هنر خوشنویسی و ظرفیتهای فراوان در آن در گفتوگو با استاد جلیل رسولی
خط خوش، حاصل ذوق ما ايرانيان است
خوشنویسی، هنری فراتر از یک دستخط زیبا و یا داشتن یک خط خوب و زیبا است. خوشنویسی؛ هنر زیبای فرم دادن نشانههایی است که توسط دست و با یک چیدمان درست و یکدست و با ابتداییترین ابزار ممکن شکل میگیرد و چشمان را مینوازد. خوشنویسی از دیرباز یکی از هنرهای مختص ایرانیان محسوب شده که در خود، انواع مختلفی از خط و اصول و قواعد را جای داده است. به جرأت میتوان گفت هیچ کشوری مانند کشور ما در هنر خوشنویسی در جهان سرآمد و شناخته شده نیست. به دلیل شکل، حالت و نوع نقش و خطوط فارسی و همچنین سبکهای مختلف در هنر خوشنویسی مانند تعلیق، نستعلیق و شکسته نستعلیق و همچنین سایر خطوط مانند کوفی، ریحان، محقق، نسخ، ثلث و... از دیرباز این هنر مورد توجه هنرمندان بوده و قابلیت فراوانی از لحاظ هنر خوشنویسی بین هنرمندان ایرانی پدید آمد. در این بین، خط شکسته نستعلیق از ابداعات ایرانیان به حساب میآید که به طور مستقیم در پیوند با خط تعلیق و نستعلیق است. این خط در اوایل قرن یازدهم و آخر دوره صفویه به دلیل نیاز مبرم به تندنویسى به وجود آمد. در این شماره در مورد هنر خوشنویسی در کشورمان و همچنین قابلیتهای فراوان و نهفته در این هنر در حوزه اشتغالزایی با جلیل رسولی از هنرمندان خوشنویس مطرح کشورمان و همچنین عضو انجمن خوشنویسی ایران به گفتوگو نشستیم. آثار نقاشیخط رسولی در داخل و خارج از کشور به دفعات فراوان در قالب نمایشگاه برگزار شده و مورد بازدید مخاطبان داخلی و خارجی همراه با تحسین منتقدان هنر قرار گرفته است. همچنین کتابت نهجالبلاغه، کتاب «جان جانان»، کتاب «چهار فصل» و کتابی شامل مجموعه ۳۰ سال تلاش در زمینه خط و نقاشیخط از جمله آثار منتشر شده این هنرمند به شمار میآیند. گفتوگوی ما را در ادامه میخوانید.
اعظم زنگی روزنامهنگار
خطوط کلی و اصلی که به اقلام «سته» نیز معروف هستند، متشکل از شش خط مختلف است. این خطوط اصلی عبارتند از رقاع، ثلث، ریحان، محقق، توتیع و نسخ. در ایران و سایر کشورها، خطوط متعددی وجود دارند که ممکن است تعداد آنها بسیار زیاد باشد؛ اما امروزه، انواعی که کاربرد بیشتری دارند شامل سه نوع اصلی هستند؛ خطوط تعلیق، شکسته نستعلیق و نستعلیق که امروزه بیش از خطهای دیگر استفاده میشوند. خط تعلیق را شاید بتوان اولین خط کاملاً ایرانی دانست. این خط یکی از انواع خط خوشنویسی ایرانی است که در اواسط سده هفتم از ترکیب و توسعه دو خط توقیع و رقاع و تحت تأثیر خطوط ایرانی پیش از اسلام به وجود آمد. در خط تعلیق هیچگونه یکنواختی به چشم نمیخورد و تمامیخطوط تودرتو و متصل به هم نوشته میشوند. همچنین این خط بیشتر مورد استفاده کاتبان دربارها و دیوانهای حکومتی بوده و به همین دلیل، با گذر زمان کاربرد این خط کمرنگتر شده است. به مدت صد سال خط تعلیق رواج گستردهای داشت و یکی از پرکاربردترین انواع خط خوشنویسی به شمار میرفت. اما بعد از مدتی و با پیدایش خط نستعلیق و نستعلیق شکسته از رواج و کاربرد گسترده آن کاسته شد.
برخی معتقدند که هنر خوشنویسی از دیرباز فقط مختص ایرانیان بوده است...
...این موضوع برمیگردد به ذات و جوهره و از همه مهمتر، ذوق سرشار هنری نهفته در ایرانیان و اینکه در زمینه هنر، سابقهای دیرینه نسبت به دیگر فرهنگها و همچنین کشورها دارند. البته این موضوع به این مفهوم نیست که دیگر کشورها هنر خوشنویسی ندارند؛ خیر، اما به دلیل شکل، فرم و حالات خط فارسی و تا حدودی عربی که دست هنرمند خوشنویس را برای خلق اثر هنری بازمیگذارد، ما در دیگر خطوط این قابلیت را چندان مشاهده نمیکنیم بلکه خط عربی و فارسی یک چنین قابلیتی نسبت به دیگر خطوط دارند. به عنوان مثال؛ خط چینی، لاتین و یا آلمانی و... در زمینه هنر خوشنویسی قابلیتهای چندانی ندارند و ما در این خطوط، آثار شاخصی را که حس زیباییشناسانه در آنها مطرح باشد را چندان مشاهده نمیکنیم.
به خط عربی اشاره کردید. سابقه خط کوفی که بین هنرمندان خوشنویس کشورمان نیز بسیار محبوب است، به کجا و چه زمانی برمیگردد؟
در سدههای اولیه ظهور اسلام و در پی نیاز به داشتن خطی زیبا و تمیز که بتوان آن را بدون غلط خواند، خط کوفی مراحل تکامل خود را به سرعت طی کرد، اما از سده سوم هجری به بعد، با فراگیر شدن خط نسخ و سایر خطوط خوشنویسی، به تدریج کاربرد خط کوفی کمتر شد تا اینکه پس از سده پنجم هجری تقریباً کنار گذاشته شد و بیشتر کاربرد تزیینی و محدود یافت. به طور کلی شیوههای نگارش خط کوفی را میتوان به دو شاخه بزرگ مغربی و مشرقی تقسیم کرد. خط کوفی مغربی بر اساس سرزمینی که در آن رواج داشته به دستههای قروانی، تونسی، جزائری و سودانی تقسیم میشود. خط کوفی مشرقی نیز به سه دسته اصیل عربی، ایرانی و مختلط قابل تقسیم است. علاوه بر این، خط کوفی را میتوان به دو دسته عمده کوفی ساده (محرر) و کوفی تزئینی نیز تقسیم کرد.
در مورد آثار خود بگویید. مانند خط زیبای شما که بر پشت اسکناس 5 هزار تومانی کار شده و موجود است.
بله. حدیثی از نبی اکرم (ص) است که میفرمایند «دانش اگر در ثریا هم باشد مردانی از سرزمین پارس بر آن دست خواهند یافت». این حدیث نبوی را به مناسبت دستیابی دانشمندان هستهای کشورمان در آن مقطع زمانی به انرژی هستهای و در واقع هستهای شدن ایران قرار شد بر پشت اسکناس 5 هزار تومانی درج کنند که خوشنویسی آن را در آن زمان من انجام دادم و سبک آن هم «شکسته نستعلیق» است.
اثر دیگر شما، دستخطی است که برای لوگوی فیلم محمد رسول الله (ص) ساخته مجید مجیدی آفریدید.
وقتی کار به من پیشنهاد شد، دوست داشتم یک کار استثنایی از خود ارائه دهم؛ کاری که نسبت به کارهای قبلی که توسط دیگر هنرمندان نقاش و یا خطاط نیز ارائه شده بود از هر نظر متفاوت باشد. قبل از ساخت این فیلم، من یک نمونه از خط محمد رسولالله (ص) گرافیکی نوشتم که به نظرم کار خوب و متفاوتی بود و از آثاری که داوری کرده بودیم نیز قویتر به نظر میرسید، اما بعد از آنکه چند روز به این اثر نگاه کردم به این نتیجه رسیدم که این نمونه خط از جنس فیلم نیست و با وجود آنکه «نامنوشت» خوبی داشت؛ اما نمیتوانست پیام فیلم را به طور کامل منتقل کند. من با این کار خیلی کلنجار رفتم و برای آن وقت زیادی صرف کردم و نمونههای فراوانی که را در ذهن داشتم خطاطی کردم. اما نمیدانم چرا کار آنطور که میخواستم و در ذهن داشتم، جور درنمیآمد. در نهایت به خود پیامبر (ص) متوسل شدم و ناخودآگاه یک مرکب قهوهای رنگ را جلوی خودم گذاشتم و با انگشت اشاره شروع به نوشتن کردم که برای اولین بار در تمام طول خوشنویسیام این شیوه را اجرا میکردم. در هنگام نوشتن ابتدا انگشتم به لرزش افتاد که برای خودم هم این موضوع تعجببرانگیز بود؛ چراکه من به قدرت دست در حین کار کردن مشهور هستم اما بعد از مدتی تمام تنم به لرزه افتاد و متوجه شدم این کاری که دارم انجام میدهم درست است و با اتمام آن به آرامش خاصی رسیدم. این موضوع برای من باعث افتخار است که «اسمنوشت» من بر پیشانی این فیلم نقش بسته و خوشحالم که این کار من بازتابی جهانی داشته و مورد قبول مخاطبان و اهل هنر واقع شده است.
با توجه به سابقهای که شما در این کار دارید، تأثیر حالات روحانی را در خلق آثار هنری چگونه ارزیابی میکنید؟
ببینید! در هنرهایی مانند خطاطی، مینیاتور، تذهیب، خاتمکاری و یا هر هنر دیگر، هنگامی که شما قرار است یک بیت شعر از فلان شاعر را کار کنید، آن بیت یا فلان مضمون، شاید چندان تأثیر خاصی بر روی کار هنری شما و اثری که خلق میکنید، نداشته باشد و تنها این ذوق هنری شما است که اثر را کامل میسازد؛ اما در مضامین دینی و عرفانی مانند کتابت آیات الهی مانند قرآن، احادیث شریف امامان معصوم (ع)، نام ائمه و... ما این تأثیر را به عینه مشاهده میکنیم. تأثیری که مضامین دینی بر خلق اثر هنری دارند بر هیچکس پوشیده نیست. البته این موضوع فقط مختص هنرمندان مشرق زمین نیست بلکه در غرب نیز آثاری که دارای مضامین دینی هستند نسبت به دیگر آثار متفاوت هستند و هنرمندان خاصی نیز این آثار را خلق کرده اند و تأثیر فراوانی بر مخاطبان خود نسبت به دیگر آثار برجای میگذارند. ارتباط روحی و تعلق خاطر و وابستگی به اثر در خلق آثار هنری تأثیر زیادی از خود برجای میگذارد.
به نظر شما چگونه میتوان از هنر خطاطی اشتغالآفرینی ایجاد کرد؟
برای پاسخ به این سوال میبایست یک موضوع اساسی را در نظر داشت و نباید از آن غافل بود. ببینید امروزه سبک و نوع زندگی مردم نسبت به گذشته، تفاوت چشمگیری کرده است. البته در این بین، عرضه آثار هنری نیز به علاقهمندان نسبت به گذشته تغییرات فراوانی کرده است. امروز مردم خواهان تابلوهای خوشنویسی معمولی نیستند که در گذشته باب بود بلکه در خود این آثار نیز به دنبال تنوع و نوعآوریهای جدید و همچنین طرحها و مدلهای روز هستند. در گذشته، خطاطی ساده رایج بود؛ اما امروز خطاطی بر روی پوست حیوانات و یا دف و سایر لوازم هنری، باب شده و علاقهمندان زیادی نیز دارد. در مورد قابها نیز میتوان این موضوع را مشاهده کرد و پی برد که امروزه نگاه غالب نسبت به گذشته تغییرات بسیار زیادی کرده و ما در این زمینه نیز سلایق گوناگونی را مشاهده میکنیم. البته در این بین، کارگاههای زیادی نیز در حال کار و افراد زیادی در این اماکن مشغول به کار هستند. این موضوع را در نظر داشته باشید که هر تغییر مد یا مدلی در جامعه به دنبال خود فرصتهای شغلی جدیدی نیز به دنبال میآورد که میتوان از آن جهت خلق ایجاد شغل و کارآفرینی استفاده بهینه کرد. در خود هنر خطاطی نیز میتوان ردپای برخی اصناف را مشاهده کرد که به نوعی از این طریق امرارمعاش میکنند و امورات و چرخ زندگی خود را میگردانند. افرادی مانند قلمتراشها که از قضا کم هم نیستند و هنرمندان فراوانی در این شاخه هنری در زنجان و قم مشغول فعالیت در سطح گستره هستند، همچنین کارگاههای ساخت مرکب و دوات مخصوص خطاطی و لیقهسازان و اشخاصی که نی خیزران را از مناطق طبیعی برداشت میکنند نیز همه به نوعی از این هنر امرارمعاش میکنند و امورات زندگیشان وابسته به هنر خطاطی است و سالهاست که در این رشته فعال هستند. با توجه به اینکه ما در هنر خطاطی زبانزد ملل جهان هستیم و نمونه کارهای هنرمندان خطاط ما نهتنها در موزههای مختلف جهان بلکه در سرتاسر عالم گسترده است، بنابراین میتوان از ظرفیتهای خارجی نیز استفاده بهینه کرد و در نمایشگاهها و همچنین فستیوالهای خارجی هنر خطاطی ایرانی را بیش از پیش به جهانیان معرفی کرد که این خود زمینه صادرات این هنر را فراهم خواهد ساخت. محصولات هنری ایران به دلیل پتانسیل و فرهنگ غنی و نوع و همچنین مواد طبیعی به کار رفته در آن در نزد مردم جهان از ارزش بسیار زیادی برخوردار است و این موضوعی است که ما آنطور که باید در بحث بازارهای فراداخلی به آن توجه نکرده و نسبت به آن غفلت ورزیدهایم و جا دارد مسئولان مربوطه نسبت به این موضوع توجه بیشتری داشته و از این ظرفیت استفاده بهینه کنند. برخی کشورها آثار هنری ضعیف خود را با تبلیغات گسترده به دیگر کشورها معرفی و از این راه برای خود کسب درآمد میکنند. ما نیز باید هنر خود را به جهانیان عرضه کنیم و بازار محصولات هنری خود را کماکان در جهان حفظ و نگاه داریم و این موضوع نیازمند همفکری و همیاری همه ارگانها؛ از من هنرمند تا مسئولان ارگانها و سازمانهای دست اندرکار دارد.
به عنوان آخرین سوال، آینده هنر خوشنویسی ایران را چگونه میبینید؟
خوشبختانه در حال حاضر هنر خوشنویسی نسبت به گذشته از وضعیت نسبتاً مطلوبی برخوردار است. انجمن خوشنویسان ایران، فعال است و در سایر استانها نیز این هنر در سبکها و شاخههای مختلف خود توسط استادان مجرب به هنرجویان آموزش داده میشود. هرچند نحوه آموزش نسبت به گذشته تفاوت چندانی نکرده و امروزه نیز همانند گذشته، طی قرنها به همان روش سنتی از استاد به شاگرد آموزش داده میشود، اما هنرجویان با ذوق و علاقه و همچنین ممارست و تلاش فراوان در حال آموزش و فراگیری این هنر آباء و اجدادی خود هستند تا این هنر و میراث ملی ما ایرانیان، کماکان حفظ و به نسلهای بعد نیز آموزش داده شود.




