پیکتی و نگاهی به سرمایه و ایدئولوژی

پیکتی و نگاهی به سرمایه و ایدئولوژی

توماس پیکتی، اقتصاددان فرانسوی، در سرمایه و ایدئولوژی مسیر نابرابری در تاریخ را با نگاهی تازه بازخوانی می‌کند. او نشان می‌دهد شکاف‌های اقتصادی صرفاً نتیجه نیروهای بازار نیستند، بلکه همواره با ایدئولوژی‌ها، باورها و روایت‌هایی همراه بوده‌اند که نابرابری را توجیه می‌کنند. 
هر جامعه‌ای برای مشروع جلوه دادن وضعیت اقتصادی، داستانی می‌سازد؛ داستانی که قوانین و ساختارها را طبیعی و عادلانه نشان می‌دهد.
در اروپا‌ی قرون وسطی، اشراف و کلیسا با مالکیت زمین و دریافت عشر، ثروت و قدرت اندوخته بودند و دین و نظم اجتماعی جایگاه آن‌ها را مشروع می‌کرد. این نظم، هرچند امروز ناعادلانه به نظر می‌رسد، در زمان خود انسجام داشت و باور به عدالت اجتماعی در آن جریان داشت. با انقلاب صنعتی و شکل‌گیری مالکیت‌محورهای قرن نوزدهم، ثروت بر اساس دارایی و کارآفرینی تعریف شد و طبقات نوین صنعتی جایگاه سیاسی و اقتصادی پیدا کردند.
پیکتی تحلیل می‌کند که ایدئولوژی‌های مدرن بر دو محور اصلی شکل گرفته‌اند: مالکیت سرمایه و شایسته‌سالاری. سرمایه‌داری معاصر مالکیت را مقدس می‌شمارد و بازتوزیع ثروت را تهدیدی برای انسجام اقتصادی می‌بیند. شایسته‌سالاری باور دارد ثروتمندان به دلیل استعداد و تلاش خود موفق شده‌اند و فقرا مسئول فقرشان هستند؛ این ایدئولوژی باعث کاهش مالیات تصاعدی و افزایش نابرابری شده است. جهانی‌شدن و ترس دولت‌ها از خروج سرمایه، رقابت مالیاتی و کاهش مالیات بر ثروتمندان را توجیه می‌کند. اما تجربه تاریخی نشان می‌دهد می‌توان سیاست‌هایی مانند مالکیت اجتماعی سرمایه و کرسی‌های کارگران در هیأت‌مدیره شرکت‌ها را اجرا کرد تا قدرت اقتصادی به شکل عادلانه‌تری توزیع شود. چنین اقداماتی نه تنها نابرابری را کاهش می‌دهد، بلکه مسئولیت اجتماعی و ثبات اقتصادی را تقویت می‌کند. 
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه