ایرانخودرو، پس از تعدیل نیرو به رانندگی در اسنپ روی آورده است. او میگوید بیشتر مسافران محترمانه برخورد میکنند، اما برخی به خود اجازه میدهند سؤالات شخصی بپرسند یا درباره ظاهر راننده اظهارنظر کنند. حتی جملههایی که ظاهراً تعریفاند، گاهی تحقیر پنهان دارند؛ مثل «در این زمانه که مردها کار نمیکنند، دم غیرتت گرم.» راحله میگوید برای خودش چارچوب گذاشته و اگر مسافر بخواهد ارتباطی خارج از سفر برقرار کند، او را بلاک میکند؛ چون میترسد دردسر شود و همین شغل را هم از دست بدهد. مشکل آنجاست که در لحظه مزاحمت، تماس با پشتیبانی همیشه کارساز نیست. او میگوید پاسخ اسنپ گاهی به ثبت تیکت محدود میشود، در حالی که خطر ممکن است همان لحظه رخ دهد. اکرم هم از ترس مسیرهای پرت و اطراف شهر میگوید؛ از اینکه سفرهای اشتراکی را قبول نمیکند و همانقدر که مسافران از خفتگیری میترسند، رانندگان زن نیز از مسافر میترسند. عسل با صراحت میپرسد: اگر کسی از پشت چاقو را روی پهلو بگذارد، چه کاری میتوان انجام داد؟ برخی برای امنیت بیشتر سراغ اسنپباکس میروند تا کمتر مسافر سوار کنند، اما آن هم دغدغههای خود را دارد.
امنیت در سفر آنلاین
تأمین امنیت در تاکسیهای اینترنتی، امری تصادفی و حاصل شانس نیست؛ محصول سیاستگذاری، آموزش، سازوکارهای دقیق و واکنشهای سریع است. گزارش عملکرد اسنپ که یازدهم مردادماه امسال منتشر شد، تصویری روشن از این واقعیت ارائه میدهد: کاربران مسافر و راننده در مجموع ۲۵۰٬۸۶۹ تماس با بخش امنیت سفر داشتهاند. با این حال، از میان این حجم قابل توجه تماس، تنها ۲۱ درصد از کاربران مسافر و ۱۵ درصد از کاربران راننده توانستهاند گزینه «گزارش اضطراری» را بهطور صحیح به تیم امنیت سفر منتقل کنند. این آمار، نه صرفاً یک عدد، بلکه نشانهای جدی از خلأ آموزش و ضعف آگاهی عمومی درباره ابزارهای موجود است؛ ابزارهایی که اگر درست و بهموقع به کار گرفته نشوند، عملاً کارکرد حفاظتی خود را از دست میدهند.
مقایسه با تجربه پلتفرمهایی چون «اوبر» در کشورهای دیگر نیز همین ضرورت را برجسته میکند. در بسیاری از آن کشورها، پیش از ورود راننده به چرخه کار، دورههای آموزشی چندماهه برگزار میشود؛ آموزشهایی که از کمکهای اولیه تا اصول تأمین امنیت، مدیریت بحران، و نحوه مواجهه حرفهای با مسافر را شامل میشود. این فرایند، نه تشریفات زائد، بلکه بخشی از استانداردهای ایمنی شهری است؛ استانداردهایی که در ایران هنوز بهطور کامل محقق نشده و جای آن در ساختار تاکسیهای اینترنتی خالی است.
با این همه، جذابیت این شغل همچنان پابرجاست. استقلال مالی، ساعت کاری شناور و خودمختاری، از مهمترین عواملی است که افراد را به سمت رانندگی در اسنپ و تپسی سوق میدهد. ثبتنام نیز ساده و کمهزینه است؛ بارگذاری تصاویر گواهینامه، بیمهنامه، معاینه فنی و عکس راننده، در کنار استعلام عدم سوءپیشینه از پلیس، روندی است که در چند دقیقه انجام میشود. همین سهولت، سبب شده زنان خانهدار، دانشجویان و بازنشستگان نیز آن را راهی سریع برای رسیدن به درآمد ببینند. اما همین درِ باز و ورود آسان، اگر با آموزش و پایش همراه نشود، میتواند زمینهساز افزایش آزارها و آسیبها شود؛ زیرا راننده دائماً در تماس مستقیم با مردم است و این تماس مستمر، به سلامت روان، تعادل رفتاری و آستانه تحمل بالا نیاز دارد.
بررسیها نشان میدهد زنان راننده، بیش از دیگران با این چالشها درگیرند. بر اساس گزارش اسنپ، ۴/۳ درصد رانندگان زن هستند؛ نسبتی که با تقریب مشابه، در تپسی نیز قابل تصور است. با افزایش بیکاری و موجهای تعدیل نیرو، میتوان پیشبینی کرد که در سالهای آینده زنان بیشتری به این حوزه وارد شوند. از این رو، ایجاد سازوکارهای سنجش رفتار، پایش مستمر، برخورد قاطع با مزاحمان و در عین حال تقویت زیرساختهای امنیتی، میتواند فضای آرامتر و حرفهایتری برای کاربران تاکسی اینترنتی فراهم کند.
قضاوتهای نزدیک خانه
یک سوی پنهان ماجرای امنیت روانی، نه در خیابان و نه در برخورد مسافر، بلکه در نگاه نزدیکترین آدمها شکل میگیرد؛ جایی که جامعه هنوز به رانندگی تاکسی برای زنان عادت نکرده است. عسل میگوید برخورد خانواده، دوستان و اطرافیان اصلاً خوب نیست؛ یا ترحم میکنند یا سرزنش. جملههایی از جنس «این چه کاری است؟» و «اگر با فامیل و آشنا برخورد کنی آبرویمان میرود» هنوز در زندگی بسیاری از زنان راننده تکرار میشود. گویی کارکردن، به جای آنکه یک ضرورت اقتصادی و حق اجتماعی باشد، بهانهای برای قضاوت و انگزدن است. در چنین فضایی، زن راننده ناچار است همزمان با مدیریت مسیر و مسافر، با بار سنگین نگاهها نیز زندگی کند؛ نگاههایی که به جای احترام، تردید و سوءظن میکارند و آرامآرام روحیه را فرسوده میکنند.
اما امنیت، تنها مسئله نیست. این شغل، از جنس «درآمد ثابت» نیست و ضربهپذیری آن در برابر بحرانهای بیرونی بالاست. خرابی خودرو، تعطیلات رسمی، تعطیلیهای ناگهانی ناشی از آلودگی هوا یا ناترازی انرژی و در ماههای اخیر، اثرات جنگ، همگی مستقیماً بر درآمد رانندگان اثر میگذارد. راحله میگوید این شغلی است که از آن نان درمیآورد؛ بیمه را خویشفرما میپردازد و خرج بچه و زندگی روی دوش اوست. او توضیح میدهد بعد از جنگ، جیپیاس درست کار نمیکند؛ تا نزدیک مسافر میروی و او سفر را لغو میکند، چون فکر میکند فاصله زیاد است. همه سرگردان شدهاند و درآمد پایین آمده است. در اسنپ و تپسی، یک روز کار نکردن یعنی همان روز درآمد نداشتن؛ ساده و بیرحم.
با این حال، گاهی اقداماتی برای آسایش رانندگان از سوی پلتفرمها در نظر گرفته میشود که اگر استمرار یابد، میتواند به شکلگیری یک زیرساخت حمایتی کمک کند؛ از جمله طرحهایی که زنان سرپرست خانوار را از پرداخت کمیسیون معاف میکند. چنین سیاستهایی، هرچند محدود، نشان میدهد امکان کاهش فشار وجود دارد، به شرط آنکه مقطعی و تبلیغاتی نماند.
درآمد کم؛ هزینه سنگین
در نگاه اول، رانندگی در تاکسیهای اینترنتی شغلی ساده و در دسترس به نظر میرسد؛ کاری که با یک خودرو و یک تلفن همراه آغاز میشود و وعده درآمد روزانه میدهد. اما واقعیت، بهویژه برای زنان راننده، چیزی شبیه یک معادله فرساینده است: کرایههای پایین در برابر هزینههای سنگین. مسئله اصلی بسیاری از زنان، نه فقط مزاحمتهای کلامی یا فشارهای روانی، بلکه همین اقتصاد شکنندهای است که در پایان هر روز، سهم اندکی برای راننده باقی میگذارد. کرایهها معمولاً با سرعت رشد هزینههای زندگی همخوان نیست و وقتی کمیسیون پلتفرمها، استهلاک خودرو، هزینه سوخت، بیمه و تعمیرات به آن اضافه میشود، نتیجه اغلب چیزی جز یک درآمد حداقلی برای گذران روزمره نیست.
محیا، ۲۱ ساله، که مدتی است وارد این کار شده، میگوید مزاحمتها همیشه وجود دارد و اعصاب آدم را خرد میکند، اما با همه هم نمیشود درگیر شد و موضوع را پیگیری کرد. او از تلخی «تحمل کردن» حرف میزند؛ تحملی که گاهی از خود مزاحمت سنگینتر است. با این حال، فشارهای اقتصادی آنقدر روی سر آدم میریزد که ناچار میشوی بسیاری از این تلخیها را کنار بگذاری و فقط به فکر خرج روزمره بمانی.
او میگوید هزینه تعمیرات ماشین بسیار بالاست و بعضی مراکز معرفیشده برای تعمیر یا سرویس، زمانبر عمل میکنند؛ ممکن است چند روز خودرو در تعمیرگاه بماند و در عمل چند روز، هیچ درآمدی شکل نگیرد. از سوی دیگر، کمیسیونها برای راننده سنگین است و پولی که به دست میآید، معمولاً فقط برای پرداخت قبضها و هزینههای جاری میرسد؛ حتی یک ریال هم نمیشود پسانداز کرد.
تاکسیهای اینترنتی با ورود خود به عرصه حملونقل، شکل و شمایل تازهای به این بازار دادند. مزایای آن هم برای رانندگان و هم برای مسافران روشن است: راننده دیگر مجبور نیست ساعتها در سرما کنار خیابان بماند و برای جذب مسافر رقابت کند؛ مسافر هم لازم نیست مسیری طولانی را تا ایستگاه یا خیابان اصلی طی کند و در باد و باران منتظر بماند. سفر، از پشت در خانه آغاز میشود و به مقصد ختم. همین نظم جدید، بخشی از بینظمیهای قدیمی شهر را مهار کرده و برای گروهی از شهروندان، بهویژه زنان، فرصت تازهای ساخته است.
یکی از مهمترین پیامدهای این تحول، ورود گستردهتر زنان به بازار حملونقل بوده است. پیشتر نیز زنان راننده تاکسی وجود داشتند، اما تکوتوک و حاشیهای. سرویسهایی مانند «اسنپ رز» برای مدتی این حضور را پررنگتر کرد، اما با منحل شدن آن و ادغام سرویسها، زنان و مردان زیر یک چتر مشترک قرار گرفتند؛ و همین، چالشهای زنان راننده را دوچندان کرد. اضطراب ناشی از آزارهای کلامی و نگاههای مزاحم، اکنون بخشی از تجربه روزمره آنان است؛ تجربهای که اگرچه در سکوت کابین رخ میدهد، اما اثرش تا پایان روز روی ذهن و اعصاب راننده میماند.
ویدئویی تلخ
مدتی قبل، ویدئویی در شبکههای اجتماعی دستبهدست شد و ناگهان نگاهها را به بخشی از واقعیت پنهان خیابان دوخت؛ واقعیتی که معمولاً در سکوت کابین خودرو میماند. یکی از رانندگان زن تاکسی اینترنتی، بهطور مخفیانه از چند سفر خود فیلم گرفته بود و بیآنکه چهرهای را نشان دهد، واکنش مسافران را ثبت کرده بود. چند مرد، راننده را خطاب قرار دادند؛ یکی شماره تلفن خواست، دیگری با لحنی تحقیرآمیز گفت سرعتت کم است و چند دقیقه بعد پرسید اصلاً گواهینامه داری؟ دو نفر پیشنهاد کار دادند؛ یکی پیشنهاد داد راننده را برای کار بهعنوان منشی خصوصی به شرکتش ببرد. بعضی هم با ادبیاتی شبهدلسوزانه پرسیدند: «این کار سخت نیست؟ اذیت نمیشوید؟ حیف شما نیست؟» همین جملات، در ظاهر ساده، اما در معنا سنگیناند؛ چون مرز میان احترام و تجاوز به حریم را جابهجا میکنند. دیده شدن این تصاویر، مسئله آزار زنان راننده را دوباره پررنگ کرد و واکنشهای زیادی به همراه آورد. آنچه در این روایت کوتاه برجسته شد، آسیبپذیری حریم خصوصی رانندگان زن است؛ زنانی که در هر سفر باید همزمان راننده باشند، مراقب باشند، پاسخ دهند، نترسند و در عین حال خود را از نگاههای مزاحم دور نگه دارند. این وضعیت، کار را از یک «سفر» ساده به تجربهای پرتنش تبدیل میکند.
امنیت روانی فرساینده
فارغ از امنیت جانی، امنیت روانی برای یک راننده زن مسئلهای حیاتی است؛ چیزی که اگر فراهم نشود، سختی کار چند برابر میشود. راحله، با هفده سال سابقه کار در فرودگاه و ایرانخودرو، پس از تعدیل نیرو به رانندگی در اسنپ روی آورده است. او میگوید بیشتر مسافران محترمانه برخورد میکنند، اما برخی به خود اجازه میدهند سؤالات شخصی بپرسند یا درباره ظاهر راننده اظهارنظر کنند. حتی جملههایی که ظاهراً تعریفاند، گاهی تحقیر پنهان دارند؛ مثل «در این زمانه که مردها کار نمیکنند، دم غیرتت گرم.» راحله میگوید برای خودش چارچوب گذاشته و اگر مسافر بخواهد ارتباطی خارج از سفر برقرار کند، او را بلاک میکند؛ چون میترسد دردسر شود و همین شغل را هم از دست بدهد. مشکل آنجاست که در لحظه مزاحمت، تماس با پشتیبانی همیشه کارساز نیست. او میگوید پاسخ اسنپ گاهی به ثبت تیکت محدود میشود، در حالی که خطر ممکن است همان لحظه رخ دهد. اکرم هم از ترس مسیرهای پرت و اطراف شهر میگوید؛ از اینکه سفرهای اشتراکی را قبول نمیکند و همانقدر که مسافران از خفتگیری میترسند، رانندگان زن نیز از مسافر میترسند. عسل با صراحت میپرسد: اگر کسی از پشت چاقو را روی پهلو بگذارد، چه کاری میتوان انجام داد؟ برخی برای امنیت بیشتر سراغ اسنپباکس میروند تا کمتر مسافر سوار کنند، اما آن هم دغدغههای خود را دارد.
امنیت در سفر آنلاین
تأمین امنیت در تاکسیهای اینترنتی، امری تصادفی و حاصل شانس نیست؛ محصول سیاستگذاری، آموزش، سازوکارهای دقیق و واکنشهای سریع است. گزارش عملکرد اسنپ که یازدهم مردادماه امسال منتشر شد، تصویری روشن از این واقعیت ارائه میدهد: کاربران مسافر و راننده در مجموع ۲۵۰٬۸۶۹ تماس با بخش امنیت سفر داشتهاند. با این حال، از میان این حجم قابل توجه تماس، تنها ۲۱ درصد از کاربران مسافر و ۱۵ درصد از کاربران راننده توانستهاند گزینه «گزارش اضطراری» را بهطور صحیح به تیم امنیت سفر منتقل کنند. این آمار، نه صرفاً یک عدد، بلکه نشانهای جدی از خلأ آموزش و ضعف آگاهی عمومی درباره ابزارهای موجود است؛ ابزارهایی که اگر درست و بهموقع به کار گرفته نشوند، عملاً کارکرد حفاظتی خود را از دست میدهند.
مقایسه با تجربه پلتفرمهایی چون «اوبر» در کشورهای دیگر نیز همین ضرورت را برجسته میکند. در بسیاری از آن کشورها، پیش از ورود راننده به چرخه کار، دورههای آموزشی چندماهه برگزار میشود؛ آموزشهایی که از کمکهای اولیه تا اصول تأمین امنیت، مدیریت بحران، و نحوه مواجهه حرفهای با مسافر را شامل میشود. این فرایند، نه تشریفات زائد، بلکه بخشی از استانداردهای ایمنی شهری است؛ استانداردهایی که در ایران هنوز بهطور کامل محقق نشده و جای آن در ساختار تاکسیهای اینترنتی خالی است.
با این همه، جذابیت این شغل همچنان پابرجاست. استقلال مالی، ساعت کاری شناور و خودمختاری، از مهمترین عواملی است که افراد را به سمت رانندگی در اسنپ و تپسی سوق میدهد. ثبتنام نیز ساده و کمهزینه است؛ بارگذاری تصاویر گواهینامه، بیمهنامه، معاینه فنی و عکس راننده، در کنار استعلام عدم سوءپیشینه از پلیس، روندی است که در چند دقیقه انجام میشود. همین سهولت، سبب شده زنان خانهدار، دانشجویان و بازنشستگان نیز آن را راهی سریع برای رسیدن به درآمد ببینند. اما همین درِ باز و ورود آسان، اگر با آموزش و پایش همراه نشود، میتواند زمینهساز افزایش آزارها و آسیبها شود؛ زیرا راننده دائماً در تماس مستقیم با مردم است و این تماس مستمر، به سلامت روان، تعادل رفتاری و آستانه تحمل بالا نیاز دارد.
بررسیها نشان میدهد زنان راننده، بیش از دیگران با این چالشها درگیرند. بر اساس گزارش اسنپ، ۴/۳ درصد رانندگان زن هستند؛ نسبتی که با تقریب مشابه، در تپسی نیز قابل تصور است. با افزایش بیکاری و موجهای تعدیل نیرو، میتوان پیشبینی کرد که در سالهای آینده زنان بیشتری به این حوزه وارد شوند. از این رو، ایجاد سازوکارهای سنجش رفتار، پایش مستمر، برخورد قاطع با مزاحمان و در عین حال تقویت زیرساختهای امنیتی، میتواند فضای آرامتر و حرفهایتری برای کاربران تاکسی اینترنتی فراهم کند.
قضاوتهای نزدیک خانه
یک سوی پنهان ماجرای امنیت روانی، نه در خیابان و نه در برخورد مسافر، بلکه در نگاه نزدیکترین آدمها شکل میگیرد؛ جایی که جامعه هنوز به رانندگی تاکسی برای زنان عادت نکرده است. عسل میگوید برخورد خانواده، دوستان و اطرافیان اصلاً خوب نیست؛ یا ترحم میکنند یا سرزنش. جملههایی از جنس «این چه کاری است؟» و «اگر با فامیل و آشنا برخورد کنی آبرویمان میرود» هنوز در زندگی بسیاری از زنان راننده تکرار میشود. گویی کارکردن، به جای آنکه یک ضرورت اقتصادی و حق اجتماعی باشد، بهانهای برای قضاوت و انگزدن است. در چنین فضایی، زن راننده ناچار است همزمان با مدیریت مسیر و مسافر، با بار سنگین نگاهها نیز زندگی کند؛ نگاههایی که به جای احترام، تردید و سوءظن میکارند و آرامآرام روحیه را فرسوده میکنند.
اما امنیت، تنها مسئله نیست. این شغل، از جنس «درآمد ثابت» نیست و ضربهپذیری آن در برابر بحرانهای بیرونی بالاست. خرابی خودرو، تعطیلات رسمی، تعطیلیهای ناگهانی ناشی از آلودگی هوا یا ناترازی انرژی و در ماههای اخیر، اثرات جنگ، همگی مستقیماً بر درآمد رانندگان اثر میگذارد. راحله میگوید این شغلی است که از آن نان درمیآورد؛ بیمه را خویشفرما میپردازد و خرج بچه و زندگی روی دوش اوست. او توضیح میدهد بعد از جنگ، جیپیاس درست کار نمیکند؛ تا نزدیک مسافر میروی و او سفر را لغو میکند، چون فکر میکند فاصله زیاد است. همه سرگردان شدهاند و درآمد پایین آمده است. در اسنپ و تپسی، یک روز کار نکردن یعنی همان روز درآمد نداشتن؛ ساده و بیرحم.
با این حال، گاهی اقداماتی برای آسایش رانندگان از سوی پلتفرمها در نظر گرفته میشود که اگر استمرار یابد، میتواند به شکلگیری یک زیرساخت حمایتی کمک کند؛ از جمله طرحهایی که زنان سرپرست خانوار را از پرداخت کمیسیون معاف میکند. چنین سیاستهایی، هرچند محدود، نشان میدهد امکان کاهش فشار وجود دارد، به شرط آنکه مقطعی و تبلیغاتی نماند.
درآمد کم؛ هزینه سنگین
در نگاه اول، رانندگی در تاکسیهای اینترنتی شغلی ساده و در دسترس به نظر میرسد؛ کاری که با یک خودرو و یک تلفن همراه آغاز میشود و وعده درآمد روزانه میدهد. اما واقعیت، بهویژه برای زنان راننده، چیزی شبیه یک معادله فرساینده است: کرایههای پایین در برابر هزینههای سنگین. مسئله اصلی بسیاری از زنان، نه فقط مزاحمتهای کلامی یا فشارهای روانی، بلکه همین اقتصاد شکنندهای است که در پایان هر روز، سهم اندکی برای راننده باقی میگذارد. کرایهها معمولاً با سرعت رشد هزینههای زندگی همخوان نیست و وقتی کمیسیون پلتفرمها، استهلاک خودرو، هزینه سوخت، بیمه و تعمیرات به آن اضافه میشود، نتیجه اغلب چیزی جز یک درآمد حداقلی برای گذران روزمره نیست.
محیا، ۲۱ ساله، که مدتی است وارد این کار شده، میگوید مزاحمتها همیشه وجود دارد و اعصاب آدم را خرد میکند، اما با همه هم نمیشود درگیر شد و موضوع را پیگیری کرد. او از تلخی «تحمل کردن» حرف میزند؛ تحملی که گاهی از خود مزاحمت سنگینتر است. با این حال، فشارهای اقتصادی آنقدر روی سر آدم میریزد که ناچار میشوی بسیاری از این تلخیها را کنار بگذاری و فقط به فکر خرج روزمره بمانی.
او میگوید هزینه تعمیرات ماشین بسیار بالاست و بعضی مراکز معرفیشده برای تعمیر یا سرویس، زمانبر عمل میکنند؛ ممکن است چند روز خودرو در تعمیرگاه بماند و در عمل چند روز، هیچ درآمدی شکل نگیرد. از سوی دیگر، کمیسیونها برای راننده سنگین است و پولی که به دست میآید، معمولاً فقط برای پرداخت قبضها و هزینههای جاری میرسد؛ حتی یک ریال هم نمیشود پسانداز کرد.
ارسال دیدگاه




