نسخه Pdf

انقلاب در قاب دوربین

یادداشت

انقلاب در قاب دوربین

مهدی میرزایی - عکاس

 
 
 
 
زمزمه انقلاب اسلامی که به گوش رسید، خبرنگاران عکاس هم مثل بسیاری از اقشار جامعه به تکاپو افتادند. آنها نقش ‌حساس‌تری نسبت به بقیه یاران انقلاب داشتند، چراکه باید لحظه‌لحظه به ثمر رسیدن انقلاب را به تصویر می‌کشیدند. عکس‌های خبری در مطبوعات گاه به اندازه چندین مقاله بر مردم تاثیر می‌گذاشت. عکس بی‌بدیل رژه همافران در حضور امام خمینی (ره) و یا عکس استثنائی همکار سخت‌کوشم عباس ملکی از حادثه ۱۷ شهریور سال ۱۳۵۷ و نیز عکس معروف «نزن سرباز» قربان خلیلی، عکس‌هایی بودند که با قدرت تاثیرگذاری خود از اسلحه کاربرد بیشتری داشتند. سرویس عکاسان خبری روزنامه کیهان، که من نیز افتخار همکاری با آنان را داشتم، در روزهای خاطره‌انگیز پیروزی انقلاب شور فراوانی داشت. وقتی خبر می‌رسید که از نقطه‌ای در تهران تظاهرات برپا شده، همکارانم برای اعزام به آنجا سر و دست می‌شکستند. آن روزها در هر گوشه تهران، و به مقیاس وسیع‌تر در همه ایران، شور انقلابی را در سر می‌پروراندند که با همت مردم و تلاشگرانی همچون عکاسان خبری به پیروزی دست یافت. من به همراه دیگر همکارانم از رژه گارد نظامیان در زمان حکومت نظامی در مقابل دانشگاه تهران عکس گرفتم و همین‌طور از روز ۲۶ دی‌ماه سال ۱۳۵۷، روزی که شاه ایران را برای همیشه ترک کرد. عکس‌هایی که بعدها در سالروز انقلاب اسلامی ایران گرفتم همه و همه یادگارهایی است از تلاشی بی‌وقفه در راه سرافرازی ایران اسلامی عزیز.
یک روز پیش از انقلاب
درست یک روز پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در شهر شایعه تکان‌دهنده‌ای دهان‌به‌دهان گشت. شایعه کرده بودند که رژیم شاه آب‌لوله‌کشی شهر تهران را مسموم کرده است. طبیعی بود که مردم به‌شدت نگران شوند و لب به آب نزنند. در همین حال به ذهنم رسید دوربینم را بردارم و به نقاط مختلف شهر بروم تا از عکس‌العمل مردم در مقابل چنین شایعه‌ای عکس‌برداری کنم که یکباره خبر رسید مهندس بازرگان به رادیو رفته و به گواه مجری رادیو یک لیوان آب از آب‌لوله‌کشی خورده است تا مردم نگران نباشند، و گفته بود اگر مشکلی باشد تا آخر این گفت‌وگوی رادیویی مشخص می‌شود. بلافاصله دوربین به دست به میان مردم رفتم و از مردم تشنه‌ای که از نگرانی ساعت‌ها جرئت نکرده بودند آب بنوشند، در حالی که لیوان‌های آب را سر می‌کشیدند، عکس گرفتم که بازتاب خوبی در میان مردم داشت. در روزهای پرالتهاب پیروزی انقلاب اسلامی و بروز شایعات متعدد باید خوانندگان روزنامه را با سندی معتبر همچون عکس‌های خبری قانع می‌کردیم که به طور مثال خبر مربوط به راه انداختن حمام خون یک روز پیش از پیروزی انقلاب شایعه‌ای است که رژیم بر سر زبان‌ها انداخته تا مردم وحشت کنند و به خیابان‌ها نیایند! اما مردم انقلابی و غیور ایران‌زمین با آمدن ‌خود به خیابان‌های شهر، که عکس‌های آنها را من و همکارانم پس از ساعت چهار بعدازظهر روز ۲۱ بهمن گرفتیم، یکبار دیگر ثابت کردند خواهان ایرانی آزاد و سرفراز هستند. هرگز فراموش نمی‌کنم که با چشم‌های گریان عکس ۱۷ شهریور را، که ملکی عزیز گرفته بود، برای چاپ در روزنامه آماده می‌کردیم. زنده‌یاد حسین پرتوی پس از گرفتن عکس معروف همافران در حضور امام خمینی (ره) مجبور شد سه روز متواری شود تا دست ساواک به او نرسد. از همه جالب‌تر اینکه فردای آن روز مجبور شدیم برای آنکه نظرات رژیم را پیرامون قلابی بودن عکس همافران خنثی کنیم، نگاتیو عکس‌ها را هم چاپ کنیم که دیگر کار از کار گذشته بود و کمر رژیم شکسته بود.
 
ارسال دیدگاه