پیرمرد کفاش
عمرش در این دکان کوچک کهنسال، گذشت
دستانی که روزگاری گرهخورده بود با نیروی جوانی و امید؛ حالا دیگر میلرزد
میلرزد اما هنوز عادت ِ نانِ حلال درآوردنش را دارد...
این دستان مهربان و پرتلاش در جدالی همیشگی با نخ و سوزن و چرم و درفش و گزن؛
سالهاست نان میبرد بر سر سفره خانوادهاش
و از توان نایستاده است
پیرمرد کفاش در گذر سالها، حرفهاش را از یاد نبرده و آن را همچون عضوی از جانش در طول و عمق زیستنش به دوش کشیده...
خدا قوت پیرمرد...
دستانی که روزگاری گرهخورده بود با نیروی جوانی و امید؛ حالا دیگر میلرزد
میلرزد اما هنوز عادت ِ نانِ حلال درآوردنش را دارد...
این دستان مهربان و پرتلاش در جدالی همیشگی با نخ و سوزن و چرم و درفش و گزن؛
سالهاست نان میبرد بر سر سفره خانوادهاش
و از توان نایستاده است
پیرمرد کفاش در گذر سالها، حرفهاش را از یاد نبرده و آن را همچون عضوی از جانش در طول و عمق زیستنش به دوش کشیده...
خدا قوت پیرمرد...
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




