تنها راه، بازگشت به مسیر کارشناسی است
رضا سخاوت
علیرضا عونی از پیشکسوتان سازمان تامیناجتماعی است. سال 65 مدیرکل مالی سازمان شده و سال 68 همزمان با این سمت مدیرکل بودجه نیز بوده، از سال 76 معاون اداری مالی سازمان میشود و چند سالی هم عضو هیئتمدیره بوده است. او حالا رئیس هیئتمدیره موسسه حسابرسی تامیناجتماعی است. با او درخصوص بحثهای اخیر درمورد درمان تامیناجتماعی و مسیر تازهای که برای کمک به طرح تحول نظام سلامت از سوی وزارتخانههای رفاه و بهداشت و درمان گشوده شده گفتوگو کردیم.
نقش درمان تامیناجتماعی برای کمک به طرح تحول نظامت سلامت را تا چه اندازه میتوان بااهمیت شمرد؟
برای داشتن هر تحلیل درستی از بحث درمان تامیناجتماعی و نقش آن در رضایت بیمهشدگان باید برگردیم به تاریخ شکلگیری این سازمان. درمان تامیناجتماعی اولین نیاز بیمهشدگان این سازمان بوده است. اگر درمان خوب بود میگفتند کار سازمان خوب است، اگر دچار مشکل میشد بیمهشدگان از سازمان ناراضی میشدند. سازمان در دورههای مختلف از نظر نظام بیمارستانی و هزینهکرد حوزه درمان و مهمتر از همه جلب رضایتمندی کارنامه نسبتا موفقی داشته است. نگرانیهای فعلی که در حوزه درمان برای دلسوزان تامیناجتماعی پیش آمده سالها قبل که ادغام این بخش در وزارت بهداری وقت، اتفاق افتاد وجود داشت، اما آن شرایط کارساز نبود. درواقع وقتی درمان از تامیناجتماعی جدا شد انگار پشت سازمان خالی شد. ما این تجربه ناموفق را در یک بازه زمانی سیزدهساله به دوش کشیدیم، تا اینکه اهمیت جلب رضایتمندی بیمهشدگان، خود را بر منافع بخشی تحمیل کرد و دوباره درمان به تامیناجتماعی برگشت. مرور این تاریخچه به ما نشان میدهد که آن تجربه ناموفق را نهتنها نباید تکرار کرد، بلکه باید از درمان تامیناجتماعی بهعنوان یکی از بازوهای قدرتمند درمانی کشور استفاده بهتری کرد. طرح تحول نظام سلامت هم میتواند با برنامهریزی و البته همفکری و تعامل متصدیان از آن بهرهمند شود.
ادغام بیمههای درمانی ازجمله درمان تامیناجتماعی چه آثاری میتواند داشته باشد؟
یکی از نارضایتیها درگذشته این بود که هیچ نظارتی بر 9 درصدی که سازمان از محل حقبیمههای دریافتی به بخش درمان کشور پرداخت میکرد وجود نداشت؛ بیمهشدگان هم از میزان، کیفیت و نوع خدماتی که دریافت میکردند راضی نبودند. منطقی و بدیهی است که وقتی پولی از جیب کارگر و کارفرما خارج میشود برای ریال به ریال آن حسابرسی وجود داشته باشد، اما نبود این اهرمهای نظارتی از یک سو و از سوی دیگر ضعیف بودن خدمات دریافتی درمانی در مقایسه با آنچه خود سازمان توان و تجربه ارائه آن را داشت، باعث شد در یک تصمیم اصولی درمان به سازمان برگردد. سازمان با بازگشت بخش درمان شروع به بازسازی بیمارستانهای خود کرد و توانست دوباره این بخش را به یکی از بخشهای قدرتمند تبدیل کند و آن رضایت نسبی در میان بیمهشدگان را که بهشدت آسیبدیده بود، ترمیم کند. این بازگشت رضایتمندی نسبی عمدتا به این دلیل بود که بیشتر بیمهشدهها مهمترین دلیل روی آوردنشان به پرداخت بهموقع حقبیمه را بهرهمندی از خدمات درمانی این سازمان میدانستند.
نگاه به تجربه گذشته چقدر میتواند از سوی اعضای کارگروههای تخصصی وزارتخانههای رفاه و بهداشت در جهت کمک موثر به طرح تحول نظام سلامت به کار بیاید؟
نمیتوان برای این کارگروهها نسخهای معین پیچید. ما درباره درمان کشور صحبت میکنیم. باید از طریق این کارگروهها کمیتههای کاملا کارشناسی و علمی تشکیل شود و با همفکری هم و با در نظر داشتن تجربههای گذشته که هزینههای زیادی برای آنها از جیب دولت و مردم پرداخت شده است تصمیمهای منطقی و متناسب با روح قوانین موجود و ناظر بر تجارب گذشته گرفت. یکی از معضلات مدیریتی ما گاه نگاه و تصمیمگیری بخشی و بدون پشتوانه علمی است. به نظر میرسد قسمتی از بحثها که تا امروز در خصوص ادغام و یا نقش و توقعی که از بیمهها در طرح تحول نظام سلامت وجود داشته، متاثر از بخشینگری بوده تا تصمیم علمی و کارشناسی. میتوان امیدوار بود در تعاملات جدید دوباره به مسیر کارشناسی برگردیم و بحثها را از این طریق پیگیری کنیم.
کارگروههای تشکیلشده چه کمکی به تقویت درمان بیمهشدگان و دیگر اقشار مردم میتواند بکند؟
درمان یکی از بحثهای کلان سازمان است. ما با درمان مستقیم خیال بیمهشده خود را از هزینههای کمرشکن درمان تاحدودی راحت کردهایم. این دستاورد کمی برای یک کشور نیست. باید هرچقدر میتوانیم این درمان را تقویت کنیم. مسلما کم کردن این هزینهها از طریق نظارت بر هزینههای دارویی و درمانی گامی بزرگ در تحقق رضایت مردم است که تشکیل کارگروه آن اگر منتج به خروجیهای مشخص شود بسیار تاثیرگذار خواهد بود. اما تاکید میکنم حتما باید کار این کارگروهها همراه با مطالعه دقیق و کارشناسی منطبق بر واقعیات باشد. از طرف دیگر وقتی تامیناجتماعی درمان رایگان در اختیار بیمهشدگانش قرار دهد کمک بزرگی به کم شدن هزینههای طرح تحول نظام سلامت خواهد کرد. ما در تجربه قبلی ادغام شاهد بودیم که افراد مختلف و ناهمگون آزاد بودند از هر بیمارستانی که میخواهند حتی بهدفعات استفاده کنند که این وضعیت هزینههای زیادی را به نظام درمانی کشور و بهطور کلی اقتصاد ملی تحمیل میکرد.
تعامل درمان تامیناجتماعی و درمان وزارت بهداشت به چه شکل میتواند صورت بگیرد؟
سازمان تامیناجتماعی دومین تولیدکننده درمان کشور است. تا زمانی که توانایی ارائه این خدمت را دارد باید آن را انجام دهد و در جاهایی هم که کمبود دارد باید درمان را بخرد. به عبارتی میان درمان مستقیم و غیرمستقیم خطکشی مشخصی داریم. یعنی جاهایی که امکان ارائه درمان داریم، از جای دیگر درمان نمیخریم. این باعث میشود که هم سازمان هزینهاش کمتر شود و هم بحث تراکم بدهی به بیمارستانهای دولتی پیش نیاید و طرح تحول نظام سلامت هم دچار مشکل نشود.
رویکرد جدید دو وزارتخانه چقدر میتواند در کمک به طرح تحول نظام سلامت از یک سو و حفظ استقلال بیمههای اجتماعی از سوی دیگر کمک کند؟
در مورد استقلال بیمه درمان تامیناجتماعی، باید دقت داشت که این دولت وارث بحثهایی درخصوص طرح ادغام بیمهها شده است که در مطالعات کارشناسی آن -با فرض وجود چنین مطالعاتی- نقشی نداشته است. دولت قبل هم حاضر نشد چنین کاری را انجام دهد و حالا در سال آخر برنامه پنجم- که اتفاقا درمان تامیناجتماعی را از هرگونه ادغام مستثنا دیده است- نمیتوان انتظار داشت که با یک تصمیم احساسی و یکجانبه چنین کار پیچیدهای را انجام داد. یکی از خروجیهای این کارگروهها و جلسات میان دو وزارتخانه باید این باشد که برای اجرایی کردن قانون، مطالعه کارشناسی همهجانبهای انجام دهند و نگاه بخشی هردو طرف از روی این بحثها کنار برود. چراکه به نظر میرسد تاکنون بیشتر این بحثها جنبه امتیازگیری داشته است. باید این مقوله پس از طی مراحل کارشناسی همهجانبه وارد اسناد برنامه ششم شود و تکلیف نهایی همانجا مشخص شود.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




