جهان امروز از نابرابری رنج میبرد
در جهان امروز، نابرابری اقتصادی همچنان رو به افزایش است. شاخصهای جهانی نشان میدهند شکاف میان ثروتمندترین و فقیرترین افراد بیش از هر زمان دیگری است. گزارش نابرابری جهانی ۲۰۲۶ که توسط گروهی از پژوهشگران برجسته شامل توماس پیکتی، جوزف استیگلیتز و همکارانش تهیه شده، تصویری جامع از این وضعیت ارائه میدهد و نشان میدهد که نابرابری شدید نه یک پدیده طبیعی بلکه نتیجه تصمیمها و سیاستهای سیاسی و نهادی است. دادهها بیانگر آن است که در سطح جهانی، ده درصد ثروتمندترین افراد سهچهارم کل ثروت جهان را در اختیار دارند، در حالی که نیمی از جمعیت فقیر جهان تنها دو درصد از این ثروت را به خود اختصاص دادهاند. تمرکز ثروت حتی در بالاترین سطوح به طرز چشمگیری بالاست و کمتر از ۶۰ هزار نفر فوق میلیونر کنترل ثروتی سه برابر نیمی از جمعیت جهان را در اختیار دارند. از سال ۱۹۹۵ تاکنون، ثروت میلیاردرها و سنت میلیونرها سالانه حدود هشت درصد رشد داشته که تقریباً دو برابر نرخ رشد نیمه پایین جمعیت جهان است. از منظر درآمد، ده درصد بالایی جهان ۵۳ درصد از کل درآمد جهانی را کسب میکنند، در حالی که پنجاه درصد پایین تنها هشت درصد از درآمد را دریافت میکنند. این نابرابری ریشهای تاریخی دارد و سهم درآمد ده درصد بالایی از دهه ۱۸۲۰ تاکنون تقریباً ثابت مانده است.
نابرابری منطقهای نیز بسیار گسترده است و جهان به طبقات درآمدی تقسیم شده است. مناطقی مانند آمریکای شمالی، اروپا و اقیانوسیه در بخش بالای درآمد قرار دارند، در حالی که آمریکای لاتین، آسیای جنوبی و آفریقای زیرصحرا میانگین درآمد پایینی دارند. یک فرد در آمریکای شمالی و اقیانوسیه به طور متوسط سیزده برابر بیشتر از فردی در آفریقای زیرصحرا درآمد دارد. شکاف در دسترسی به سرمایه انسانی نیز چشمگیر است؛ هزینههای عمومی آموزش در آفریقای زیرصحرا تنها ۲۲۰ یورو در مقایسه با بیش از 7 هزار 400 یورو در اروپا و بیش از 9 هزار یورو در آمریکای شمالی و اقیانوسیه است. این تفاوتها نابرابری فرصتها را در طول نسلها تقویت میکند و امکان جابهجایی اجتماعی را محدود میسازد.
نابرابری در جنسیت و تأثیرات اقلیمی نیز عمیق است. سهم زنان از کل درآمد کار جهانی حدود ۳۲ درصد است و این سهم برای زنان خاورمیانه تنها ۱۶ درصد است. زنان در سراسر جهان ساعات بیشتری از مردان کار میکنند و در صورت لحاظ کردن کارهای بدون دستمزد خانگی، درآمد ساعتی آنها تنها حدود ۳۲ درصد درآمد مردان است. بحران اقلیمی نیز نابرابری را تشدید میکند؛ ده درصد ثروتمندترین افراد جهان مسئول ۷۷ درصد انتشار گازهای گلخانهای مرتبط با مالکیت سرمایه هستند، در حالی که نیمه پایین جمعیت جهانی تنها سه درصد از این انتشار را دارد. این تمرکز مسئولیت نشان میدهد سیاستهای اقلیمی بدون توجه به مالکیت سرمایه کارآمد نخواهند بود.
در ایران، نابرابری در دهه گذشته تغییر کمی داشته است. در سال ۲۰۲۴، ده درصد ثروتمندترین افراد ۴۵.۹ درصد از کل درآمد را کسب کردهاند، در حالی که پنجاه درصد پایین تنها ۱۷.۹ درصد از درآمد را دریافت کردهاند. تمرکز ثروت نیز بالاست؛ ده درصد بالایی ۶۳.۱ درصد از کل ثروت ملی را کنترل میکنند و یک درصد برتر به تنهایی ۲۹ درصد از ثروت را در اختیار دارد. مشارکت زنان در نیروی کار تنها ۷.۲ درصد بوده که نشاندهنده ادامه عدم تعادل جنسیتی در اشتغال است. این دادهها گواهی بر پایداری نابرابری در ایران و محدود بودن بهبودهای درآمدی است.
گزارش نابرابری جهانی ۲۰۲۶ بر این نکته تأکید دارد که نابرابری یک انتخاب سیاسی است و هزینههای آن شامل گسترش شکافها، بحرانهای زیستمحیطی و تضعیف دموکراسیها است. در عین حال، امکان اصلاح وجود دارد؛ اجرای مالیاتهای تصاعدی، نقل و انتقالات مالی حمایتی، سرمایهگذاری در آموزش و بهداشت و اصلاح نظام مالی جهانی میتواند به کاهش نابرابری و حرکت به سوی رفاه مشترک منجر شود و نشان دهد که تغییر، نهتنها ممکن، بلکه ضروری است.
نابرابری منطقهای نیز بسیار گسترده است و جهان به طبقات درآمدی تقسیم شده است. مناطقی مانند آمریکای شمالی، اروپا و اقیانوسیه در بخش بالای درآمد قرار دارند، در حالی که آمریکای لاتین، آسیای جنوبی و آفریقای زیرصحرا میانگین درآمد پایینی دارند. یک فرد در آمریکای شمالی و اقیانوسیه به طور متوسط سیزده برابر بیشتر از فردی در آفریقای زیرصحرا درآمد دارد. شکاف در دسترسی به سرمایه انسانی نیز چشمگیر است؛ هزینههای عمومی آموزش در آفریقای زیرصحرا تنها ۲۲۰ یورو در مقایسه با بیش از 7 هزار 400 یورو در اروپا و بیش از 9 هزار یورو در آمریکای شمالی و اقیانوسیه است. این تفاوتها نابرابری فرصتها را در طول نسلها تقویت میکند و امکان جابهجایی اجتماعی را محدود میسازد.
نابرابری در جنسیت و تأثیرات اقلیمی نیز عمیق است. سهم زنان از کل درآمد کار جهانی حدود ۳۲ درصد است و این سهم برای زنان خاورمیانه تنها ۱۶ درصد است. زنان در سراسر جهان ساعات بیشتری از مردان کار میکنند و در صورت لحاظ کردن کارهای بدون دستمزد خانگی، درآمد ساعتی آنها تنها حدود ۳۲ درصد درآمد مردان است. بحران اقلیمی نیز نابرابری را تشدید میکند؛ ده درصد ثروتمندترین افراد جهان مسئول ۷۷ درصد انتشار گازهای گلخانهای مرتبط با مالکیت سرمایه هستند، در حالی که نیمه پایین جمعیت جهانی تنها سه درصد از این انتشار را دارد. این تمرکز مسئولیت نشان میدهد سیاستهای اقلیمی بدون توجه به مالکیت سرمایه کارآمد نخواهند بود.
در ایران، نابرابری در دهه گذشته تغییر کمی داشته است. در سال ۲۰۲۴، ده درصد ثروتمندترین افراد ۴۵.۹ درصد از کل درآمد را کسب کردهاند، در حالی که پنجاه درصد پایین تنها ۱۷.۹ درصد از درآمد را دریافت کردهاند. تمرکز ثروت نیز بالاست؛ ده درصد بالایی ۶۳.۱ درصد از کل ثروت ملی را کنترل میکنند و یک درصد برتر به تنهایی ۲۹ درصد از ثروت را در اختیار دارد. مشارکت زنان در نیروی کار تنها ۷.۲ درصد بوده که نشاندهنده ادامه عدم تعادل جنسیتی در اشتغال است. این دادهها گواهی بر پایداری نابرابری در ایران و محدود بودن بهبودهای درآمدی است.
گزارش نابرابری جهانی ۲۰۲۶ بر این نکته تأکید دارد که نابرابری یک انتخاب سیاسی است و هزینههای آن شامل گسترش شکافها، بحرانهای زیستمحیطی و تضعیف دموکراسیها است. در عین حال، امکان اصلاح وجود دارد؛ اجرای مالیاتهای تصاعدی، نقل و انتقالات مالی حمایتی، سرمایهگذاری در آموزش و بهداشت و اصلاح نظام مالی جهانی میتواند به کاهش نابرابری و حرکت به سوی رفاه مشترک منجر شود و نشان دهد که تغییر، نهتنها ممکن، بلکه ضروری است.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




