حسرت عقاب!

حسرت عقاب!

مهدی شادمانی

 
 
 
 
پنالتی‌های بازی استقلال و نفت تهران دوباره باعث حسرت هواداران مهدی رحمتی شد؛ کسانی که به نمایش مهدی رحمتی اعتقاد زیادی دارند و تصور می‌کنند که حضور او می‌تواند به تیم ملی ایران کمک کند. او در چند بازی اخیر انگار به اوج دروازه‌بانی خود رسیده؛ در دربی بارها دروازه تیمش را نجات داد و در یک‌چهارم نهایی جام حذفی یک‌تنه استقلال را به مرحله بعد رساند. او یک پنالتی را با پا گرفت، یک پنالتی را با دست مخالف و یک پنالتی را هم از گوشه دروازه بیرون کشید. حالا دوباره همه هواداران او اعتقاد دارند که رحمتی می‌تواند به تیم ملی کمک کند اما شرایط فراهم نمی‌شود. مهدی رحمتی اما اولین شماره یکی نیست که با این وضعیت مواجه شده. ایران سه دروازه‌بان شماره یک محبوب داشته که هرکدام روزهای پایانی دروازه‌بانی‌شان را با حسرت طرفداران تیم ملی به پایان رسانده‌اند. البته نمی‌شود نام رحمتی را کنار ناصر حجازی و احمدرضا عابدزاده گذاشت، اما به‌هرحال او هم دروازه‌بانی است که این روزها حسرت بازگشتش به تیم ملی وجود دارد.
 
  بدون بازگشت
همه فکر می‌کنند با فشار وارد کردن به کی‌روش موفق به بازگشت رحمتی می‌شوند، اما شاید خود مهدی رحمتی بهتر از همه بداند که وارد یک بازی بدون برگشت شده. داستان کی‌روش و رحمتی داستانی قدیمی است، داستانی مربوط به پیش از پایان مقدماتی جام جهانی 2014. آن روزها هنوز دانیل داوری به تیم ملی دعوت نشده بود. شایعه دعوت یک دروازه‌بان ایرانی-آلمانی سبب شد که رحمتی از تیم ملی خداحافظی کند. او بابت پوشیدن پیراهن شماره یک تضمین می‌خواست و چون چنین تضمینی وجود نداشت کنار رفت. کی‌روش هم اعلام کرد برای حفظ ارزش پیراهن تیم ملی دیگر او را دعوت نخواهد کرد. هرچند در این بین شایعاتی غیررسمی در مورد دعوت مجدد کی‌روش از رحمتی و نپذیرفتن او پیش از بازی با کره‌جنوبی مطرح شده، اما همیشه ماجرا به همین شکل باقی ماند. پس از جام جهانی اما مشکل سن رحمتی هم مطرح شد. او با 34 سال سن برای جام جهانی آینده آن هم در 37سالگی پیر به نظر می‌رسد، هرچند با نمایش‌های ویژه‌اش همه را حسرت‌زده می‌کند. رحمتی حتما بهترین دروازه‌بان حال حاضر ایران است اما کی‌روش فارغ از ماجرای غیرفنی، حق دارد دروازه‌بانی را برای جایگزینی او تربیت کند. رحمتی امروز از مصدومیت رنج می‌برد و معلوم نیست در آستانه جام جهانی چه شرایطی منتظر او باشد.
 
  عقاب و بال‌های شکسته
احمدرضا عابدزاده در دوران دروازه‌بانی‌اش حاشیه کم نداشت. او سوپراستار فوتبال ایران بود و همین سبب می‌شد در برخی موارد حتی با سرمربیان مختلف به مشکل بخورد. اما عابدزاده هیچ‌وقت دروازه تیم ملی را رها نکرد و به همین دلیل هم کسی نمی‌توانست به این راحتی‌ها او را کنار بگذارد. با این همه چندین بازی تیم ملی هست که با حسرت نمایش عابدزاده به پایان رسیده. شاید یکی از مهم‌ترین این دیدارها دیدار ایران - یوگسلاوی در جام جهانی 1998 بود، جایی که اشتباه نیما نکیسا ایران را از صعود بازداشت. 
ایران در آن سال این توانایی را داشت که با 4 امتیاز بهترین نمایش را در جام جهانی داشته باشد، اما غیبت عابدزاده همه آرزوها را به حسرت تبدیل کرد. ماجرای عابدزاده درگیری با بلاژویچ و مایلی‌کهن و پروین نبود، که با همه‌شان هم سرشاخ شده بود. داستان او داستان مصدومیت بود. زانوی احمدرضا عابدزاده و مصدومیت‌هایش هم زندگی او را تحت تاثیر قرار داد و هم فوتبال ایران را. عابدزاده با همین مصدومیت از استقلال به پرسپولیس رفت و با همین مصدومیت و گل‌هایی که در دربی آخر خورد از فوتبال کنار رفت. اما همیشه حسرت نمایش ویژه عابدزاده در دل دوستداران تیم ملی ماند. او در دیدارهای مقابل ژاپن، آمریکا و استرالیا و حتی آلمان نمایش ویژه‌ای داشت، اما می‌شد در بازی یوگسلاوی، جام ملت‌های آسیا 1996 و... ایران او را داشته باشد.
 
  گلبرگ مغرور
نمایش‌های مقتدرانه حجازی درون دروازه تیم ملی آنقدر قدیمی هست که دو نسل از هواداران فوتبال چیزی از آن به یاد نداشته باشند. اما ناصر حجازی هم در روزهایی که می‌توانست تیم قدرتمند دهه شصت تیم ملی ایران را به موفقیت‌های بیشتر برساند از تیم ملی کنار رفت. ناصر حجازی نه در ماجرای درگیری با مربیان تیم ملی حذف شد و نه به خاطر مصدومیت. ناصر حجازی درگیر یک تسویه‌حساب شخصی شد. یک تسویه‌حساب شخصی که رنگ‌مایه‌های سیاسی هم به خود گرفت و برای همیشه مسکوت ماند. ناصر حجازی اما از آن دسته آدم‌هایی نبود که بخواهد با تملق و مجیزگویی شرایط خود را بهتر کند. ماجرا هرچه بود با یک بدعت به نمایش عمومی درآمد.
سازمان تربیت‌بدنی وقت قانونی عجیب‌وغریب وضع کرد. قانونی مشهور به قانون «29ساله‌ها» که فقط برای یک مورد در تاریخ فوتبال ایران اجرایی شد. طبق این قانون و برای جوان‌گرایی قرار شد بازیکنان بالای 28 سال از فهرست تیم ملی خط بخورند. این قانون یک‌بار اجرا شد و آن هم فقط برای حجازی، چون تیم ملی بازیکن مهم 29ساله‌ای به غیر از شماره یکش نداشت. سال‌های بعد از آن، ادامه حضور ناصر حجازی در ایران و مربیگری‌اش در استقلال کم‌کم ثابت کرد که آن شائبه‌های مطرح‌شده خیلی صحت نداشته، اما دیگر اهمیتی نداشت. نسل دهه شصت فوتبال ایران با ستاره‌های به‌یادماندنی‌اش همیشه حسرت دروازه‌بانی حجازی را خواهد داشت.
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه