مشاغل موقت تابستانی

لحظة آها

مشاغل موقت تابستانی

مهران امیری

در آن سال‌های نه‌چندان دور، که هنوز نه از برنامه‌های اوقات فراغت خبری بود و نه بچه‌ها وقت خود را صرف رایانه، تبلت، گوشی هوشمند، شبکه‌های اجتماعی، و بازی‌های آنلاین می‌کردند، تابستان دوره‌ای ویژه بود. روزهای گرم و طولانی دور از درس و مدرسه و مشق شب. چند روزی که از استراحت گذشته و نگذشته بود، با وساطت یکی از بزرگ‌تر‌ها، براساس اعتماد به آشنای صاحب کسب‌وکاری، محلی برای کار بچه‌ها انتخاب می‌شد تا در چند ماه تابستان حرفه‌ای بیاموزند و درآمدی داشته باشند. 
آن روزهای گرم و کشدار تابستانی که برای خیلی از بچه‌ها سخت و دشوار می‌گذشت امروز برای همان‌ها تجربه‌ای ارزشمند و سازنده و برای امروزی‌ها خاطره تکراری غیرملموس بچه‌های دیروز و بزرگ‌ترهای فعلی است. روزهای تابستان گرچه برای عموم فرزندان خانواده‌های کم‌درآمد فرصت اندوختن بود تا بخشی از هزینه‌های تحصیل در نه ماه بعدی را فراهم کنند، اما برای بسیاری دیگر بیشتر یک تجربه بود. آنچه در کنار آموزش رسمی به‌عنوان پرورش برای ورود به جامعه لازم بود، در خلال همین مواجهه نزدیک با لایه‌های مختلف جامعه برای نوجوانان فراهم می‌شد. 
سال‌ها بعد رویای سازماندهی این فرآیند خودجوش اجتماعی، منجر به اجرای طرح ناموفقی با نام کاد (کار و دانش) شد که با وجود انگیزه‌های مثبت، بر اثر اجرای نامناسب تبدیل به یک معضل و تعطیل شد. همه وجوه خوشایند و یا نامناسب تجربه‌های شخصی مردم، و یا اقدامات سازمان‌هایی مانند آموزش‌وپرورش در طرح کاد، مبتنی بر این بوده که فصل‌های مختلف سال امکانات متنوعی را برای آفرینش و خلاقیت ایجاد می‌کند. نوجوانانی که در چند ماهه تعطیلات تابستان در کنار صاحب یک کسب‌وکار فعالیت می‌کردند، خود را در معرض آموزشی بسیار واقعی و تجربه‌ای ناب می‌دیدند. این تجربه‌اندوزی آن چنان جذاب و در عمل مفید بود که بسیار دیده می‌شد خانواده‌ها مزد کارکرد فرزندانشان را به صاحب کار پرداخت می‌کردند. خاطرات بزرگ‌ترهایی که این تجربه را به‌خوبی طی کرده‌اند گواه این است که کارهای فصلی تابستانی در زندگی این افراد نقش بزرگ و پررنگی داشته و بی‌اختیار بخش بزرگی از خاطره‌گویی‌های آن‌ها برای جوانان و نوجوانان امروزی را به خود اختصاص می‌دهد. 
اما وجه مهم دیگر چنین کارهای فصلی طرز نگاه و برخورد خانواده‌ها با موضوع کسب‌وکار و حرفه‌آموزی بود. اغلب خانواده‌ها در آن سال‌های نه‌چندان دور، صرف نظر از جایگاه اجتماعی و توان اقتصادی، از درگیر کردن فرزندانشان در برنامه کار موقت تابستانی ابایی نداشتند. درواقع فرهنگ عمومی مردم نه تنها قابلیت پذیرش چنین رفتارهایی را داشت بلکه در بسیاری از موارد مشوق آن نیز بود. این درست برخلاف چیزی است که امروز در رفتار و برنامه‌ریزی‌های خانواده‌ها و نوجوانان دیده می‌شود. جای تاسف است که مناسبات بین فرزندان، خانواده و جامعه به گونه‌ای رقم خورده که پیوند بین آن‌ها بسیار محدود شده و تحت سلطه فناوری‌های جدید قرار گرفته است. در این نوشتار مجال بررسی وجوه و تاثیرات فناوری بر مناسبات اجتماعی و خانوادگی را نداریم اما روشن نیست برای تربیت فرزندانمان و آماده‌سازی آن‌ها برای حضور مفید در جامعه پس از دوران تحصیل چه برنامه‌ای داریم. آنچه را در چند دهه قبل، براساس تجربه جمعی انجام می‌شد، در میان انبوه وظایفی که از خانواده و عناصر پیرامونی بازستانده‌ایم، بر عهده نهادهای رسمی و دولتی گذاشته‌ایم. تجربه چندین دهه جدا کردن آموزش از برنامه‌های عملی، که برخاسته از متن جامعه و فضای کسب‌وکار واقعی است، نشان می‌دهد لازم است که به فرصت‌هایی همچون کارهای موقت فصلی و تابستانی توجه بیشتری شود. امروز به‌خوبی می‌بینیم جوانان مستعد و پرتلاش ما حتی با گذراندن مراحل تحصیلات عالی توانایی حضور مفید و کارآمد در فضای کسب‌وکار را ندارند؛ در حالی که جوانان چند دهه پیش حتی با تحصیلاتی بسیار کمتر قادر به شروع یک زندگی خلاق و ایجاد کسب‌وکار برای خود بودند. تردیدی نیست که عوامل مختلفی در این میان نقش دارند اما همچنان شکی نیست که محروم کردن فرزندانمان از تجربه کم‌نظیر کار تابستانی یکی از مهم‌ترین این موارد است. 
مرور کوتاهی بر زندگی و گذشته بسیاری از کارآفرینان و افراد موفق نیز نشان می‌دهد که این گروه عموما در جریان برنامه‌های کار فصلی و تابستانی مشارکت گسترده‌ای داشته‌اند. در تعداد قابل توجهی از موارد نیز این نوع فعالیت‌ها نقشی اصلی در جریان زندگی و انتخاب مسیر آینده کارآفرینان بازی کرده است. بد نیست یکبار دیگر به تجربه‌های موفق جمعی که هنوز فاصله‌ای کمتر از چند ده سال با آن داریم برگردیم، و از فرصت کارهای تابستانی برای ساختن کارآفرینان فردای کشور استفاده کنیم.
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه