وقتی ناامیدی جوان میشود
اگرچه جدولهای آماری و مقایسههای بینالمللی هنوز میگویند نرخ خودکشی در ایران اندکی پایینتر از میانگین جهانی است، اما آنچه در لایههای زیرین جامعه جریان دارد، روایت دیگری را بازگو میکند؛ روایتی که در آن، ناامیدی هر سال زودتر به سنین پایینتر میرسد، فشارهای روانی بیش از گذشته بر دوش زنان سنگینی میکند و رنجهای انباشته، اغلب در سکوتی عمیق فرو میروند. خودکشی در ایران دیگر صرفاً یک عدد در گزارشهای رسمی نیست؛ نشانهای است از زیست روزمره مردمانی که زیر بار اقتصاد فرساینده، روابط خانوادگی شکننده و دسترسی محدود به حمایتهای روانی، آرامآرام تابآوری خود را از دست میدهند. پشت هر آمار، زندگیای ایستاده که پیش از پایان یافتن، بارها شکسته و راهی برای بیان دردهایش نیافته است.
بررسی دادههای رسمی تا سال ۱۴۰۴ نشان میدهد که خودکشی در ایران از قالب یک استثنای فردی خارج شده و به مسئلهای اجتماعی با ابعاد پیچیده بدل شده؛ پدیدهای چندعاملی که دیگر نه به یک گروه سنی خاص محدود است و نه به یک جنس یا طبقه اجتماعی مشخص. قربانیان جوانتر شدهاند، سهم زنان در اقدام به خودکشی افزایش یافته و الگوی این پدیده، بیش از هر زمان دیگر، به تحولات اقتصادی و فشارهای روانی گره خورده است. هرچند ایران در مقایسه با میانگین جهانی، از نظر نرخ مرگ ناشی از خودکشی هنوز در وضعیت بهتری قرار دارد، اما روند صعودی آمارها زنگ هشداری جدی را به صدا درآورده است؛ هشداری که نشان میدهد تمرکز صرف بر مرگهای ثبتشده، تصویر کاملی از بحران ارائه نمیدهد. آنچه امروز کارشناسان سلامت روان را نگران کرده، رشد مداوم «اقدام به خودکشی» است؛ رفتاری که لزوماً به مرگ ختم نمیشود، اما عمق بحران روانی و اجتماعی را عیان میکند. افزایش این اقدامات، بیش از آنکه نوسانی آماری باشد، علامت انباشت زخمهایی است که اگر بهموقع دیده و درمان نشوند، میتوانند آینده اجتماعی کشور را با پیامدهایی جبرانناپذیر روبهرو کنند.
زنانهشدن یک بحران اجتماعی
الگوی خودکشی در ایران، بیش از هر چیز چهرهای جوانانه دارد؛ چهرهای که آن را از بسیاری از الگوهای رایج جهانی متمایز میکند. بر پایه دادههای رسمی، بیش از ۸۲ درصد موارد خودکشی در کشور در میان افراد زیر ۵۰ سال رخ میدهد؛ در حالی که این سهم در سطح جهانی حدود ۵۸ درصد برآورد میشود. تمرکز اصلی این پدیده در ایران، در بازه سنی ۱۵ تا ۳۵ سال است و بهویژه جوانان زیر ۳۰ سال، سهمی چشمگیر از مرگهای ناشی از خودکشی را به خود اختصاص دادهاند. بیش از نیمی از این مرگها در همین گروه سنی رخ میدهد؛ واقعیتی که خودکشی را از یک مسئله فردی، به دغدغهای جدی برای آینده سرمایه انسانی کشور بدل کرده است.
در کنار بُعد سنی، بُعد جنسیتی خودکشی نیز در سالهای اخیر پررنگتر شده است. آمارها نشان میدهد زنان، بهخصوص زنان خانهدار، بالاترین نرخ اقدام به خودکشی را دارند. حتی در میان نوجوانان، فاصله سنتی میان دختران و پسران در نرخ اقدام و مرگ ناشی از خودکشی کاهش یافته و در برخی موارد، به سطحی تقریباً برابر رسیده است. این دگرگونی الگو، از نگاه کارشناسان، بازتاب افزایش فشارهای روانی، اجتماعی و خانوادگی بر زنان و دختران در بستر تحولات شتابان اقتصادی و اجتماعی است. از منظر شغلی نیز زنان خانهدار در صدر آمار اقدام قرار دارند و پس از آن، شاغلان و دانشآموزان بیشترین سهم را به خود اختصاص میدهند.
بررسی دادههای رسمی تا سال ۱۴۰۴ نشان میدهد که خودکشی در ایران از قالب یک استثنای فردی خارج شده و به مسئلهای اجتماعی با ابعاد پیچیده بدل شده؛ پدیدهای چندعاملی که دیگر نه به یک گروه سنی خاص محدود است و نه به یک جنس یا طبقه اجتماعی مشخص. قربانیان جوانتر شدهاند، سهم زنان در اقدام به خودکشی افزایش یافته و الگوی این پدیده، بیش از هر زمان دیگر، به تحولات اقتصادی و فشارهای روانی گره خورده است. هرچند ایران در مقایسه با میانگین جهانی، از نظر نرخ مرگ ناشی از خودکشی هنوز در وضعیت بهتری قرار دارد، اما روند صعودی آمارها زنگ هشداری جدی را به صدا درآورده است؛ هشداری که نشان میدهد تمرکز صرف بر مرگهای ثبتشده، تصویر کاملی از بحران ارائه نمیدهد. آنچه امروز کارشناسان سلامت روان را نگران کرده، رشد مداوم «اقدام به خودکشی» است؛ رفتاری که لزوماً به مرگ ختم نمیشود، اما عمق بحران روانی و اجتماعی را عیان میکند. افزایش این اقدامات، بیش از آنکه نوسانی آماری باشد، علامت انباشت زخمهایی است که اگر بهموقع دیده و درمان نشوند، میتوانند آینده اجتماعی کشور را با پیامدهایی جبرانناپذیر روبهرو کنند.
زنانهشدن یک بحران اجتماعی
الگوی خودکشی در ایران، بیش از هر چیز چهرهای جوانانه دارد؛ چهرهای که آن را از بسیاری از الگوهای رایج جهانی متمایز میکند. بر پایه دادههای رسمی، بیش از ۸۲ درصد موارد خودکشی در کشور در میان افراد زیر ۵۰ سال رخ میدهد؛ در حالی که این سهم در سطح جهانی حدود ۵۸ درصد برآورد میشود. تمرکز اصلی این پدیده در ایران، در بازه سنی ۱۵ تا ۳۵ سال است و بهویژه جوانان زیر ۳۰ سال، سهمی چشمگیر از مرگهای ناشی از خودکشی را به خود اختصاص دادهاند. بیش از نیمی از این مرگها در همین گروه سنی رخ میدهد؛ واقعیتی که خودکشی را از یک مسئله فردی، به دغدغهای جدی برای آینده سرمایه انسانی کشور بدل کرده است.
در کنار بُعد سنی، بُعد جنسیتی خودکشی نیز در سالهای اخیر پررنگتر شده است. آمارها نشان میدهد زنان، بهخصوص زنان خانهدار، بالاترین نرخ اقدام به خودکشی را دارند. حتی در میان نوجوانان، فاصله سنتی میان دختران و پسران در نرخ اقدام و مرگ ناشی از خودکشی کاهش یافته و در برخی موارد، به سطحی تقریباً برابر رسیده است. این دگرگونی الگو، از نگاه کارشناسان، بازتاب افزایش فشارهای روانی، اجتماعی و خانوادگی بر زنان و دختران در بستر تحولات شتابان اقتصادی و اجتماعی است. از منظر شغلی نیز زنان خانهدار در صدر آمار اقدام قرار دارند و پس از آن، شاغلان و دانشآموزان بیشترین سهم را به خود اختصاص میدهند.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




