سابقه داستاننویسی اجتماعی در ایران در گفتوگو با علیالله سلیمی
سوژههای کارگری از بطن جامعه هستند
امروز حدود یک قرن از خلق آثار ادبی و نویسندگی به صورت مدرن در حوزه رمان و داستان و همچنین داستان نو در کشورمان میگذرد. در این یک سده، ما شاهد خلق آثاری توسط نویسندگان مختلف در دورههای گوناگون بودیم؛ اما به گفته کارشناسان و اهل فن در این زمینه، خلق آثار ادبی کلاسیک در ایران طی این یک سده اخیر با افتوخیزهای فراوانی همراه بوده است؛ گاه وقوع یک حرکت و نهضت ملی سبب شده تا برخی نویسندگان همراه با جریانی خاص به آن سمتوسو بروند و در آن بستر، دست به خلق آثاری بزنند و گاه برخی نویسندگان به دور از حواشی و غوغای جامعه پیرامون خود، به خلق آثاری در سبکهای مختلف پرداخته اند. در این شماره با «علیالله سلیمی» از نویسندگان مطرح کشورمان و همچنین خالق آثار فراوانی در حوزههای مختلف بهویژه حوزههای اجتماعی و برنده جوایز گوناگون از جشنوارههای مختلف ادبی و از داوران مطرح کشورمان در حوزه نویسندگی، گفتوگویی ترتیب دادهایم که در ادامه میخوانید.سابقه خلق آثار ادبی کلاسیک در حوزه اجتماعی در کشورمان را چه زمانی میدانید؟ نویسندگی در حوزههای اجتماعی، همواره در ایران مطرح بوده و ما شاهد آثار فراوانی با مضامین اجتماعی در این زمینه هستیم، اما اگر بخواهیم آثار ادبی نویسندگان در حوزههای مختلف در ایران را به صورت کلاسیک مورد بررسی و واکاوی قرار دهیم، به جرأت میتوان گفت اصلاحات امیرکبیر و تأسیس مدرسه دارالفنون و به دنبال آن، اعزام دانشجویان به کشورهای پیشرفته آن زمان مانند انگلستان، روسیه و فرانسه را باید سرآغاز نهضت و جهش و انقلابی، نهتنها در حوزه ادبی بلکه در حوزه صنایع و دیگر حوزهها در ایران دانست که با وقوع انقلاب مشروطه و بازگشت برخی تحصلیکردگان از فرنگ کامل شد. تا قبل از آن ادبیات رمان و داستاننویسی به شکل سنتی نه فرم و دارای شکل و دپارتمانی خاص بلکه به صورت شخصی و برداشتهای نویسنده از مضامین مختلف اجتماع خود صورت میگرفت اما بعد از وقوع انقلاب مشروطه و فرو ریختن نظام استبداد قاجار تا حدودی فضا نسبت به قبل از آن باز شد و هنرمندان در شاخههای مختلف شروع به کار کردند. ما در آثار برجای مانده از آن دوران نوعی دگرگونی را نهتنها در ادبیات بلکه سایر هنرها مشاهده میکنیم. سابقه ورود نویسندگان ایرانی به حوزههای اجتماعی به چه زمانی برمیگردد؟ اکثر نویسندگان در ایران، حوزه اجتماعی و مسائل مرتبط با این حوزه را بستر مناسبی برای خلق آثار ادبی خود میدانستند. در ادبیات، همواره حوزههای اجتماعی مورد توجه نویسندگان ایرانی بوده و کماکان نیز هست و نمیتوان آن را مربوط به دوره و زمانی خاص دانست و برای آن زمان خاصی تعریف کرد؛ اما اگر بخواهیم برای ادبیات کلاسیک ایران، زمانی مشخص را در نظر بگیریم - که آغاز نهضت و انقلابی در زمینه نویسندگی در ایران به صورت کلاسیک باشد - بعد از وقوع انقلاب مشروطه را باید سرآغاز انقلاب ادبی ایران دانست. البته در نظر داشته باشید نویسندگان اکثرا به اصطلاح «اجتماعینویس» بودهاند؛ یعنی از بستر اجتماع برخاسته و خود را متعلق به توده مردم میدانستند. هرچند وقوع برخی رویدادهای سیاسی مانند انقلاب مشروطه، تشکیل برخی احزاب در دهه 40 و بعد از آن، پیروزی انقلاب اسلامی و همچنین وقوع جنگ تحمیلی، برخی نویسندگان را به حوزههایی دیگر وارد کرد که در نهایت باید گفت این حوزهها هم به نوعی برخاسته از اجتماع هستند. مسألهای مانند جنگ یک مسأله اجتماعی است و یا وقوع یک نهضت و انقلاب؛ مانند انقلاب اسلامی را باید یک پدیده کاملاً اجتماعی دانست. به نظر شما سرآغاز «داستاننو» در ایران به چه زمانی بازمیگردد؟ بررسی و مشاهده آثار برجای مانده در این زمینه حکایت از آن دارد که باید دهه 40 را در ایران، دهه آغاز داستان نو در ادبیات ایران به شمار آورد. دهه 40 دهه خاصی برای ادبیات نویسندگی در ایران بود و به نوعی میتوان گفت، اوج بلوغ ادبی ایران در حوزه نویسندگی در این دهه به وجود آمد. در این دهه، ما شاهد ورود نویسندگان مطرح و برجستهای مانند بزرگ علوی، جلال آلاحمد، احمد محمود، علی اشرف درویشیان، محمود دولتآبادی و... هستیم که هرکدام با خلق آثارخود، انقلابی در حوزه ادبیات داستاننویسی و داستان نو در ایران پدید آوردند و راهی برای آیندگان گشودند. به نظر شما، آیا میتوان تأثیر و ردپایی از وقوع برخی انقلابها مانند آنچه در اتحاد جماهیر شوروی در سال 1917 روی داد را در برخی نویسندگان کشورمان و همچنین در آثارشان در آن زمان مشاهده کرد؟ بله. به دلیل اینکه انقلاب سوسیالیستی سال 1917 در شوروی نیز یک رویداد اجتماعی بود؛ با آن شعارها و مضامین خاص و ادعای برابری و مساوات که از مضامین و شعارهای اصلی آن به شمار میرفت و همچنین شرایط سیاسی خاصی که در زمان وقوع انقلاب کمونیستی شوروی در ایران حاکم بود، برخی جریانات سیاسی و همچنین اجتماعی و به دنبال آن، برخی نویسندگان ایرانی را نیز با خود همراه ساخت. ما طی آن دوره، شاهد خلق آثاری توسط برخی از نویسندگان داخلی کشورمان هستیم که تحت تأثیر شعارهای آن انقلاب قرار گرفته بودند. برای نمونه میتوان در این زمینه به بزرگ علوی اشاره کرد که در آثارش ردپایی از افکار سوسیالیستی مشاهده میشود و یا برخی نویسندگان دیگر در آن مقطع زمانی خاص که تحت تأثیر افکار چپی قرار گرفته بودند. البته نهتنها در حوزه ادبی بلکه در سایر شاخهها و رشتههای هنری مانند سینما نیز ما شاهد تأثیر این انقلاب و پیامدهای آن بر برخی هنرمندان داخلی و همچنین در آثارشان هستیم. این موضوع نیز همانطور که اشاره کردم به دلیل ماهیت اجتماعی بودن برخی مضامین و رویدادها مانند وقوع انقلابهاست که طیفی از اجتماع را همواره به دنبال خود میکشاند و به دنبال این موج به وجود آمده برخی هنرمندان از هر طیف هنری را با خود همراه میسازد. در این زمینه میتوان به انقلاب فرانسه، روی کار آمدن احزاب مختلف در اروپا مانند حزب فاشیست در آلمان، وقوع جنگ اول و دوم جهانی و بسیاری موارد اجتماعی و سیاسی اشاره داشت که طیفی از نویسندگان را همراه خود میسازند و آثاری در مضامین مختلف پدید میآید. شما تأثیر هنرمندان بهویژسه نویسندگان در کشورمان در عصر حاضر را در وقوع و پیروزی انقلاب اسلامی چگونه ارزیابی میکنید؟ اگر شما پدیدهای مانند انقلاب اسلامی و پیروزی امت به رهبری امام (ره) را در نظر بگیرید، به خوبی میتوان نقش هنرمندان بهویژه نویسندگان را در آن مشاهده کرد. درست است که سکان هدایت و رهبری انقلاب در دستان امام خمینی (ره) بود، اما نمیتوان نقش همراهی و تأثیرپذیری هنرمندان و نویسندگان از رهبری انقلاب را در پیروزی کتمان کرد. انقلاب اسلامی به دلیل ماهیت اجتماعی بودن خود، برخی هنرمندان و نویسندگان را با این حرکت مردمی همراه ساخت و آنان نیز در این زمینه، آثاری خلق کردند که در حرکت و ایجاد انگیزه بیشتر برای مبارزات مردمی بیتأثیر نبود. به عنوان نمونه، شما نویسندگان و یا آثاری که در این زمینه و در این طیف خاص قرار دارند را سراغ دارید؟ آیا میتوانید تعدادی از آنها نام ببرید؟ نویسندگان مطرحی در آن زمان بودند که با قلم خود، انقلاب را همراهی کردند. برای نمونه نمیتوان به نادر ابراهیمی، علی موذنی، امیرحسین فردی و... اشاره کرد که در آثارشان ردپایی از اعتراض نسبت به وضع موجود در آن زمان وجود دارد که البته در ادامه و بعدها نیز افراد و نویسندگان مختلفی نیز به این اشخاص پیوستند و آثار ماندگاری در این زمینه خلق شد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و در ادامه آن، وقوع جنگ تحمیلی نیز باز دوباره بستری برای ادبیات اجتماعی و به نوعی میتوان گفت «ادبیات جنگ» گشود و در حقیقت میتوان گفت، وقوع جنگ تحمیلی در ایران به نوعی «موج دوم ادبیات داستانی» را به وجود آورد. جنگ به دلیل ماهیت اجتماعی خود، بستر مناسبی برای سوژهسازی و سوژهپردازی برای حوزه ادبی کشور و نویسندگان آن دوره گشود که به ادبیات جنگ مشهور شد. مقولههایی مانند کمکهای مردمی در پشت جبهه به رزمندگان، ترک کار کارگران از کارخانهها و اعزام خودخواسته آنان به جبههها، خاطرات عملیاتهای مختلف، خاطرات جنگ و آن ایثارگریها و ازخودگذشتگیها و بعد از آن نیز اسارت و خاطرات اسارت و... همه و همه بستر و سوژههایی ناب را برای نویسندگان حوزه ادبیات جنگ مهیا ساخت و ما شاهد آثار زیبا و درخور توجهی در این زمینه در ادبیات اجتماعی ایران هستیم. در این زمینه میتوان به نویسندگان مطرحی مانند احمد دهقان، مجید قصیری و... نام برد که آثار شاخصی را در این زمینه خلق کردند. همانطور که اشاره کردم، ادبیات اجتماعی پابهپای دیگر تحولات اجتماعی جلو آمده است. مضامین اجتماعی و تحولات وابسته به آن، همواره بستر مناسبی برای کار، نهتنها در حوزه نویسندگی بلکه سایر شاخههای هنری است؛ مانند سینما، تئاتر، نقاشی، شعر، موسیقی و... در همین مقوله جنگ تحمیلی، نه فقط در ادبیات و حوزه نویسندگی بلکه در سایر رشتههای هنرهای دیگر مانند سینما، شعر، موسیقی و... ما شاهد آثار متنوع و فراوانی هستیم که در نوع خود بینظیر هستند و نمیتوان نمونهای برای آن در دورهای دیگر یافت. نظر شما در مورد «ادبیات کارگری» چیست؟ در واقع، آیا ما در ادبیات کشورمان چنین شاخهای در داستاننویسی داریم؟ موردی که شما از آن به عنوان «ادبیات کارگری» یاد میکنید، در واقع زیرمجموعه «ادبیات اجتماعی» قرار میگیرد و سابقه ظهور آن در حوزه ادبیات اجتماعی در ایران به دهه 40 بازمیگردد که به دلیل ظهور برخی جریانات خاص سیاسی و اجتماعی که در آن مقطع زمانی در کشور به وجود آمده بود و همچنین برخی تأثیرات ناشی از ایدههای انقلاب کمونیستی در شوروی سابق ایجاد شده بود. به عنوان مثال، در این سبک نوشتاری در اتحاد جماهیر شوروی نویسندگان مطرحی مانند «ماکسیم گورگی» و در ایران نیز میتوان به «بزرگ علوی» اشاره کرد که در آثارشان، طبقه کارگر و ظهور شخصیتهایی که از طبقه کارگران بودند که از شرایط به وجود آمده به تنگ آمده و خواستار در هم شکستن آن ساختار بودند. به هر حال، سوژهسازی در خلق آثار ادبی حد و مرزی نمیشناسد و میتوان افراد مختلفی با شغلهای گوناگون را وارد داستان کرد. در دنیای داستان، ما با آدم سروکار داریم؛ حادثه، محور اصلی نیست بلکه این شخصیت است که محور اصلی داستان قرار میگیرد و آن را میسازد. توجه داشته باشید آثار در این حوزه در دورهای خاص مورد تجزیه و تحلیل و آنالیز قرار نمیگیرند. کما اینکه آثار نویسندگان آن دوران اکنون مورد بررسی و واکاوی قرار میگیرد. این در حالی است که ادبیات اجتماعی پابهپای تحولات مختلف اجتماعی جلو میآید و به نوعی پوششدهنده آن است؛ به عنوان شخصیتهای داستانی در رمان یا یک داستان کوتاه؛ خواه شخصیت اصلی داستان یا رمان یک کارگر باشد یا مکانیک یا مهندس و یا از هر طیف اجتماعی دیگر، تفاوتی نمیکند. مهم این است که نویسنده با توجه به برداشت اجتماعی خود و اینکه چه شخصیتی از لحاظ شغلی مناسب داستان اوست داستان خود را بر محور آن شخصیت پیش برد؛ خواه شخصیت او یک رزمنده باشد و یا یک کارگر. در این زمینه، نویسندهای را میتوانید نام ببرید؟ بله. آقای محمدعلی گودینی در این زمینه چهرهای شاخص و شناخته شده هستند و آثار فراوانی نیز در این زمینه دارند. وی در آثارش در مورد دغدغه کارگران، مسائل مرتبط با این قشر از جامعه؛ مانند رابطه با کارفرمایان، عدم تمدید قرارداد، بیکاری و... و همچنین مشکلاتی که برای این قشر عظیم از جامعه در ادوار مختلف به وجود میآیند اشارات فراوانی کرده است. به نظر شما به عنوان یک نویسنده و داور جشنوارههای ادبی، در حال حاضر ادبیات داستاننویسی رو به چه سمتوسویی دارد؟ در حوزه نویسندگی، ساختار حاکم و سلیقه فرهنگی و یا به عبارتی «خوراک» هر دورهای بنا به شرایط اجتماعی ممکن است تغییر کند و نویسندگان را نیز با خود همسو سازد. در حال حاضر ادبیات عامهپسند بسیار مطرح است و خوانندگان فراوانی نیز دارد. داستانها غالباً فرم و قالبی رمانتیک دارند که شکل و فرمی سرگرمکننده دارد؛ داستانهای رمانتیک اجتماعی که به نوعی هم سرگرمکننده است و هم باب و مورد پسند قشر غالب جامعه. وضعیت نشر و کتابخوانی را در ایران چگونه میبینید؟ با توجه به افزایش قیمت کاغذ و هزینههای مرتبط با آن مانند چاپ و...، کتاب به مرور از سبد هزینه خانوار حذف شده؛ البته این موضوع به این معنا نیست که مردم دیگر کتاب نمیخوانند بلکه علاقهمندان از طریقی دیگر مانند خریداری نسخ دیجیتال، کتابهای مورد علاقه خود را خریداری میکنند. البته کرونا و مسائلی از این دست را نباید در این زمینه نادیده گرفت که در فروش کتاب تأثیر فراوانی داشتهاند. همینطور عدم برگزاری نمایشگاههای کتاب به صورت حضوری که امیدواریم مشکلات به مرور برطرف شود.
اعظم زنگی روزنامهنگار
نویسندگی در حوزههای اجتماعی، همواره در ایران مطرح بوده و ما شاهد آثار فراوانی با مضامین اجتماعی در این زمینه هستیم، اما اگر بخواهیم آثار ادبی نویسندگان در حوزههای مختلف در ایران را به صورت کلاسیک مورد بررسی و واکاوی قرار دهیم، به جرأت میتوان گفت اصلاحات امیرکبیر و تأسیس مدرسه دارالفنون و به دنبال آن، اعزام دانشجویان به کشورهای پیشرفته آن زمان مانند انگلستان، روسیه و فرانسه را باید سرآغاز نهضت و جهش و انقلابی، نهتنها در حوزه ادبی بلکه در حوزه صنایع و دیگر حوزهها در ایران دانست که با وقوع انقلاب مشروطه و بازگشت برخی تحصلیکردگان از فرنگ کامل شد. تا قبل از آن ادبیات رمان و داستاننویسی به شکل سنتی نه فرم و دارای شکل و دپارتمانی خاص بلکه به صورت شخصی و برداشتهای نویسنده از مضامین مختلف اجتماع خود صورت میگرفت اما بعد از وقوع انقلاب مشروطه و فرو ریختن نظام استبداد قاجار تا حدودی فضا نسبت به قبل از آن باز شد و هنرمندان در شاخههای مختلف شروع به کار کردند. ما در آثار برجای مانده از آن دوران نوعی دگرگونی را نهتنها در ادبیات بلکه سایر هنرها مشاهده میکنیم.
سابقه ورود نویسندگان ایرانی به حوزههای اجتماعی به چه زمانی برمیگردد؟
اکثر نویسندگان در ایران، حوزه اجتماعی و مسائل مرتبط با این حوزه را بستر مناسبی برای خلق آثار ادبی خود میدانستند. در ادبیات، همواره حوزههای اجتماعی مورد توجه نویسندگان ایرانی بوده و کماکان نیز هست و نمیتوان آن را مربوط به دوره و زمانی خاص دانست و برای آن زمان خاصی تعریف کرد؛ اما اگر بخواهیم برای ادبیات کلاسیک ایران، زمانی مشخص را در نظر بگیریم - که آغاز نهضت و انقلابی در زمینه نویسندگی در ایران به صورت کلاسیک باشد - بعد از وقوع انقلاب مشروطه را باید سرآغاز انقلاب ادبی ایران دانست. البته در نظر داشته باشید نویسندگان اکثرا به اصطلاح «اجتماعینویس» بودهاند؛ یعنی از بستر اجتماع برخاسته و خود را متعلق به توده مردم میدانستند. هرچند وقوع برخی رویدادهای سیاسی مانند انقلاب مشروطه، تشکیل برخی احزاب در دهه 40 و بعد از آن، پیروزی انقلاب اسلامی و همچنین وقوع جنگ تحمیلی، برخی نویسندگان را به حوزههایی دیگر وارد کرد که در نهایت باید گفت این حوزهها هم به نوعی برخاسته از اجتماع هستند. مسألهای مانند جنگ یک مسأله اجتماعی است و یا وقوع یک نهضت و انقلاب؛ مانند انقلاب اسلامی را باید یک پدیده کاملاً اجتماعی دانست.
به نظر شما سرآغاز «داستاننو» در ایران به چه زمانی بازمیگردد؟
بررسی و مشاهده آثار برجای مانده در این زمینه حکایت از آن دارد که باید دهه 40 را در ایران، دهه آغاز داستان نو در ادبیات ایران به شمار آورد. دهه 40 دهه خاصی برای ادبیات نویسندگی در ایران بود و به نوعی میتوان گفت، اوج بلوغ ادبی ایران در حوزه نویسندگی در این دهه به وجود آمد. در این دهه، ما شاهد ورود نویسندگان مطرح و برجستهای مانند بزرگ علوی، جلال آلاحمد، احمد محمود، علی اشرف درویشیان، محمود دولتآبادی و... هستیم که هرکدام با خلق آثارخود، انقلابی در حوزه ادبیات داستاننویسی و داستان نو در ایران پدید آوردند و راهی برای آیندگان گشودند.
به نظر شما، آیا میتوان تأثیر و ردپایی از وقوع برخی انقلابها مانند آنچه در اتحاد جماهیر شوروی در سال 1917 روی داد را در برخی نویسندگان کشورمان و همچنین در آثارشان در آن زمان مشاهده کرد؟
بله. به دلیل اینکه انقلاب سوسیالیستی سال 1917 در شوروی نیز یک رویداد اجتماعی بود؛ با آن شعارها و مضامین خاص و ادعای برابری و مساوات که از مضامین و شعارهای اصلی آن به شمار میرفت و همچنین شرایط سیاسی خاصی که در زمان وقوع انقلاب کمونیستی شوروی در ایران حاکم بود، برخی جریانات سیاسی و همچنین اجتماعی و به دنبال آن، برخی نویسندگان ایرانی را نیز با خود همراه ساخت. ما طی آن دوره، شاهد خلق آثاری توسط برخی از نویسندگان داخلی کشورمان هستیم که تحت تأثیر شعارهای آن انقلاب قرار گرفته بودند. برای نمونه میتوان در این زمینه به بزرگ علوی اشاره کرد که در آثارش ردپایی از افکار سوسیالیستی مشاهده میشود و یا برخی نویسندگان دیگر در آن مقطع زمانی خاص که تحت تأثیر افکار چپی قرار گرفته بودند. البته نهتنها در حوزه ادبی بلکه در سایر شاخهها و رشتههای هنری مانند سینما نیز ما شاهد تأثیر این انقلاب و پیامدهای آن بر برخی هنرمندان داخلی و همچنین در آثارشان هستیم. این موضوع نیز همانطور که اشاره کردم به دلیل ماهیت اجتماعی بودن برخی مضامین و رویدادها مانند وقوع انقلابهاست که طیفی از اجتماع را همواره به دنبال خود میکشاند و به دنبال این موج به وجود آمده برخی هنرمندان از هر طیف هنری را با خود همراه میسازد. در این زمینه میتوان به انقلاب فرانسه، روی کار آمدن احزاب مختلف در اروپا مانند حزب فاشیست در آلمان، وقوع جنگ اول و دوم جهانی و بسیاری موارد اجتماعی و سیاسی اشاره داشت که طیفی از نویسندگان را همراه خود میسازند و آثاری در مضامین مختلف پدید میآید.
شما تأثیر هنرمندان بهویژسه نویسندگان در کشورمان در عصر حاضر را در وقوع و پیروزی انقلاب اسلامی چگونه ارزیابی میکنید؟
اگر شما پدیدهای مانند انقلاب اسلامی و پیروزی امت به رهبری امام (ره) را در نظر بگیرید، به خوبی میتوان نقش هنرمندان بهویژه نویسندگان را در آن مشاهده کرد. درست است که سکان هدایت و رهبری انقلاب در دستان امام خمینی (ره) بود، اما نمیتوان نقش همراهی و تأثیرپذیری هنرمندان و نویسندگان از رهبری انقلاب را در پیروزی کتمان کرد. انقلاب اسلامی به دلیل ماهیت اجتماعی بودن خود، برخی هنرمندان و نویسندگان را با این حرکت مردمی همراه ساخت و آنان نیز در این زمینه، آثاری خلق کردند که در حرکت و ایجاد انگیزه بیشتر برای مبارزات مردمی بیتأثیر نبود.
به عنوان نمونه، شما نویسندگان و یا آثاری که در این زمینه و در این طیف خاص قرار دارند را سراغ دارید؟ آیا میتوانید تعدادی از آنها نام ببرید؟
نویسندگان مطرحی در آن زمان بودند که با قلم خود، انقلاب را همراهی کردند. برای نمونه نمیتوان به نادر ابراهیمی، علی موذنی، امیرحسین فردی و... اشاره کرد که در آثارشان ردپایی از اعتراض نسبت به وضع موجود در آن زمان وجود دارد که البته در ادامه و بعدها نیز افراد و نویسندگان مختلفی نیز به این اشخاص پیوستند و آثار ماندگاری در این زمینه خلق شد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و در ادامه آن، وقوع جنگ تحمیلی نیز باز دوباره بستری برای ادبیات اجتماعی و به نوعی میتوان گفت «ادبیات جنگ» گشود و در حقیقت میتوان گفت، وقوع جنگ تحمیلی در ایران به نوعی «موج دوم ادبیات داستانی» را به وجود آورد. جنگ به دلیل ماهیت اجتماعی خود، بستر مناسبی برای سوژهسازی و سوژهپردازی برای حوزه ادبی کشور و نویسندگان آن دوره گشود که به ادبیات جنگ مشهور شد. مقولههایی مانند کمکهای مردمی در پشت جبهه به رزمندگان، ترک کار کارگران از کارخانهها و اعزام خودخواسته آنان به جبههها، خاطرات عملیاتهای مختلف، خاطرات جنگ و آن ایثارگریها و ازخودگذشتگیها و بعد از آن نیز اسارت و خاطرات اسارت و... همه و همه بستر و سوژههایی ناب را برای نویسندگان حوزه ادبیات جنگ مهیا ساخت و ما شاهد آثار زیبا و درخور توجهی در این زمینه در ادبیات اجتماعی ایران هستیم. در این زمینه میتوان به نویسندگان مطرحی مانند احمد دهقان، مجید قصیری و... نام برد که آثار شاخصی را در این زمینه خلق کردند. همانطور که اشاره کردم، ادبیات اجتماعی پابهپای دیگر تحولات اجتماعی جلو آمده است. مضامین اجتماعی و تحولات وابسته به آن، همواره بستر مناسبی برای کار، نهتنها در حوزه نویسندگی بلکه سایر شاخههای هنری است؛ مانند سینما، تئاتر، نقاشی، شعر، موسیقی و... در همین مقوله جنگ تحمیلی، نه فقط در ادبیات و حوزه نویسندگی بلکه در سایر رشتههای هنرهای دیگر مانند سینما، شعر، موسیقی و... ما شاهد آثار متنوع و فراوانی هستیم که در نوع خود بینظیر هستند و نمیتوان نمونهای برای آن در دورهای دیگر یافت.
نظر شما در مورد «ادبیات کارگری» چیست؟ در واقع، آیا ما در ادبیات کشورمان چنین شاخهای در داستاننویسی داریم؟
موردی که شما از آن به عنوان «ادبیات کارگری» یاد میکنید، در واقع زیرمجموعه «ادبیات اجتماعی» قرار میگیرد و سابقه ظهور آن در حوزه ادبیات اجتماعی در ایران به دهه 40 بازمیگردد که به دلیل ظهور برخی جریانات خاص سیاسی و اجتماعی که در آن مقطع زمانی در کشور به وجود آمده بود و همچنین برخی تأثیرات ناشی از ایدههای انقلاب کمونیستی در شوروی سابق ایجاد شده بود. به عنوان مثال، در این سبک نوشتاری در اتحاد جماهیر شوروی نویسندگان مطرحی مانند «ماکسیم گورگی» و در ایران نیز میتوان به «بزرگ علوی» اشاره کرد که در آثارشان، طبقه کارگر و ظهور شخصیتهایی که از طبقه کارگران بودند که از شرایط به وجود آمده به تنگ آمده و خواستار در هم شکستن آن ساختار بودند. به هر حال، سوژهسازی در خلق آثار ادبی حد و مرزی نمیشناسد و میتوان افراد مختلفی با شغلهای گوناگون را وارد داستان کرد. در دنیای داستان، ما با آدم سروکار داریم؛ حادثه، محور اصلی نیست بلکه این شخصیت است که محور اصلی داستان قرار میگیرد و آن را میسازد. توجه داشته باشید آثار در این حوزه در دورهای خاص مورد تجزیه و تحلیل و آنالیز قرار نمیگیرند. کما اینکه آثار نویسندگان آن دوران اکنون مورد بررسی و واکاوی قرار میگیرد. این در حالی است که ادبیات اجتماعی پابهپای تحولات مختلف اجتماعی جلو میآید و به نوعی پوششدهنده آن است؛ به عنوان شخصیتهای داستانی در رمان یا یک داستان کوتاه؛ خواه شخصیت اصلی داستان یا رمان یک کارگر باشد یا مکانیک یا مهندس و یا از هر طیف اجتماعی دیگر، تفاوتی نمیکند. مهم این است که نویسنده با توجه به برداشت اجتماعی خود و اینکه چه شخصیتی از لحاظ شغلی مناسب داستان اوست داستان خود را بر محور آن شخصیت پیش برد؛ خواه شخصیت او یک رزمنده باشد و یا یک کارگر.
در این زمینه، نویسندهای را میتوانید نام ببرید؟
بله. آقای محمدعلی گودینی در این زمینه چهرهای شاخص و شناخته شده هستند و آثار فراوانی نیز در این زمینه دارند. وی در آثارش در مورد دغدغه کارگران، مسائل مرتبط با این قشر از جامعه؛ مانند رابطه با کارفرمایان، عدم تمدید قرارداد، بیکاری و... و همچنین مشکلاتی که برای این قشر عظیم از جامعه در ادوار مختلف به وجود میآیند اشارات فراوانی کرده است.
به نظر شما به عنوان یک نویسنده و داور جشنوارههای ادبی، در حال حاضر ادبیات داستاننویسی رو به چه سمتوسویی دارد؟
در حوزه نویسندگی، ساختار حاکم و سلیقه فرهنگی و یا به عبارتی «خوراک» هر دورهای بنا به شرایط اجتماعی ممکن است تغییر کند و نویسندگان را نیز با خود همسو سازد. در حال حاضر ادبیات عامهپسند بسیار مطرح است و خوانندگان فراوانی نیز دارد. داستانها غالباً فرم و قالبی رمانتیک دارند که شکل و فرمی سرگرمکننده دارد؛ داستانهای رمانتیک اجتماعی که به نوعی هم سرگرمکننده است و هم باب و مورد پسند قشر غالب جامعه.
وضعیت نشر و کتابخوانی را در ایران چگونه میبینید؟
با توجه به افزایش قیمت کاغذ و هزینههای مرتبط با آن مانند چاپ و...، کتاب به مرور از سبد هزینه خانوار حذف شده؛ البته این موضوع به این معنا نیست که مردم دیگر کتاب نمیخوانند بلکه علاقهمندان از طریقی دیگر مانند خریداری نسخ دیجیتال، کتابهای مورد علاقه خود را خریداری میکنند. البته کرونا و مسائلی از این دست را نباید در این زمینه نادیده گرفت که در فروش کتاب تأثیر فراوانی داشتهاند. همینطور عدم برگزاری نمایشگاههای کتاب به صورت حضوری که امیدواریم مشکلات به مرور برطرف شود.




