صیانت از سرمایه کارگران،رسالت شستاست

گفتگوی آتیه‌نو با احمد زمانی، مدیرعامل شرکت سرمایه‌گذاری صدر تامین

صیانت از سرمایه کارگران،رسالت شستاست

شرکت سرمایه‌گذاری «صدر تامین» (سهامی عام) از زیرمجموعه‌های قدرتمند شرکت سرمایه‌گذاری تامین‌اجتماعی (شستا) است که ماموریت خود را ارزش‌آفرینی و ارتقای ارزش بلندمدت دارایی سهامداران از طریق اداره شرکت‌ها در حوزه تخصصی صنایع معدنی فلزی و غیرفلزی، و صنایع وابسته به منظور سرآمد کردن شرکت‌ها در صنعت مرتبط می‌داند. از این منظر و به بهانه بررسی فعالیت‌های این هلدینگ، با مهندس احمد زمانی، مدیرعامل و نایب‌رئیس هیئت‌مدیره صدر تامین، به گفتگو نشستیم. وی که سابقه مدیرکلی صنایع استان مازندران و مدیرعاملی شهرک‌های صنعتی استان تهران را در کارنامه دارد، پیش‌تر نیز سابقه عضویت در هیئت‌مدیره صنایع ملی و مدیرعاملی هلدینگ حمل‌ونقل شستا را بر عهده داشته و از این نظر فارغ از پست امروزش می‌تواند به‌عنوان کارشناسی باتجربه پاسخگوی پرسش‌های مرتبط با حوزه صنعت کشور باشد. این گفتگو را در ادامه می‌خوانید.

نیما نوربخش

اگر اشتباه نکنم، شرکت سرمایه‌گذاری «صدر‌تامین» به‌عنوان یکی از هلدینگ‌های تخصصی در حوزه صنایع کاشی و سرامیک تاسیس شد، اما در سال‌های اخیر جهت‌گیری‌های دیگری هم در دستور کار قرار گرفت. این استراتژی‌ها بر چه اساسی تعیین و تدوین شد؟
شرکت سرمایه‌گذاری صدر تامین در سال 1378 و تحت پوشش شرکت سرمایه‌گذاری تامین‌اجتماعی (شستا) به‌عنوان یکی از هلدینگ‌های تخصصی در حوزه صنایع کاشی و سرامیک تاسیس شد. منتها در سال 1387 جهت‌گیری جدیدی با ورود به حوزه صنعت کانی‌های فلزی و غیرفلزی در دستور کار این هلدینگ قرار گرفت. از سوی دیگر استراتژی و برنامه‌ریزی مناسبی برای ورود به عرصه اکتشاف و استخراج معادن داریم که در مرحله اجرایی قرار دارد و آثار مثبتی برای کشورمان خواهد داشت.
با این اوصاف، آیا معدن و صنایع وابسته به آن ارزش‌افزوده بیشتری نسبت به سایر صنایع دارد؟
بله، طی مطالعاتی که مشاوران ما انجام دادند، و جزو مطالعات خوب و تخصصی شستا بود، تمام توجیهات فنی و مالی این طرح‌ها در نظر گرفته شده است. برای مثال، امسال مس سرچشمه مطابق پیش‌بینی‌ها رقم خیلی خوبی را در فروش داشته است. صنایع معدنی در کنار پتروشیمی جز صنایع استراتژیک کشور محسوب می‌شوند و به دلیل مزیت نسبی ایران و میزان ذخایر قابل‌توجه کشور، این صنعت در دسته صنایع پیشرو در اقتصاد ملی است. ضمن اینکه حاشیه سود بسیار مناسبی نسبت به سایر صنایع دارد.
آیا می‌توانیم در عرصه صنعت و کشاورزی به درجه‌ای برسیم که بی‌نیاز از وابستگی به نفت باشیم؟
همینطور است؛ واقعا می‌توانیم. اما متاسفانه انتقادی به ما وارد است که تا مدیر جدیدی روی کار می‌آید مدیران و معاونین متخصص را در عموم بخش‌ها عوض می‌کند و گاه حاصل سال‌ها تحقیق و تجربه آنها را کنار می‌گذارد و از نو شروع به کار می‌کند. این آفت بزرگی در ساختار صنعت ماست. ما با دارا بودن یک درصد از جمعیت دنیا، 7 درصد مواد معدنی جهان را داریم. اما از چه میزان این منابع می‌توانیم استفاده کنیم؟ ما کشور فقیری نیستیم، اما گاهی خودمان باعث ایجاد فقر می‌شویم. امکان ندارد فرد ناتوانی را جایی بگذاری و خرابکاری نکند، اما آدمی که کارش را درست انجام می‌دهد برای چه باید عوض شود؟ از این نظر، خوشحالم بگویم مدیریت جدید شستا، برخلاف رویکرد رایج در منش مدیریتی کشور که توضیح دادم، نگاه جامعی به حوزه مدیریت منابع و صنایع دارد.
شما از مدیرانی هستید که دارای سه دهه تجربه در مدیریت صنعت کشور هستید. از این منظر می‌خواهم بپرسم که آیا کشور همچنان گرفتار رکود در بخش صنعت است؟ چه راهکاری باید سرلوحه قرار بگیرد؟
بله، در رکود هستیم اما تمام مشکلات صنعت ما، از رکود نشات نمی‌گیرد. شاید باورتان نشود ولی زمانی که در مدیریت صنایع استان مازندران بودم در تحقیقی جامع به این نتیجه رسیدیم که بخش اعظم مشکلات صنایع در مدیریت شراکتی آنهاست و نه در کمبود منابع مالی. ضمن اینکه ناتوانی در بازاریابی و فروش و کیفیت پایین از دیگر ضعف‌های این بخش است. مشکل ما تامین مالی یا محقق نشدن همه نتایج برجام نیست. عموما افرادی که از بازار به تولید ورود می‌کنند موفق‌تر هستند چون فن فروش را بلدند. اما عمده متخصصان تولید در مدیریت واحد صنعتی‌شان مشکل دارند و توان بازارسازی ندارند. مشکل اعظم صنعت ما همین است. یعنی گاه دیده می‌شود مدیر تولید و مدیر فروش و رئیس کارخانه یک نفر است، در حالی که همه این‌ها نیاز به تخصص دارد. انگار تخصص‌گرایی به‌نوعی حلقه مفقوده صنعت ما شده. مدیران صنایع باید پیش از انجام کار و تولید نیاز بازار را به‌خوبی بسنجند و بر اساس آن برنامه‌ریزی کنند. در این صورت می‌توانیم رونق را در عرصه صنعت تضمین کنیم. ضمن اینکه بالاخره باید روزی از وابستگی به درآمدهای نفتی خلاص شویم و سرمایه‌گذاری وسیعی روی پروژه‌های صنعتی و کشاورزی داشته باشیم تا حیات اقتصادی و سیاسی کشور را تضمین کنیم.
ذوب‌آهن اصفهان ازجمله شرکت‌هایی است که برنامه‌ریزی وسیعی برای آن انجام داده‌اید. از این طرح‌ها برایمان بگویید؟
پروژه تولید ریل آهن در راستای منافع ملی  در این کارخانه راه افتاده و به مرحله تولید رسیده که با حضور مهندس جهانگیری، معاون محترم رئیس‌جمهور، افتتاح شد و به بهره‌برداری رسید. این پروژه آنقدر حساس است که اگر کیفیت نداشته باشد برای جان مردم می‌تواند خطرساز باشد. البته راه‌آهن جمهوری اسلامی ایران نزدیک به 100 سال است از ریل‌های وارداتی استفاده می‌کند و حالا با راه‌اندازی این خط تولید می‌تواند نیازش را از این کارخانه داخلی تامین کند و واردات این محصول از خارج کشور قطع شود. از طرف دیگر با حمایت‌های وزیر محترم تعاون، کار و رفاه اجتماعی، در ذوب‌آهن اصفهان چند کار اساسی دیگر هم در حال انجام است. ازجمله اینکه با همکاری ستاد تسهیل اقتصاد مقاومتی و رفع موانع تولید ملی، مطالبات بانکی‌مان را تعدیل می‌سازیم و ساختار نوینی برایش تعریف می‌کنیم. دوم آنکه در رابطه با ساماندهی نیروی انسانی این کارخانه طرحی داریم تا از تمام توان انسانی آن بهره بگیریم و سطح اشتغال را حفظ کنیم. سوم اینکه ذوب‌آهن اصفهان پتانسیل بالایی دارد و تاکنون چند شرکت خارجی با مطالعاتی که برایمان انجام داده‌اند پیشنهادهای متنوعی برای رفع گلوگاه‌های این کارخانه داشته‌اند تا سطح بازدهی را افزایش دهیم. برنامه دیگرمان این است که کارخانه فولاد صبا را که سال‌های پیش در دل کارخانه ذوب‌آهن اصفهان تاسیس ‌شده بود و در مقطعی به فولاد مبارکه سپرده ‌شد را دوباره به زیرمجموعه‌های ذوب‌آهن اصفهان اضافه کنیم.
امروز مهم‌ترین چالش پیش روی این هلدینگ چه می‌تواند باشد؟
طبیعی است که باید مشکلی وجود داشته باشد تا مدیریت در همه بخش‌ها فعال باشد. چالش بزرگ ما این است که در یک بازار کاملا رقابتی با رقبایی همکار هستیم که محدودیت‌های بوروکراتیک ما را ندارند. ما بایستی آنقدر بیشتر کار کنیم که از آنها عقب نمانیم و ضمنا پیشرفت هلدینگ را هم رقم بزنیم تا سهم بازار بیشتری را کسب کنیم. بخش خصوصی یک جایی تشخیص می‌دهد که کارش را زیر قیمت بفروشد یا می‌خواهد نقدینگی‌اش را به جای دیگری ببرد. اما ما نمی‌توانیم خودسرانه این اقدامات را انجام دهیم چون در بورس هم جوابگوی بخش دولتی هستیم. بحث ارزش‌افزوده و چیزهای دیگر هم هست. در بخش تامین نقدینگی و افزایش سرمایه و توسعه هم بایستی یک پروسه اداری طولانی را طی کنیم که بخش خصوصی این مسائل را ندارد و می‌تواند چابک‌تر عمل کند. بحث دیگر هم این است که ما باید تمام تلاشمان را برای حفظ و سودآور کردن سرمایه کارگران کشور به کار گیریم.
در یک نمای کلی، مهم‌ترین استراتژی و رویکرد علمی این شرکت را به منظور تحقق اهداف بلندمدت و چشم‌انداز آن چه مسائلی می‌دانید؟
با مطالعاتی که همواره انجام می‌دهیم می‌توانیم استراتژی مدونی تهیه کنیم، منتها گاه در بحث‌های استراتژیک بسیاری از عوامل خارج از اراده شماست، ولی تلاش می‌کنید نزدیک به چشم‌انداز حرکت کنید. مثلا با توجه به برنامه‌هایی که دولت دارد می‌خواهد در آینده به تولید 50 میلیون تن فولاد برسد. اما الان همه فولادی که تولید می‌شود 15 میلیون تن است و 50 درصد این را هم وارد می‌کنیم. سند چشم‌انداز می‌گوید که فعالیت‌های ما باید آنقدر بالا برود که 50 میلیون تن فولاد تولید کنیم و از این مقدار 30 میلیون تن را خودمان مصرف کنیم و 20 میلیون تن را صادر کنیم. شستا، ذوب‌آهن اصفهان را هم با همین استراتژی گرفت ولی سنگ‌آهن یک‌باره قیمتش به نصف کاهش پیدا کرد. چون کشورهایی مثل چین هستند که با تولید انبوه می‌توانند بر قیمت‌های جهانی تاثیر بگذارند. ما برای رسالتی که داریم همه تلاشمان را می‌کنیم که کمترین آسیب را ببینیم. در بحث اکتشاف معادن هر سال ریسک‌های برنامه را محاسبه می‌کنیم. زبان معدن این است که ریسک موفقیت شما 2 درصد است و 98 درصد ممکن است به چیزی نرسید. کار اکتشاف همراه با ریسک است و قیمت دارد. امروز شرکت دیگری به نام «پارس تامین» داریم که تخصصش اکتشاف معادن است. تقریبا دو سه سال است در سیستان و بلوچستان کار می‌کنیم و به محدوده‌هایی با پتانسیل خوب رسیده‌ایم که به تولید سنگ‌آهن، طلا و مس اختصاص دارند. قصد داریم با استفاده از ظرفیت‌های انسانی و طبیعی این استان محروم، سهم مهمی از تولید ملی را در آن استان رقم بزنیم. به‌طور خلاصه و در یک شمای کلی، تدوین برنامه‌های عملیاتی، تامین منابع مالی، اجرای سیستم‌های نظارتی، بهینه‌سازی ساختار سازمانی و توسعه منابع انسانی رویکرد علمی هلدینگ به‌منظور تحقق اهداف بلندمدت شرکت است.
در سند چشم‌انداز هلدینگ آمده که دسترسی به 15 درصد بازار رده اول و دوم فولاد، رده اول و دوم مس، و رده اول طلا در دوره 5ساله (1393-1397) از طریق سرمایه‌گذاری صورت خواهد پذیرفت. با وجود اینکه نیمی از این زمان طی شده، چقدر دسترسی به این امر را میسر می‌بینید؟
از اهداف استراتژیک ماست که تلاش می‌کنیم این سطح را حفظ کنیم. بگذارید ابتدا توضیح بدهم که وقتی می‌گوییم رده اول یعنی اینکه استخراج و تولید شمش، رده دوم یعنی این آورده را تبدیل به محصول کنیم و رده سوم یعنی در بخش فروش در بازار هم ورود کنیم. به‌طور مثال در موضوع سنگ‌آهن، ابتدا استخراج آن و تولید کنسترانت تولید فولاد خام را هدف قرار می‌دهیم. سپس در رده‌ای دیگر این را تبدیل به پروفیل می‌کنیم و در رده سوم تبدیل به میله‌گرد می‌شود. از این نظر در زمینه صنایع معدنی و فلزات می‌توانیم به اهدافمان دست پیدا کنیم. در سال جاری 220 تا 230 میلیون دلار صادرات داشتیم که کارخانه ذوب‌آهن اصفهان بیشتر سهم صادرات را از آن خود کرد. 
درباره سرمایه‌گذاری این هلدینگ در حوزه طلا بگویید. آیا این مهم همان پروژه اکتشاف و استخراج از معادن طلای کردستان است؟ این پروژه در چه مرحله‌ای است؟
درباره معدن طلای کردستان، سازمان زمین‌شناسی اکتشافش را انجام داده است. وزارت صنعت و معدن مزایده گذاشت و ما آن را خریدیم. بایستی مطالعات تکمیلی انجام دهیم سپس برای استخراج اقدام کنیم. خوشبختانه امروز می‌توانم بگویم که نمونه‌گیری‌ها تمام شده و به امید خدا دو سال دیگر شمش این منطقه را استخراج و تولید می‌کنیم.
آیا برای جذب سرمایه‌گذار خارجی در حوزه فعالیت‌تان و  پسابرجام بهبودی مشاهده می‌کنید؟
بله، این بهبود کاملا مشهود است. البته من معتقدم جان برجام این است که از فصل هفتم منشور سازمان ملل بیرون آمدیم. حالا دیگر کشوری نمی‌گوید که چون تحریم بین‌المللی دارید با شما مبادله تجاری نخواهیم داشت و این مسئله به رشد فزاینده اقتصاد کشور کمک شایانی می‌کند. البته همچنان آمریکا کارشکنی می‌کند و مصائب متعددی بر جای گذاشته است. درباره صدر تامین هم بسیاری شرکت‌های خارجی آمدند و با ما مذاکره کردند، ولی مورد عملیاتی تا به حال نداشته‌ایم. نکته جالب اینکه یکی از شرکت‌های سرمایه‌گذاری خارجی می‌خواست سرمایه‌گذاری 200 میلیون دلاری در شرکت ما داشته باشد و به مرحله تفاهم‌نامه همکاری هم رسیدیم، ولی بعدتر گفتند دست نگه داریم تا نتیجه انتخابات آمریکا مشخص شود. حال هم که ترامپ آمده نمی‌دانیم چه اتفاقی خواهد افتاد! ولی ناگفته نماند که صدر تامین با ایجاد پروفایل‌های اطلاعاتی از طرح‌ها و پروژه‌های شرکت‌های تابعه، مذاکرات با رویکرد جذب سرمایه‌گذار خارجی و دستیابی به بازارهای بین‌المللی را مد نظر قرار داده است.
امروز میزان سهم بازار شرکت‌های تابعه هلدینگ در کشور چه مقدار است؟
ما جدولی از سهم بازار شرکت‌هایمان تهیه کردیم که در تارنمای صدر تامین قابل‌دسترسی است و مردم می‌توانند آن را مشاهده کنند. اما اگر بخواهم به‌طور ضمنی اشاره کنم می‌توانم بگویم که صنایع خاک چینی در حال حاضر 50 درصد سهم بازار کشور را دارد. ذوب‌آهن اصفهان 80-70 درصد بازار تیرآهن بال‌پهن را دارد. کارخانه پشم‌شیشه ایران 50 - 60 درصد بازار را دارد و مس باهنر در تولید ورق‌هایش 80 تا 90 درصد بازار را به خود اختصاص داده است. آجر نسوزی که کارخانه فرآورده‌های نسوز ایران تولید می‌کند 21 درصد سهم بازار را دارد یا در تولید سولفات سدیم بیش از 80 درصد تولید داخل را کارخانه معدنی املاح ایران دارد. حتی کل سکه خام بانک مرکزی را هم کارخانه مس باهنر ما تولید می‌کند.
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه