زندگی در بغل سنگ

داستان زوج جوانی که دست‌به‌کار هنرآفرینی با شیشه شده‌اند

زندگی در بغل سنگ

سعید برآبادی

 
 
 
 
شعری قدیمی است که می‌گوید: «گر نگهبان من آن است که من می‌دانم/ شیشه را در بغل سنگ نگه می‌دارد.» عنصر اصلی این بیت‌شعر درست مثل ماجرای فعالیت شغلی «شاهد نطاق» و «ریحانه عبادت» بر پایه «توکل» است. آن‌ها کارآفرینانی از قاعده هرم ایران هستند که سه اصل «داشتن ایده‌های کوچک»، «پشتکار» و درنهایت «توکل» را همراه خود کرده‌اند و حالا در پرتوی آن، نام خود را در فهرست هنرمندان صنایع‌دستی این کشور به ثبت رسانده‌اند. شاید شاهد نطاق و ریحانه عبادت وقتی دست به کار ساختن شیشه‌های تزئینی ریزودرشت شدند، تصورش را هم نمی‌کردند که روزی مثل همین روزها، کارشان چنان با استقبال مواجه شود که بتوانند علاوه بر شهرت و درآمد، از یک کالج خارجی فرصت تحصیلی بگیرند، اما آنطور که نطاق می‌گوید، به زندگی شیشه‌ای خود در کنار سنگ روزگار توکل داشته‌اند و چه جالب که کارشان هم با شیشه است.
 
 در جوار گرمای 800 درجه
کمی بعد از ازدواجشان تصمیم گرفتند در میان رشته‌های صنایع‌دستی دست به یک ابتکار تازه بزنند: «هم‌جوشی شیشه.» شاید به نظرتان اسم عجیبی بیاید اما اگر کمی به ظرف‌های شیشه‌ای تزئینی داخل خانه یا انواع شیشه‌های طرحداری که در دکوراسیون‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند نگاهی بیندازید، دست‌گیرتان می‌شود که حاصل کارگاه تولیدی آن‌ها چیست و چه شمایل و کاربردی دارد. شاهد و ریحانه نزدیک به 6 سال است که ازدواج کرده‌اند و نه‌فقط سرنوشت خود را، بلکه توانایی‌هایشان را هم با یکدیگر گره زده‌اند. شاهد شیمی خوانده و ریحانه گرافیک و صنایع‌دستی. این ترکیب نخستین جرقه‌ها را برای اشتغال‌زایی در ذهنشان روشن کرد: ایجاد کارگاه تولید آثار شیشه‌ای به روش «فیوز گلاس» یا همان هم‌جوشی شیشه.«رشته تحصیلی همسرم صنایع‌دستی است.
فوق‌دیپلم گرافیک داشت و لیسانس صنایع‌دستی هم گرفت. اولین‌بار کار با شیشه را در خانه شروع کردیم. محصولاتمان را به مغازه‌ها یا بازارچه‌ها می‌بردیم. سه سال طول کشید تا توانستیم کارگاهی اجاره کنیم و کوره‌ای بخریم برای جوش شیشه.» و اشاره می‌کند که کار آن‌ها با شیشه در کوره‌هایی انجام می‌شود که دمایی وحشتناک دارند و این دلیل ساده‌ای است بر سختی بی‌اندازه نوع فعالیتشان: «بالاخره تصمیم گرفته بودیم و مشکلاتی که سر راهمان بود را باید یکی‌یکی کنار می‌گذاشتیم. کم‌کم کار را گسترش دادیم و به عضویت اتحادیه صنایع‌دستی درآمدیم و فضای کارگاه افزایش نیرو، تنوع تولید و... را به خود دید.» حالا کارگاهی خریده‌اند تا از سختی کار در اتاقکی که کوره‌ای با 800 درجه گرما در آن می‌سوزد رها شوند، ولی خودشان را محدود نکرده‌اند: «در حال حاضر هشت نفر در کارگاه به صورت شیفتی مشغول به کارند بخشی از کارگاه را هم به دو خواهر داده‌ایم برای اشتغال‌زایی. آن‌ها هم راه خودشان را پیدا کرده‌اند، در یکی از اتاق‌های کارگاه، یک خط تولید نمددوزی راه انداخته‌اند. می‌خواهم این طور بگویم که هیچ‌وقت برای من و همسرم ماهی دادن به دست این‌وآن مهم نبوده، دوست داشته‌ایم ماهیگیری یاد بگیرند و خودشان آستین بالا بزنند.»
 هنر ارتباط
اولین قدم‌ها لابد با نگرانی و ترس برگشت سرمایه بوده: «از جمعه‌بازارها، مغازه‌ها و میزهای کوچکی که در همایش‌ها می‌گرفتیم، شروع شد. حالا که به این چند سال نگاه می‌کنم می‌بینم شاید همان میزهای کوچک باعث پیشرفت ما شد، چون کارآفرین امروز با کارآفرین گذشته تفاوت عمده‌ای دارد و آن هم هنر ارتباط است. کارآفرین امروز نیازمند ارتباط است، شاید اگر در همایش پزشکان میز کوچکی برای ارائه کارهایمان نمی‌گرفتیم، نمی‌توانستیم این طور پله‌پله جلو بیاییم تا جایی که حالا مشتری‌هایمان از خواص هستند و می‌توانیم حتی ادعا کنیم که بدون آشنایی ضمنی از کیفیت و کمیت خریدار، جنسی در کارگاه تولید نمی‌کنیم.» نطاق اما فوت‌های کاسه‌گری‌اش را هم می‌ریزد روی دایره. شاید به این خاطر که هر جمله‌ای که در وصف حالش می‌گوید، گویی راهکاری است برای افرادی که شبیه به آن روزهای آن‌ها هستند: «اگر امروز توانسته‌ایم در کارگاه، تولید را به سمتی ببریم که آثار از روند تکراری شدن خارج شوند و تقریبا منحصربه‌فرد باشند، به این خاطر است که مشتری خود را پیدا کرده‌ایم، خریدار آثار ما پیش از هر چیز هنردوست است و برای یک مشتری هنردوست، باید تولیدکننده به فکر فاصله گرفتن از تکرار و روی آوردن به تولید آثاری باشد که منحصربه‌فردند.»
 
 از کارگر، کارآفرین ساختن
ظرافت آثاری که در روش «هم‌جوشی شیشه» ساخته می‌شوند تنها منحصر به بازارهای داخلی و سلیقه ایرانی‌ها نیست. البته نطاق چیزی در این باره نمی‌گوید اما کافی است نام او را در اینترنت جستجو کنید تا حضور پررنگ شرکت او و همسرش را با نام «آبگینه‌سازان رنگین» در چندین نمایشگاه بین‌المللی به چشم ببینید، نمایشگاه‌هایی که هنر دست کارگاه او توانسته سربلند از آن‌ها بیرون بیاید. فروش قابل‌قبول شیشه‌های دست‌ساز آن‌ها در هفتاد و نهمین نمایشگاه صنایع‌دستی فلورانس و نمایشگاه صنایع‌دستی آلمان، که هردو در سال 94 برگزار شدند، شاید برای او و هم‌صنف‌هایش مشتی نمونه خروار باشد. طرح آن‌ها در فهرست برترین طرح‌های سال 1394 استان فارس قرار گرفته و همین نشانه مهمی است بر اشتغال‌زایی فعالیت‌های این دو جوان. این در حالی است که نطاق می‌گوید سعی نکرده از افرادی که به کارگاهش ورود پیدا می‌کنند، تکنسین یا کارگر مهاری بسازد، بلکه می‌خواهد هرکدام از آن‌ها خودشان روزی به یک کارآفرین بدل شوند: «اکثر افرادی که پیش ما می‌آیند و مشغول به کار می‌شوند، فارغ‌التحصیلان هنر یا صنایع‌دستی هستند، این موضوع به ما و به آن‌ها حق انتخاب زیادی می‌دهد تا سعی کنیم بنا را بر همکاری مشترک بگذاریم، تا جایی که روزی خودشان رشته‌ای را پیگیری کنند و در آن به اشتغال‌زایی برسند.»
البته ترسیمی که نطاق از دنیای صنایع‌دستی دارد شاید چندان با واقعیت موجود در ذهن ما همخوان نباشد. به عبارت دیگر او از دنیایی حرف می‌زند که موتور محرکه فعالیت‌ها در حوزه صنایع‌دستی جوان‌ها هستند و تصویر ذهنی ما، افراد مسن و نان‌آوری است که با هزار و یک مشکل دست‌وپنجه نرم می‌کنند تا مثلا شالِ کرمانی، نمدِ خراسانی، زیلویِ بندری و... تولید شود. اما حرف‌هایش گویی بی‌ارتباط با فضای در حال سازمان یافتنِ صنایع‌دستی هم نیست: «حسن کار در حوزه صنایع‌دستی این است که بچه‌ها وقتی برای کار به کارگاه ما می‌آیند، پس از آموزش دیدن می‌توانند کارت صنعتگری‌شان را دریافت کنند. با این کارت می‌شود از بیمه صنعتگری در ازای پرداخت هرسه ماه، 100 هزار تومان بهره‌مند شد. بنابراین پرسنل کارگاه چندان در قیدوبند بیمه شدن نیستند، خصوصا اینکه ما هم نمی‌خواهیم از آن‌ها یک کارگر ساده بسازیم.»
 
 پشتوانه عاطفی
مدیریت کارگاه و تولید با خانم است و آقا پیگیر کارهای بازار و فروش. یک رابطه دوطرفه که صرفا بر پایه اقتصاد بازار ایجاد نشده، بلکه سرچشمه‌اش در عشق این دو به یکدیگر بوده و حالا به پشتوانه‌ای قوی برای کارشان بدل شده است: «گاهی فکر می‌کنم دارم در یک کاری کم می‌آورم، درست همان وقت است که پشتوانه عاطفی همسرم را احساس می‌کنم و به یاد می‌آورم که ما این کار را از کجا شروع کردیم.» بذر ایده‌های آن‌ها حالا به بار نشسته و نهال نازکی است که علاوه بر درآمدزایی شخصی، بر جمعی از فارغ‌التحصیلان رشته‌های هنر و صنایع‌دستی در شیراز هم سایه می‌اندازد.
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه