کممحلی به ریشهدارترین طب ایرانی
سمیرا عظیمینژاد
درخت کهنسالی را تصور کنید که بیش از هفت هزار سال برای آبیاری و ثمربخشی آن زمان و انرژی صرف شده و نسلهای متوالی هم از محصول این درخت بهرهمند شدهاند، اما حالا بی هیچ دلیل عقلپسندی، درخت و محصولش، به حال خود رها شدهاند و انگار دیگر کسی حوصله حفظ و مراقبت از این درخت پرخیروبرکت را ندارد.
روایت طب سنتی ایرانی هم مثال همین درخت تاریخی است که برای غنای آن، خوندلها خورده شده است، اما حالا به دلیل کمتوجهی به طب سنتی، فقط رد کمرنگی از این طب استخواندار در جامعه دیده میشود. درحالیکه قدمت طب سنتی در ایران به زمان «پارتها» برمیگردد و از آن تاریخ تاکنون نیز لحظهبهلحظه بر ذخایر این گنجینه معنوی افزوده شده است، اما در طی چند دهه اخیر، شاهد هستیم که روزبهروز این طب قدرتمند به حاشیه رانده شده است. در سیاستهای ابلاغی سلامت از سوی مقام معظم رهبری نیز بهصراحت بر ترویج طب سنتی و «برقراری تعامل و تبادل منطقی میان طب سنتی و طب نوین» تاکید شده است، اما در مقام عمل میبینیم که هماکنون تبادل منطقی چندانی بین طب نوین و طب سنتی وجود ندارد و بازار سلامت در سیطره طب نوین است. تاکید بر پیشگیری، نوع تغذیه، مزاجشناسی و درمانهای ارزانقیمت را شاید بتوان از مهمترین پایههای طب سنتی ایرانی به حساب آورد که در صورت ترکیب شدن با طب نوین، میتواند هم سلامت عمومی جامعه را ارتقا بخشد و هم هزینههای بیمار و بیمهها را کاهش دهد، ولی به نظر میرسد با روند موجود، هنوز تا رسیدن به تعامل و تبادل منطقی بین طب سنتی و طب نوین، فاصله زیادی داشته باشیم.
برخی مدیران به طب سنتی اعتقاد ندارند
وقتی به گواه کارشناسان، جایگاه طب سنتی در طی چند دهه اخیر به حاشیه رانده شده و طب نوین، بازار سلامت را قبضه کرده است، این حرف اصلاً به معنی نادیده گرفتن خدمات پزشکی نوین نیست. دکتر هادی منوری، دانشآموخته دانشکده طب سنتی مشهد در گفتوگو با آتیهنو، توضیح میدهد: واقعیت این است که طب سنتی و طب نوین، هیچکدامشان بهتنهایی نمیتوانند از پس درمان همه امراض بربیایند، بلکه هرکدام از آنها باید در جایگاه واقعی خودشان باشند تا بهعنوان مکمل همدیگر، امراض مختلف را درمان کنند. منوری تاکید دارد که اگرچه در طی چند سال اخیر حرکتهای خوبی برای گسترش طب سنتی انجام شده، اما همچنان آنطور که بایدوشاید به طب سنتی در ایران توجه نشده و طب سنتی به جایگاه و ارزش واقعیاش دست پیدا نکرده است. به باور او، یکی از عمده دلایل کمتوجهی به طب سنتی به عملکرد متولیان این حوزه برمیگردد: «ما در بین متولیان نظام سلامت، افرادی را داریم که خودشان هم به طب سنتی ایمان ندارند. معلوم است که تا وقتی چنین مدیرانی در نظام سلامت حضور داشته باشند، طب سنتی ایرانی به جایگاه واقعیاش نمیرسد.» همچنین وضع قوانین و مقررات دستوپاگیر نیز اشکال دیگری است که به گفته منوری، روند توسعه و ترویج طب سنتی را با مشکل مواجه کرده است.
مروری بر تجربههای موفق جهانی
هند، چین و پاکستان را میتوان از جمله کشورهای پیشروی طب سنتی در جهان به حساب آورد. این کشورها بهخوبی توانستهاند که طب نوین و طب سنتی را با یکدیگر تلفیق کنند و از تجارب گرانبهای نیاکانشان بهرهمند شوند. منوری یادآوری میکند: «در این کشورها تلاش کردهاند که گنجینههای طب سنتی حفظ شود و با تأسیس دانشکدههای متعدد طب سنتی، راه را برای توسعه علمی طب سنتی باز کردهاند، بهطوری که حالا استفاده از طب سنتی در این کشورها، نظاممند و نهادینه شده است.» البته او تاکید دارد: «ما هم زمانی میتوانیم مثل این کشورها با طب سنتی آشتی کنیم که دست سودجویان و افراد غیرعلمی را از این طب کوتاه کنیم. یعنی اجازه ندهیم افراد غیرمتخصص وارد حوزه طب سنتی شوند و این طب ارزشمند را بدنام کنند.»
نابسامانی در ارائه خدمات طب سنتی
«کمتر از یکسوم عطاریها دارای مجوز از صنف خود و وزارت صنعت معدن و تجارت هستند و متاسفانه بیش از پنج الی ششهزار پزشک بدون مجوز نیز، به ارائه خدمات طب سنتی مشغول هستند.» اینها اظهارات اخیر معاون طب سنتی وزیر بهداشت در جمع خبرنگاران است که بهخوبی از نابسامانی و فقر نظارت جدی در این حوزه روایت دارد. همچنین به گفته دکتر محمود خدادوست، برآوردها نشان میدهد حدود 15 هزار عطاری در سطح کشور داریم که کمتر از یکسوم آنها مجوز دارند و عمده تخلفها نیز توسط عطاریهای فاقد مجوز صورت میگیرد.»حال در چنین شرایط آشفتهای که متخصصان واقعی طب سنتی، مجالی برای عرض اندام ندارند و درعوض، غیرمتخصصان و سودجویان به ارائه خدمات طب سنتی میپردازند، این مقام مسئول از برنامههایی سخن گفته که بهزعم او میتواند این وضعیت را سروسامان ببخشد و طب سنتی ایرانی را احیا کند: «آییننامهای با کمک معاونتهای درمان و حقوقی وزارت بهداشت آماده کردهایم که به دانشگاههای علوم پزشکی ابلاغ میشود و بر اساس آن پزشکانی میتوانند ارائه خدمت طب سنتی داشته باشند که دارای مهارت و دانش کافی باشند و حداقل نمره را از مراکز مجاز ارائه آموزش دریافت کرده باشند. همچنین اگر پزشکی به استانی غیر از کلانشهرها برود و ارائه خدمات طب سنتی داشته باشند به آن پزشک امتیازی داده خواهد شد.» ارتباط با دانشگاههای پکن، چین، اتریش، مجارستان و کره و همچنین امضای تفاهمنامه با این مراکز، برنامههای دیگری است که خدادوست به آن اشاره میکند.
نقش بیمهها برای ترویج طب سنتی
تصور کنید در شرایطی که طب سنتی در چنین هرجومرجی به سر میبرد و به گفته خود مسئولان، شش هزار پزشک بدون مجوز به ارائه خدمات طب سنتی مشغولاند، شاید توقعی منطقی نباشد که انتظار داشته باشیم بیمهها، خدمات طب سنتی را تحت پوشش قرار دهند. درواقع، شرط نخست پوشش بیمهای، شفافیت خدمات درمانی است، به این معنی که سازمان بیمهگر باید بداند منابع بیمهشدههایش را برای چه خدمتی، با چه هزینهای و با چه اثربخشی صرف میکند. بدیهی است که از منظر اصول بیمهای هر سیاستی غیرازاین، خیانت به منابع و منافع بیمهشدگان است. بااینحال، سازمان تأمین اجتماعی برای حمایت از ترویج طب سنتی، مجموعه اقداماتی انجام داده تا شاید بتواند در چنین فضای نامطمئنی که بر بازار طب سنتی مستولی شده، این طب پیشگیرانه، ریشهدار و کمهزینه را در کشور نهادینه سازد. بر اساس گفتههای اخیر معاون طب سنتی وزیر بهداشت «ویزیت و مشاوره طب سنتی طی تفاهمنامهای که بین سازمان تأمین اجتماعی و وزارت بهداشت منعقد شده، تحت پوشش بیمه قرارگرفته است.» البته این پوشش بیمهای فقط شامل ویزیت افراد متخصص در حوزه طب سنتی و مورد تأیید وزارت بهداشت و سازمان تأمین اجتماعی خواهد بود تا جلوی سوءاستفادههای احتمالی گرفته شود.
ظرفیتهای ناشناخته طب ایرانی
دکتر اکبر کتابی، متخصص طب سنتی در گفتوگو با آتیهنو به قدمت تاریخی طب سنتی در ایران اشاره میکند و تاکید دارد که طب سنتی ما حداقل 17 هزار منبع علمی درخشان دارد: «وجود سه هزار و 700 گونه گیاه دارویی در ایران، فرصت استثنایی به کشور ما داده تا بتواند با تکیه بر این تنوع گیاهی، سرآمد طب سنتی باشد.» جالب است که در قدیم هم بین افرادی که طب سنتی ایرانی را یاد میگرفتند، تفاوت درجه وجود داشته است. مثلاً به قول کتابی، «کارآموز، کارورز، کاردان، حکیمیار و حکیم تمام» رتبهها و مراتب مختلف علمی بودند که افراد در طی مراحل آموزش طب سنتی، به آن دست مییافتند و در گذشته، اینطور نبوده که هرکسی بیضابطه در حوزه طب سنتی فعالیت کند. این متخصص طب سنتی، به نقش حیاتی پیشگیری در طب سنتی ایرانی اشاره میکند و میگوید: در طب سنتی ایرانی، پیشگیری واقعاً مقدم بر درمان است و از همان چندهزار سال قبل هم حکیم در ابتدا تلاش میکرد تا حد امکان، افراد جامعه به بیماریهای مختلف دچار نشوند.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




