سمتو سوی اقتصاد ایران در سال 95
بررسی امارهایی که از مراکز تحقیقی کشور منتشر شده است نشان از حرکت اقتصاد کشور از شرایط منفی سالهای 92 و 93 به شرایط مثبت در سال 94 و 95 است. جامع ترین گزارش را مرکز پژوهش های مجلس انجام داده است که برخی از امار و ارقام ان به تفکیک در جداول ذیل دیده می شود. این گزارش که با همکاری جمعی از استادان اقتصادی دانشگاههای کشور و با اتکا به امراهای رسمی مراکزی چون بانک مرکزی، وزارت صنعت، معدن و تجارت ، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، مرکز امار ایران و صندوق بینالمللی پول تهیه شده است، در مجموع چشم انداز امیدوار کننده ای را برای اقتصاد ایران در سال 95 دیده است. هر چند رکود و بیکاری همچنان در صدر مشکلات قرار دارد و قرار خواهد داشت، اما در مجموع روند پیش رو حاکی از مثبت شدن تحولات اقتصاد در سال اینده است.
منصور اولی
دولت در سال آینده با مشکلات ریزودرشت اقتصادی دستبهگریبان خواهد بود و باید برای عبور از آنها برنامههایی داشته باشد. رفع رکود و مقابله با بیکاری بهخصوص بیکاری جوانان و تحصیلکردهها مهمترین خواسته از دولت است. اما راهکار این مسئله چیست؟ سوال بزرگی که پاسخ درست به آن میتواند راهگشا باشد. محمدقلی یوسفی، عضو هیئتعلمی دانشگاه علامه طباطبایی، در گفتوگو با آتیهنو نسخه خود را برای این مهم ارائه داد که در ادامه میخوانید.
چه مشکلات مهمی را در آینده پیش روی اقتصاد میبینید و آن را چگونه اولویتبندی میکنید؟
در حال حاضر اقتصاد ایران دچار مشکلات زیادی است، از بیکاری و عدم اشتغالزایی مناسب گرفته تا قاچاق و... اما به نظر من راهحل رفع بخش بسیار عمدهای از مشکلات اقتصادی توجه به بخشهای مولد است. با این دیدگاه مهمترین مشکل اقتصادی کشور بیتوجهی دامنهدار به بخش صنعت و کشاورزی است. تا زمانی که این دو بخش بهعنوان موتورهای محرک اقتصاد به حرکت درنیایند، نمیتوان به صورت جدی به جنگ بیکاری و تامین نشدن معیشت مردم و حتی پایین بودن دستمزدهای کارگران رفت. بنابراین باید به صورت فوری این مسئله را مورد بررسی دقیق قرار دهیم که چرا از بخشهای مولد کشور در این سالها غفلت شده و با فوریت بیشتری جلوی این بیتوجهی گرفته شود. در این صورت است که اقتصاد مسیر خود را در راه رسیدن به رشد پایدار خواهد شناخت.
بها دادن به بخش کشاورزی و صنعت، یعنی دقیقا چه اتفاقی باید در این بخشها بیفتد؟
بخشهای صنعت و کشاورزی دچار مشکل رکود-تورمی هستند. همه این صنایع مشکلاتشان یکسان نیست و نمیتوان یک نسخه برای رفع مشکل همه صنایع به صورت یکسان نوشت و مشکلات آنها را حل کرد. ولی هرکدام از این صنایع مشکلاتی دارند و باید متناسب با مشکلاتشان نسبت به درمان آنها اقدام شود و این نیازمند مطالعه عمیق است، زیرا بدون مطالعه، برداشتن هر گامی موجب از دست دادن منابع میشود. کاری که تا به حال انجام نشده حمایت از بخشهای تولیدی بوده است. برای عبور از شرایط فعلی تنها راهحل، تقویت بخشهای صنعت و کشاورزی است. صنعت و کشاورزی است که میتواند مزیت و اشتغال پایدار و مولد ایجاد کند. اقتصاد کشور در حال حاضر نیازمند رشد اقتصادی خوب است.
منظورتان از رشد خوب چیست؟
وقتی حرف از رشد اقتصادی به میان میآید به معنی افزایش میزان درآمد سرانه است. باید دید این افزایش درآمد از چه راهی به دست آمده است. حتی در شرایطی که بخشهای مولد مانند صنعت و کشاورزی هم رشد نکرده باشد، میتوان با اتکا به افزایش درآمد نفت یا سایر محلهای خامفروشی مدعی رشد اقتصادی بود. اما این رشد اقتصادی از نظر من رشد بد و غیرپایدار است. هرچند خود آن هم در برههای نیاز است. اما آنچه میتواند اقتصاد را بیمه کند، رشد اقتصادی خوب به معنی افزایش درآمد از محلهای مولد است. دولت میتواند از طریق افزایش صادرات نفت یا افزایش هزینههای خود اقتصاد را رشد دهد، یا اگر بخشی از منابع را برای افراد ثروتمند هزینه کند اقتصاد رشد پیدا خواهد کرد و این رشد بد است. رشد خوب رشدی است که از طریق افزایش تولید صنعت و کشاورزی و ایجاد اشتغال اتفاق بیفتد. اگر رشد اقتصادی داشته باشیم اما اشغال پایدار با خود به همراه نداشته باشد، مشکلات اساسی اقتصاد ما حل نخواهد شد. این موضوعی است که متصدیان فعلی برنامهریزی باید به صورت خیلی جدی آن را مد نظر داشته باشند.
برخی معتقدند مزیت ما در بخش خدمات است و نه در بخش صنعت و یا کشاورزی، پاسخ شما در این باره چیست؟
باید اول مزیت را بازشناسی کنیم. منظور از مزیت اگر برخی مزیتهای طبیعی باشد اینها شکننده است. مزیت را باید ایجاد کرد و من باز هم تکرار میکنم، اگر به بخشهای مولد بها داده شود و در این بخشها مزیت ایجاد شود میتوان به آن دلخوش بود. خدمات هم باید در خدمت همین بخشها باشد. در این بین باید بین امتیاز و مزیت هم تفاوت قائل شد. آنهایی که برای توسعه کشور نسخه مینویسند به این توجه میکنند که مزیت را باید ایجاد کرد و خودبهخود به وجود نمیآید، اگر هم چنین باشد شکننده است. اگر خدمات ما در خدمت تولید و صنعت و کشاورزی نباشد معنی نمیدهد و خدماتی هم نداریم که ارائه بدهیم. برای مثال ما در بخش گردشگری مزیت نداریم، آنچه در این بخش در حال حاضر در اقتصاد کشور قابلشناسایی است، امتیاز است. اما این امتیازها با برنامهریزی میتواند تبدیل به مزیت شود.
اگر بگوییم کشور دچار مشکل بیکاری است و معیشت مردم با مشکل مواجه است و...، از حرفهای شما برداشت میشود که راهحل نهایی همه اینها بها دادن به صنعت و تولید و کشاورزی است. از سوی دیگر توقعات کوتاهمدتتری هم از دولت وجود دارد، مثلا همین دستمزد کارگران یا معیشت مردم. با این توقعها چگونه باید برخورد شود؟
اولا اشتغال باید پایدار باشد. وقتی دولت در این جهت برنامهریزی کند، خودبهخود موضوع دستمزد هم حل میشود، چون اشتغالی پایدار است که شاغلان آن از دستمزد خود احساس رضایت داشته باشند. اشتغالهای زودگذر مثل رشد زودگذر است که درنتیجه افزایش قیمت نفت صورت میگیرد. ما به رشد و اشتغال پایدار نیاز داریم. اشتغالی که بتواند یک شغل دیگر ایجاد کند و تکثیر شود، وگرنه اگر بخواهیم اشتغال مقطعی ایجاد کنیم، به نتیجه نمیرسیم. دستمزد را باید با توجه به شرایط اقتصادی در نظر بگیریم. تجربه بدی از اشتغال دولتی داریم و بیشتر تعیین دستمزد مربوط به شاغلان دولتی است. در بسیاری از موارد درست از اینها استفاده نمیشود و این امر هزینه ایجاد میکند و هرگونه دخل و تصرف در شرایط اقتصادی زندگی همه را تحت تاثیر قرار میدهد. بنابراین در شرایطی که ساختار اقتصادی سالم نیست بهتنهایی نمیتوان یک مشکل خاص را حل کرد.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




