از سینما
کمکهزینه برای سینما
نگار مفید
گپوگفت و حرفوحدیث و از هر دری سخنی و درنهایت یک سوژه هیجانانگیز. از آن سوژهها که دستکمی از رویا ندارند و فاصله میان ما تا آن سوی آب را یادمان میاندازند. نه آنکه بخواهیم خودمان را مدام در قیاس با کشورهای دیگر ببینیم و بحث راه بیندازیم. بیشتر از آن جهت که انگار تجربه دیگران در این زمینه یادمان میدهد چه چیزهایی داریم و چه چیزهایی میتوانیم به دست بیاوریم. از این جهت است که در ادامه آن بحثها و صحبتها، به سوژهای رسیدیم که در ایران هم میتواند اجرا شود. به شرط آنکه چند نهاد مسئول دست به کار شوند و این امکان گسترده را فراهم کنند. داستان چیست؟ دوست تازهازفرنگآمده میگفت که کیف پولش دیگر جای کارتها را ندارد. کارتها همینطور روی هم میمانند و مدام باید از میان هزار کارت رنگووارنگ یکی را بیرون بیاورد. شوخیاش این است که هزار کارت رنگووارنگ از بانکهای مختلف که در هر کدام 10 هزار تومان هست به این نیت که حساب بسته نشود. اما آنجا از این خبرها نیست. میگفت آنها برای هر چیزی کارت دارند. از مترو گرفته تا سوپرمارکت. سوژه موردنظر از همین کارت سوپرمارکت آغاز میشود. کارت را شارژ میکنند و با این کارت خریدهایشان را انجام میدهند. همین پنیر و شیر و ماست و خریدهای معمول. به ازای هر خرید، امتیازی به آنها تعلق میگیرد. امتیازها از اندازهای که بالاتر رفت، بلیت سینما میدهند. به همین سادگی، آن 20 پوند گرانقیمت را از روی شانه مخاطب سینما برمیدارند و برایش جایزهای در نظر میگیرند تا فیلمها را ببیند و مجبور نشود هزینهای اضافه پرداخت کند. سینما هم که به برنامه روزانه آدمها اضافه شود، خودتان میدانید، این فیلم را میبینند و هوای فیلم دیگر هم به سرشان میزند. به هر حال وقتی دو فیلم روی پرده هست که مخاطب میخواهد ببیند، راضی است به اینکه قیمت یک بلیت را صرفهجویی کند و با امتیاز جمع کردن از خریدهای روزمره آن را به دست بیاورد.
همین سوژه بود که ما را به رویا برد، به تصویر و تصور اینکه خریدهای شهروند یا رفاه یا فروشگاههای زنجیرهای به سیستمی متصل شود که امکان ارائه بلیت سینما را میدهند. در اینصورت تماشای چند فیلم در فصل اکران سخت نخواهد بود. قیمت بلیتها هم کمرشکن و گزاف به چشم نمیآید. نمونهاش همین روزها که سینماها با فیلمهای خوب اجتماعی مدام وسوسه پرداخت پول بلیت را در آدم زنده میکنند. از «رگ خواب» و «زیر سقف دودی» بگیر که در جشنواره گذشته تحسین شدند، تا فیلمهایی مثل «برادرم خسرو» یا «ویلاییها» و «نهنگ عنبر 2». فیلمهایی برای سلیقههای مختلف و تازه اینها منهای آن دو فیلم است که در اکران عید فطر به سینماها اضافه میشوند. اگر از میان فیلمهای روی پرده بخواهید سه فیلم را هم ببینید، دستکم برای هر نفر باید 36 هزار تومان پول بلیت پرداخت کنید. به این ترتیب اگر بهجز تماشای فیلم، بخواهید یک پاپکورن یا آبمیوه هم نوشجان کنید، که دیگر رقم از این هم بالاتر میرود. دروغ چرا؟ بعضی وقتها حتی کمرشکن به چشم میآید. ممکن است 20 پوند نشود، اما قطعا آن شب هزینهای 50-60 هزار تومانی روی دست یک خانواده 4 نفره میگذارد که وای اگر میشد بخشی از این هزینه را از پول خریدهای روزمره به دست آورد! شاید انگیزهای بیشتر به آدم میداد و ممکن بود هیجانانگیزتر هم باشد.
البته ما تازه به این روزها وارد شدهایم، به روزهایی که بلیت سینما را بهعنوان هدیه به همدیگر میدهند و به جای کادوی تولد و کادوی سالگرد ازدواج، همدیگر را به سینما میبرند. سادهتر اینکه به جای یک شاخه گل که خودش 10 هزار تومان میشود، به همدیگر بلیت سینما هدیه میدهند که 12 هزار تومان است. احتمالا در ادامه این مسیر میتوانیم امیدوار باشیم که هدیه خوشحسابی مشتریان همراه اول و ایرانسل، یا هدیه خوشحسابی قبض آب و برق و تلفن، یک بلیت جذاب سینما باشد. ما که به امید آن روز زندهایم. روزی که برای حضور در سینما به آدم کمکهزینه و جایزه بدهند.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




