لحظة آها
فریبکاری دیجیتال، کارآفرینی مشکوک
مهران امیری
روند فعالیتهای پدیدهای به نام استارتاپ در چند سال اخیر شتاب بسیاری گرفته است. فضای مجازی کشور بهویژه در دو سال گذشته مملو از اخبار اجرای برنامههای استارتاپ در تهران بوده که دامنه فعالیت آن به شهرستانها هم کشیده شده است. این چرخه پرسروصدای کاری با وسوسه اشتغالآفرینی و جذب استعدادهای جوان توانسته حتی مدیران دولتی را نیز به خود جذب کند. امروز در کلام و گزارشهای مدیران دولتی نیز استارتاپ بهوفور دیده میشود و حتی برخی دانشگاهها مجری این نوع برنامهها هستند.
استارتاپها به طور خلاصه برنامهای برای سرمایهگذاری در اجرای طرحها و تجاریسازی آنها هستند. در اجرای این برنامهها از یک سو صاحبان طرحها و برنامهها قرار دارند، از سوی دیگر سرمایهگذاران و مراکزی چه از بخش دولتی و چه از بخش خصوصی بهعنوان برگزارکننده، که نقش واسطه ایجاد زمینه ارتباط بهتر و برنامهریزیشده را فراهم میکنند. اما در همین چرخه بهظاهر روشن و دارای اهداف مثبتی چون اشتغالزایی و جذب استعدادها، ابهامات و پرسشهای فراوانی شکل میگیرد:
منشا و مبدا سرمایهگذاران کجاست؟ انگیزهها و مطالبات آنها از سرمایهگذاری چیست؟ نقش آنها در پیشبرد بعدی طرحها چیست؟ از طرفی این پرسش نیز مطرح است که جایگاه صاحبان طرحها در جریان اجرا، پس از راهاندازی، و در مرحله سودآوری کجاست؟ آیا آنها صاحبان کسبوکار نهاییاند یا شریک یا کارمند هستند؟ آیا تضمینهای لازم برای حمایت از آنها در فرآیند تجاری شدن وجود دارد؟ در کنار این پرسشها همچنین نقش واسطههای ارتباطی با ابهام مواجه است. آیا سازمانها و شرکتهای واسطه با انگیزه سهمخواهی از کسبوکار نهایی وارد این میدان میشوند؟ تسهیلگری این واسطهها به سود تمایلات کدام طرف است؟ آنها منافع سرمایهگذاران را حمایت میکنند یا منافع صاحبان طرح را؟ آیا ارتباطات حقوقی و مالی بین صاحبان سرمایه و این واسطهها مخاطرهآفرین است یا قابلچشمپوشی؟
پرسشهای فراوانی از این دست در حالی ایجاد میشود که روند فعالیتهای انجامشده در این چند سال نگرانیهایی را دامن زده است. نگاهی مختصر به فعالیت شرکتهایی که خود را مراکز شتابدهنده کسبوکارها معرفی کردهاند حکایت از روابطی ابهامبرانگیز دارد. نخستین نکته اینکه از طرحهایی که در این مراکز معرفی شده و براساس ارزیابی واجد شرایط سرمایهگذاری تشخیص داده نمیشوند چگونه حفاظت میشود؟ جوانان صاحب این طرحها چگونه میتوانند از نسخهبرداری از طرحهای خود در سایر کشورها که منشا سرمایهگذار است یقین حاصل کنند؟ در صورت بروز مشکل نسخهبرداری از طرحها شرکتهای واسطه سرمایهگذاری و قراردادهای فیمابین تا چه اندازه قابلتکیه است؟
از سوی دیگر گرچه در همه تبلیغات این نوع فعالیتها بر نقش استارتاپها در حفظ استعدادهای جوان و پیشگیری از فرار مغزها یاد میشود، اما با توجه به آمار واقعی تعداد طرحهایی که به مرحله تجاریسازی میرسد انگشتشمار است، بنابراین تجمیع سرخوردگی شکست در استارتاپها با تمایلات پیشین برای مهاجرت، چه نتیجهای در بر خواهد داشت؟ همچنین وقتی نتیجه همه کارهای انجامشده و تبلیغات گسترده و جریانسازیهای فراوان تنها اشتغالزایی برای چند صد نفر باشد، آیا پرسشهای دیگری مبنی بر محاسبه هزینه و فایده اقدامات نیاز به طرح ندارد؟ از همین جا ابهام دیگری نیز سر برمیآورد که آیا احتمال وجود برنامهای بزرگتر برای استعدادیابی، گردآوری طرحهای خلاقانه، و انتقال این طرحها و صاحبان آنها به آن سوی مرزها در جریان نیست؟
آنچه بهعنوان استارتاپ در کشور در حال فعالیت است وقتی با برنامههای پرابهام در کنار هم قرار بگیرد نیاز به دقت در همه جوانب فعالیتها را دوچندان میسازد. روشن است که انگیزه اشتغالزایی هر مدیر دولتی را تشویق به حمایت از این برنامهها میکند، آشکار است که جوانان صاحب طرحهای نو را باید برای تجاری کردن طرحهایشان حمایت کرد، تردیدی نیست که جذب سرمایه داخلی و خارجی برای این طرحها کاری پسندیده است؛ اما باید دقت داشت که از ایدههای جوانان ایرانی بهدرستی مراقبت کنیم و راهکارهای عدم سوءاستفاده و کپیکاری از آنها را بهدرستی تدوین کنیم.
اشتیاق صاحبان فکر و تمایل مدیران برای توسعه کسبوکارها را باید پاس داشت و مراقب بود که سالهای آتی عباراتی چون فریبکاری دیجیتال و کارآفرینی مشکوک در میان اخبار کسبوکارهای نو دیده نشود. حمایت از جوانان صاحب برنامه و اندیشه و انگیزه نیازمند تجربه و نگاه جامع مدیران و برنامهریزان کسبوکارهای نوین است و سهلانگاری مدیران در این عرصه تاوان سنگینی را متوجه همه خواهد کرد.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




