نگاه
توسعه پایدار شهری
یاشار مالکی
ازجمله مفاهیمی که امروزه در مقابله با بحرانهای ناشی از توسعه بیرویه شهرها و نتایج مخرب آن در جهان مورد توجه قرار گرفته است، مفهوم «توسعه پایدار شهری» است که از سوی «کمیسیون برانت لند» در سال 1987 همزمان با تعریف مفهوم «توسعه پایدار» تبیین و اعلام شده است.
براساس تعریف اعلام شده، «توسعه پایدار شهری» توسعهای است که در آن ضمن تامین نیازهای مردم شهر، بقا و دوام عناصر طبیعی آن نیز تضمین شود. بهنحوی که آب، خاک و هوا بهعنوان سه عنصر ضروری برای حیات و سلامتی انسان بههیجوجه نباید آلوده و بلااستفاده شوند.
توسعه پایدار شهری مستلزم کاهش مصرف مواد اولیه، داشتن بافت شهری کوچک و منسجم و تولید انرژی از منابع غیرآلاینده، کاشت گیاهان مناسب و توسعه فضای سبز و بازیابی زباله در محل است. برمبنای این دیدگاه، زمین و فضا عناصری طبیعی برای تامین نیازهای اقتصادی و کالبدی شهری نیستند، بلکه درواقع بستر اصلی تمامی فعالیتهای شهروندان و ابزار لازم برای تحقق خواستها و آرزوهای انسانی، ازجمله تحقق سلامتی جسمی و جانی آنها هستند. از این منظر، زمین و فضاهای شهری و همچنین زمینهای پیرامون شهری، مهمترین و باارزشترین ثروت همگانی محسوب میشوند و نقشی فراتر از کالای اقتصادی در زندگی شهروندان و دوام و بقای شهر به عهده دارند. از این رو چگونگی استفاده از زمینهای شهری را نباید به عهده اقتصاد بازار و گرایش مالکان و سوداگران ساختوساز گذاشت.
در چارچوب چنین رویکردی است که در کنگره بینالمللی «آینده شهرهای قرن بیست و یکم» - که در سال 2000 در شهر برلین برگزار شد - ابعاد اصلی توسعه پایدار شهری در هفت محور زیر تعیین و مورد توجه قرار گرفت؛
1- اقتصاد شهری پایدار؛ کار و درآمد مناسب
2- جامعه شهری پایدار؛ همبستگی و یکپارچگی اجتماعی
3- سکونتگاه شهری پایدار؛ مسکن مناسب برای همه
4- محیطزیست شهری پایدار؛ حفظ زیستبومها
5- دسترسی شهری پایدار؛ تحرک همراه با حفظ منابع
6- زندگی شهری پایدار؛ ایجاد شهر سرزنده
7- مردمسالاری شهری پایدار؛ توانمندسازی شهروندان
تعیین این محورها، زمینهساز شکلگیری نظریه «توسعه پایدار شهری» در برنامهریزی و سیاستگذاری تهیه طرحهای توسعه شهری در بیشتر کشورهای جهان شد تا با تعیین متناسب و منطقی کاربریها و محافظت ارز زمین، بتوان شهری برای زندگی سالم و خالی از تهدیدها و تنشهای جسمی و جانی ساکنان آن به وجود آورد. مبانی شهرسازی چنین رویکردی در زمینه تخصیص کمی و کیفی کاربریها نیز کاملا بر نگرش زیستمحیطی، مناسبات سالم اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و... مبتنی است.
بنابراین، توسعه شهری و چگونگی استفاده از زمینهای آن، زمانی میتواند مبتنی بر اصول پایدار باشد که بتواند هم به نیازهای اقتصادی و مالی و هم به نیازهای اجتماعی و فرهنگی و جانی شهروندان حال و آینده شهر پاسخگو باشد. از این منظر، زمین میتواند دارای خواص و ویژگیهای کارکردی، فعالیتی و زیباییشناختی و در عین حال کالایی باشد.
امروزه دستیابی به چنین نتایجی، موجب پیدایش و رواج تهیه انواع طرحهای توسعه شهری در جهان نیز شده است که به طرحهای ساختاری، راهبردی، دموکراتیک، مشارکتی و... شهرت یافتهاند و وجه مشترک تمامی آنها دستیابی به اهداف و مبانی توسعه پایدار شهری است.
ارسال دیدگاه




