آچار فرانسه
اگر به تولید بها بدهیم طراح بیکار نمیماند
سیاوش اسماعیلپور
در کار تولید پوشاک با نوآوری، خلاقیت و ابتکار مواجه هستیم و هرگاه کاری باکیفیت تولید کنیم که باعث تغییر شود، برای ادامه دادن این صنعت انرژی میگیریم. در ایران خطوط تولیدی با مشکلات عدیدهای دستبهگریبان هستند که همین امر موجب شده تا آنها استخدام طراح را هزینه اضافه ببینند. در حالی که صنعت پوشاک که ازجمله سودآورترین صنایع تولیدی در ایران و جهان است، ظرفیت ایجاد دهها هزار شغل را دارد که طراحی پارچه و لباس یکی از آنهاست و اگر دیدگاه روشن و مثبتی در این زمینه وجود داشته باشد، بیش از 5 هزار طراح در سراسر ایران صاحب شغل و درآمد میشوند. از طرفی به دلیل همین اشتغالزایی و درآمدزایی است که در همه دنیا از تولید حمایت میکنند و اهمیت ویژهای به این امر میدهند، اما در ایران گاه رفتارها ضدتولید است و باعث از بین رفتن انگیزه تولیدکنندگان میشود. در مقابل تولید، بحث قاچاق بسیار شیرین و جذاب جلوه میکند چون مصائب حوزه تولید را ندارد. غافل از اینکه اشتغال از بین میرود، ارز از کشور خارج میشود و فرهنگ غربی در قالب طراحیهای غیرایرانی، که بعضا با عرف حاکم بر جامعه ما در تضادند، وارد بازار میشود که نخستین ضررش بیکاری فارغالتحصیلان دانشگاهی در رشتههای طراحی پارچه و لباس و دوخت و... است. برای ایجاد شغل و فرصت شغلی حتما نباید کارخانجات بزرگ صنعتی ایجاد کنیم. کافی است به ظرفیتهای موجود در ایران توجه کنیم. بهویژه در زمینه فرهنگی و سنتی این ظرفیتها چندبرابر است. حوزه پوشاک به دلیل زیرساختهای چند هزارساله و سنتهای قابلتحسین از ویژگیهای منحصربهفردی، برای اینکه دستمایه کار طراحان قرار بگیرد، برخوردار است. اما در ایران هنوز دست بالا با واردات است چون کارهای بازرگانی و واردات امری بسیار راحتتر از تولید است؛ در حالی که تولید همواره با استرس و نگرانی همراه است؛ بهویژه در بخش پوشاک. صنعت پوشاک جزو صنایعی است که حتی با تغییر شرایط اجتماعی دچار آشوب و بینظمی میشود و مانند میوه خیلی زود فاسد میشود که همین امر مرگ تولیدکننده را در پی دارد. به دلیل همین شرایط خاص نیاز به حمایتهای جدی دولتی احساس میشود. من بهعنوان تولیدکننده در شرایط کنونی به دنبال کم کردن هرچه بیشتر هزینههای جاری هستم و مثلا اگر به 10 طراح نیاز داشته باشم، 5 نفر را استخدام میکنم تا ریسک کار را پایین بیاورم و همین امر درنهایت منجر به عدم بهکارگیری افراد آموزشدیده میشود. یعنی میخواهم بر زنجیروار بودن حلقههای تولید اشاره کنم که چگونه شل شدن هر حلقهای میتواند به گسست کلی نظام تولید منجر شود. به این منظور دولت بایستی وامهای کمبهره و معافیتهای مالیاتی را برای تولیدکننده در نظر بگیرد چون صنعت پوشاک میتواند لوکوموتیوی باشد برای صنایع دیگر؛ از ریسندگی و بافندگی گرفته تا صنایع پتروشیمی، کارخانههای سلولوزی، واحدهای دکمهسازی و بهکارگیری طراحان تحصیلکرده و آموزشدیده.
با وجود اینکه در بخش دانش طراحی بههیچعنوان چیزی کم نداریم و کسی که کارآفرین است و توان اداره یک واحد تولیدی را دارد، بهترین طراحها را میتواند استخدام کند، طراحان بیکار بسیاری داریم چون طراحی هزینههای فراوانی دارد. به دلیل عدم سرمایهگذاریهای اصولی در بخش پوشاک، واحدهای کوچک تولیدی هزینهای برای طراحیهای خود در نظر نمیگیرند. همچنین به دلیل محدودیتهای خاص در فرهنگمان نمیتوانیم فشنشوی زنده لباس داشته باشیم تا طراحان ایدههای خود را به نمایش بگذارند و نظرات و سلیقهها را دریابند. در این فضای محدود مد، بهناچار باید روی طرحها و تولید محصولات کلاسیک کار کرد، اما فضا تا حدی در حال بهبود است چون اصولا ماهیت تولید یعنی بهروز شدن، تجهیز شدن، توسعه دادن، نوآوری داشتن و تحقیق کردن. بنابراین تزریق ایدههای نو و خلاق تکمیلکننده تولید مدرن است. تولید نمیتواند یکجا بایستد و ساکن باشد و به همین دلیل است که تولید در تمام دنیا ارزشمند است و تولیدکننده در مقام یک قهرمان ستایش میشود. زمانی که تولید میکنید یعنی ایستادهاید و مقاومت میکنید. من معتقدم اگر از این بخش به صورت جدی حمایت شود، این صنعت یکساله نیز میتواند رونق پیدا کند. برخی صنایع به طور مثال با 4 هزار میلیارد تومان تنها میتوانند برای 150 نفر اشتغالزایی کنند در حالی که این صنعت به گونهای است که با 4 هزار میلیارد برای 40 هزار نفر اشتغال ایجاد میکند.
مدیر کانون تولید ایران
ارسال دیدگاه




