دلکوک
چهره مجازی ما آیینه چهره واقعی ماست
نازنین متیننیا
دنیای مجازی روزبهروز شلوغتر میشود. اگر تا اوایل دهه هشتاد، اینترنت و کامپیوتر از آن نسل جوان بود و پدر و مادرها چندان از آن سر درنمیآوردند، اگر در میانه دهه هشتاد گوشیهای هوشمند در دست جوانترها دیده میشد و داشتن موبایل و خط تلفن همراه چندان نیاز روزمره قشر سالخورده نبود و... در آستانه دهه نود، همه اینها تغییر کرد. حالا دیگر بیشتر افراد جامعه ایرانی خط تلفن همراه دارند و میدانند که چطور باید به اینترنت دسترسی پیدا کرد و چطور در سایتی عضو شد و فعال بود. حضور جمعیت اکثریتی، مضرات و فواید خاص خودش را دارد. به همان میزان که دسترسیها آسان شده، شلوغی و عدم کنترل رفتارهای مجازی هم بیشتر شده. اگر تا دیروز و در دنیای واقعی برحسب فرهنگ همیشه آبرومند ایرانی، آدمها تلاش میکردند رفتار خود را حداقل در اجتماعی رخبهرخ کنترل کنند، حالا دیگر این هنجار آبرومندی در دنیای مجازی برداشته شده و کافی است تا نام و نشان مجازی غیرواقعی برای خود انتخاب کنی و بدون نگرانی هرچه میخواهد دلتنگت را در صفحههای مجازی بیرون بریزی. کنترل رفتار، آبرومندی و تمام آن چیزهایی که تا دیروز و در دنیای واقعی ارزش حساب میشدند، در دنیای مجازی برای برخیها چندان اهمیتی ندارند. حالا در دنیای مجازی کافی است تا خود را وارد یک حلقه و گروه کنی و چه واقعی باشی و چه نه، برحسب آنچه گروه میخواهد خود را به نمایش بگذاری، گاهی روشنفکر و فعال اجتماعی میشوی، گاهی آدم دلنازک و عاشقمسلک، گاهی یک افسرده تمامعیار، گاهی فحاش و ایرادگیر و... همه اینها بهاقتضای محیط تغییر میکنند. کافی است کمی باهوش باشی و راه و رسم زندگی در این دنیای مجازی را یاد بگیری، میتوانی هر نقابی را به چهره بزنی و هزینه زیادی هم پرداخت نکنی. چون اگر تا دیروز و در دنیای واقعی هررفتار ناخوشایندی هزینهای دربرداشت و ممکن بود به معنای واقعی زندگی تو را تحتالشعاع قرار دهد و باعث شود تا هزینهای بدهی، حالا دیگر در دنیای مجازی به دلیل مجازی بودن هزینهها، چنین رخدادی هم وجود ندارد. میتوانی با چهرهای ناشناس، حرفهایی بزنی که در دنیای واقعی گفتن آنها سخت است یا رفتاری کنی که در دنیای واقعی جهانت را ناامن میکند. وقتی این ماجرا بیشتر اهمیت پیدا میکند که در چهارچوب زندگی واقعی تحت فشارهای بیرونی هم باشی. به هراندازه که در زندگی واقعی نمیتوانی خود واقعیات را به نمایش بگذاری، دسترسی به جهان مجازی و امنیت آن روی سکه بودن، این عطش را بیشتر میکند. دنیای مجازی شبیه یک پناهگاه میشود برای تویی که میخواهی «مگو»ها را «بگو» کنی و کسی باشی که بیدغدغه رویایش را در سر میپرورانی. حالا اگر صادقانه بخواهیم به این شرایط نگاه کنیم، چنین امکانی چندان هم بد نیست. به هرحال هرکسی حق دارد حریمی امن برای خودش داشته باشد و در این امنیت خود واقعی را به نمایش بگذارد. اما این نگاه تا زمانی درست است که فردیت افراد را ملاک قرار میدهیم و به جمع نمیرسیم. وقتی بحث کلی میشود و باید جمع مجازی را در نظر بگیریم، دیگر اینکه هرکس ساز خودش را بزند و در این بازار مکاره رفتارهای گاه ناهنجار خودش را داشته باشد، قابل اغماض نیست. شبیه جامعهای بیدروپیکر میشویم که هیچ منشی ندارد. مثال مشخص این ماجرا حمله به صفحات چهرههای جهانی و رفتارهای ناخوشایندی است که به کاربران مجازی برچسب فحاش و مزاحم میزند. در کلیت ماجرا ما دوباره در همان اجتماعی هستیم که در زندگی واقعی و بهصرف ناشناس بودن نمیتوانیم از هنجارها عبور کنیم و رفتار دلخواه خود را داشته باشیم. چون باز هم در کلیت میتوانیم به مردمانی آسیب بزنیم که هم وطن خوانده میشوند و هم اجتماع. تکلیف آزادی و حریم شخصی هم باز شبیه همان اجتماعی میشود که ما در آن زندگی میکنیم و در دنیای واقعی تلاش میکنیم تا روزبهروز بیشتر از ناهنجاریهای آن کم کنیم و به هنجارهایش اضافه. همین است که باید حواسمان به رفتارهای مجازی هم باشد و چهره مجازی را هم به اندازه چهره واقعی خود بسازیم و به سمت سلامت و درستی و رفتار بالغانه و معقول هدایتش کنیم.
ارسال دیدگاه




