چرا نمیتوانید شغلی عالی داشته باشید؟
لاری اسمیت
اجازه دهید درباره این موضوع صحبت کنیم که چرا شما نمیتوانید شغلی عالی داشته باشید؟ روی صحبت فقط با افرادی است که مایلاند شغلی مطلوب و عالی داشته باشند. اگر تصمیم گرفتهاید شغلی خوب داشته باشید، شکست خواهید خورد. مشاغل خوب در حال ناپدید شدن است و افرادی که تلاش میکنند شغلی خوب داشته باشند شکست میخورند؛ اما از طرف دیگر کارهای سنگین، اضطرابآور، و جانفرسا هم وجود دارد، و در بین این دو گروه از مشاغل هیچ گروه میانهای نیست.
لاری اسمیت استاد اقتصاد دانشگاه واترلو کاناداست که در مدیریت کسبوکارهای تازه دانشجویان راهنمای بسیاری از آنها بوده. یکی از شناختهشدهترین کسبوکارهایی که او نقش راهنما را در آن ایفا کرده مربوط به شرکت RIM سازنده گوشیهای هوشمند بلکبری است. او دانشجویان را برای یافتن شغلی که واقعا دوست دارند هدایت میکند.
پروفسور اسمیت درباره شکست در یافتن شغل میگوید: اجازه دهید بگویم چرا محکوم به شکست هستید. نخستین دلیل اینکه هرچه دیگران بگویند «اگر میخواهی شغلی عالی داشته باشی، رویاها و علاقهات را دنبال کن و پشتکار داشته باش.» برخلاف آن عمل خواهی کرد؛ هرچه سخنرانی استیو جابز در مراسم فارغالتحصیلی دانشگاه استنفورد را بشنوید، باز هم در انتها تصمیم میگیرید که این کار را انجام ندهید، چرا؟
بهدرستی نمیدانم چرا تصمیم میگیرید این کار را نکنید. انجام آن کار سخت است یا شما تنبل هستید، یا اینکه نگرانید اگر علایق خود را دنبال کنید و به آنها دست نیابید احساس حماقت کنید. پس بهانهتراشی میکنید. اینها واقعا بهانه است. ممکن است بهانه بیاورید که «رسیدن به شغل عالی برای بسیاری افراد درنتیجه خوششانسی آنها بوده» یا اینکه «افراد ویژه علایقشان را دنبال میکنند، آنها نخبه و استثنائی هستند مانند استیو جابز، من باهوش و استثنایی نیستم.» در این میان نکتهای ظریف وجود دارد. شما میخواهید کار کنید؟ میخواهید خیلی خیلی خیلی سخت کار کنید؟ پس موفق خواهید شد، چراکه دنیا فرصتی برای خیلی خیلی خیلی سخت کار کردن خواهد داد، اما آیا یقین دارید که قرار است درنتیجه کار سخت، وقتی همه قرائن و شواهد برخلاف این است، به شغلی عالی برسید؟
به چیزی فراتر از علاقه نیاز دارید و آن اشتیاق است. ممکن است به بیست موضوع علاقه داشته باشید اما فقط یکی از آنها شما را درگیر خود کند. سپس عشقی شگرف در مقایسه با همه چیزهای دیگر که جذبتان میکنند، پیدا کرده باشید، و این اشتیاق است. یکی شغل عالی داشت. یکی فرصت را از دست داد. اما به هر حال، بعضی از شما با وجود همه بهانهها، آن را خواهید یافت، شور و شوق و اشتیاقتان را پیدا خواهید کرد، اما هنوز هم شکست خواهید خورد.
شما شکست خواهید خورد، چراکه بهانههای دیگری میتراشید: «بله، من به دنبال شغلی عالی بودم، اما برای روابط انسانی بیش از پیشرفت ارزش قائل هستم.»، «میخواهم دوست خوب، همسر خوب، پدر یا مادر خوبی باشم، و اینها را به پای پیشرفت عالی قربانی نخواهم کرد.» اما آیا واقعا فکر میکنید استفاده از فرزندان و خانواده بهعنوان سپر درست است؟ آیا واقعا قصد دارید اینگونه از خانوادهتان استفاده کنید؟ آیا واقعا مایل هستید همسر و فرزندانتان را همچون زندانبان ببینید؟ وقتی فرزندتان بگوید «من یک رویا دارم.» میتوانید به او بگویید «فرزندم درست مانند من برای رویایت بجنگ.» اما شما قادر به گفتن این جمله نیستید چراکه این کار را
نکردهاید.
اما شما به دنبال پناهگاهی در روابط انسانی میگردید تا بهانهای برای پیدا نکردن و دنبال نکردن اشتیاقتان فراهم کنید؟ میترسید شور و شوقتان را دنبال کنید. از اینکه مسخره به نظر بیایید میترسید از تلاش کردن و شکست خوردن میترسید، و به همین دلیل قرار نیست شغلی عالی داشته باشید، مگر اینکه؛ عبارت «مگر اینکه» عبارتی بسیار تحریککننده است. این عبارت به عبارتی دیگر نیز ملحق میشود و آن «اگر من فقط ...» است. «اگر من فقط ...» اگر تنها یکمرتبه این فکر به ذهنتان خطور کرده باشد، بسیار آزاردهنده بوده است.
اینکه شما حرفه و شغلی عالی ندارید دلایل بسیاری دارد، مگر اینکه....
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




