گفتوگو با نمایندگان شرکای اجتماعی را معمولا با سوالات آماری شروع میکنیم. در استان مرکزی چه تعداد بازنشسته و مستمریبگیر تامیناجتماعی زندگی میکنند؟
ما در استان مرکزی بیش از 70 هزار نفر بازنشسته و مستمریبگیر تامیناجتماعی داریم. در خود شهر اراک این تعداد 45 هزار نفر است که حدود دو سوم کل بازنشستگان استان را در بر میگیرد.
یکی از اهداف اصلی سازمان تامیناجتماعی، تقویت وضعیت معیشتی بازنشستگان و مستمریبگیران است. به نظر شما وضعیت معیشت بازنشستگان هماکنون چگونه است و چه راهکارهایی برای بهبود وضعیت آنان به نظرتان میرسد؟
امروز حدود 65 درصد از بازنشستگان، مستمری حداقلی دریافت میکنند. یعنی بیش از 2 میلیون نفر حقوقی حدود یک میلیون تومان در ماه دریافت میکنند و فشار زیادی را متحمل میشوند. حدود هفت سال است که بحث همسانسازی مستمریها در سازمان تامیناجتماعی مطرح است ولی متاسفانه هنوز بهسبب تامین نشدن منابع آن، اجرایی نشده است. با اینکه کانون بازنشستگان، هیاتمدیره و بازرسان ما پیگیریهای زیادی انجام دادهاند، ولی هنوز نتیجه قطعی در این خصوص گرفته نشده است. از طرف دیگر به محض بازنشستگی، کلیه بازنشستگان از همه مزایا از نظر خدماتی، تفریحی و غیره محروم میشوند. کانون بازنشستگان تامیناجتماعی اراک در حال حاضر یک مجموعه خدمات رفاهی را برای بازنشستگان فراهم کرده، ولی این خدمات سازماندهی شده نیست. برای مثال ما امکانات سیاحتی زیارتی و تفریحی در اختیار بازنشستگان قرار دادهایم ولی هزینه آن را خود افراد باید پرداخت کنند. بنابراین از نظر رفاهی نیز در مضیقه هستیم. فعلا ما حتی یک مکان برای استقرار کانون نداریم و هرسال باید مکان استیجاری بگیریم. در حال حاضر ما با 45 هزار نفر بازنشسته در اراک که با خانوادههایشان حدود 135 هزار نفر میشوند، هنوز یک ساختمان برای اسکان دائم نداریم. بعد از پیگیریهای هیاتمدیره بازنشستگان اراک توانستیم زمینی در حدود 2300 متر در اختیار بگیریم اما برای ساخت آن در مضیقه هستیم و به رغم مراجعات مکرر هنوز نتیجهای نگرفتهایم.
خدمات درمانی سازمان تامیناجتماعی به بازنشستگان در استان مرکزی در چه سطحی است و چه راهکاهایی برای بهبود این خدمات در نظر دارید؟
در بخش خدمات درمانی، بازنشستگان در هر حال در مواردی ناچار از مراجعه به مراکز خصوصی هستند و چون با میزان پوشش تامیناجتماعی نیازهای درمانی آنها در بخش خصوصی بهطور کامل تامین نمیشود، مجبورند به بیمه مکمل روی بیاورند در صورتیکه اگر به قانون الزام به صورت کامل عمل شود، اصلا نیازی به بیمه مکمل نخواهیم داشت.
همانطور که میدانید سازمان تامین اجتماعی در سالیان اخیر با مشکل عدم توازن میان مصارف و منابع مواجه شده و مصارف آن بر منابع پیشی گرفته است. نظر شما درباره این معضل چیست و برای حل آن چه باید کرد؟
سازمان تامیناجتماعی حدود 5/3 میلیون مستمریبگیر اصلی دارد که روزبهروز در حال افزایش هستند. این سازمان با اینکه به طور کامل پاسخگوی نیازهای بازنشستگان نیست، ولی نسبت به صندوقهای بازنشستگی دیگر وضعیت بهتر و پیشروتری دارد. در رابطه با مشکلات این سازمان باید بدانیم که موضوع خصوصیسازی که در کشور به وجود آمد، روی منابع این سازمان اثر تخریبی جدی داشت. برای مثال در سالهای گذشته ماشینسازی اراک با 4 هزار نیرو و آلومینیومسازی با 4500 نیرو و واگن پارس با2500 نیرو مشغول به فعالیت بودند ولی با واگذاری این صنایع به بخش خصوصی و تعدیل نیروها، میزان دریافت حق بیمه از این کارخانجات نیز به شدت کاهش یافت و سازمان نتوانست همچون گذشته خدمترسانی کند. با این حال خوشبختانه هنوز مستمری ماهیانه بازنشستگان و مستمریبگیران به تعویق نیفتاده است. هرچند اگر این روند ادامه یابد، ممکن است این اتفاق بیفتد. برای حل این مشکل، وزارت کار باید بر بخش خصوصی و استخدامها و تعدیل نیروهای انسانی نظارت بیشتری داشته باشد. بخش خصوصی اکنون نیروهای کم با حقوق کم استخدام میکند و حق بیمه آنها را به درستی پرداخت نمیکند. برای مثال در آرایشگاهها و خبازیها اکثر کارگران بدون بیمه مشغول به کار هستند. این موضوع بر درآمدهای سازمان اثر منفی میگذارد و فرد کارگر نیز امنیت شغلی کافی نخواهد داشت.
به نظر شما سازمان تامین اجتماعی برای انجام وظایف بهتر در سه بخش بیمهای، درمان و سرمایهگذاری چه تمهیداتی باید در نظر گیرد؟
سازمان تامیناجتماعی در بخش درمانی با هزینههای زیادی مواجه است، چون مراجعهکنندگان به این بخش نسبت به آمار جهانی بسیار زیاد است. در سال گذشته در استان مرکزی 5/4 میلیون مراجعه به مراکز درمان تامیناجتماعی وجود داشته است. از طرف دیگر بحث ادغام بخش درمان تامیناجتماعی در وزارت بهداشت که خوشبختانه متوقف شد، میتوانست به سازمان و بدنه تحت حمایت آن ضررهای بسیاری وارد کند. باید بدانیم مالکیت بخش درمان سازمان تامیناجتماعی متعلق به بیمهشدگان و بازنشستگان است و من باز هم نسبت به این ادغام باید اعلام خطر کنم که مبادا رخ دهد. اعضای کانونها در موقع طرح بحث ادغام، مراجعات مکرری به نمایندگان مجلس داشتند چون مالکیت این سازمان و منابع آن متعلق به مردم و بیمهشدگان است و نه دولتها. در دوران دولت قبلی نیز از این اقدامات کم نبود به طوری که برخی از املاک سازمان را که متعلق به کارگران و بازنشستگان بود، به فروش رساندند. متاسفانه در دولت نهم و دهم بدون تحلیل کارشناسی، بازنشستگی پیش از موعد را به وجود آوردند. این موضوع نقدینگی سازمان تامیناجتماعی را به شدت تحت تاثیر قرار داد و به آن ضربه سنگینی زد. همین موضوع حجم عظیم بدهی برای دولت نسبت به سازمان ایجاد کرد که هنوز پرداخت نشده است.
به نظر شما سازمان تامیناجتماعی نسبت به دورههای قبل تا چه حد به رسالت اصلی خویش وفادار بوده و به مسیر درست فعالیت بازگشته است؟
هنوز تا بازگشت به مسیر کاملا درست، فاصله داریم. ولی تلاشها و کوششهای مدیران سازمان در دوره جدید چهارساله بسیار زیاد بوده است. ما در همین جا باید از تلاشهای این افراد تقدیر و تشکر کنیم. باید توجه کنیم سازمان تامین اجتماعی در دولت قبل در حال تضعیف هرچه بیشتر بود. مدیریت نادرست دولت نهم و دهم این سازمان را به ورطه ورشکستگی کشاند اما دکتر نوربخش با تلاش خود و همکارانش توانست سازمان را از ورطه ورشکستگی بیرون بکشد.