در حاشیه
مهدی پاکنیت
علی کریمی
استاد حرفهاش هرچیزی باشد شیوهاش جادوگری است. آن زمانی که بازی میکرد توپ را عجیب جابهجا میکرد و حالا خودش عجیبوغریب جابهجا میشود. او که در سالهای اخیر بازیکن پرسپولیس و تیم ملی و مربی تیم ملی بوده یکهو شده مشاور مالک تیم خونهبهخونه. آقای جادوگر این دریبل آخر را آنقدر ماهرانه زد که هنوز همه گیج هستند که کریمی در تیم بابلی قرار است چه کار کند. البته روابط علی کریمی و پولدارهای فوتبالی ازجمله هدایتی و رویانیان عموما خوب بوده و حالا عجیب نیست که او در کنار یک پولدار فوتبالی دیگر قرار بگیرد. البته حضور او در بابل و کیروش در بابلسر نشان میدهد شمال قطب بیزینس فوتبالیها شده.
زینالدین زیدان
زیدان از آن دسته فوتبالیستهایی است که فکر کرده میتواند ما ایرانیها را فریب دهد و رسما از عدم موفقیتش ناراحت هم هست. او در فوتبال باشگاهی دوبار ساق پای حریف را قلم کرد و یکبار هم میخواست کتفش را از جا دربیاورد. اما ما ایرانیها خوب میدانستیم که بازیکن نجیبی است و باور نکردیم. بعد با کله به سینه ماتراتزی کوبید و ما نوشتیم که حق داشته و غیرتی شده. همین هفته قبل مقابل بارسا تا میتوانست فریاد و پشتکوارو زد و داور را با کلماتی نه چندان مناسب خطاب کرد. اما باز فردوسیپور پتهاش را روی آب ریخت و با لفظ زیزوی مهربان و دوستداشتنی از او یاد کرد.
جواد خیابانی
آقاجواد و مدل گزارشهایش کم سوژه بود، آخر سال قبل برای انتخابات مجلس ثبتنام کرد و کانالهای تلگرام و گروههای مختلف را با حرکت ویژه خود درنوردید. یکی از شوخیها اینطور بود که ایکاش جواد خیابانی نماینده مجلس شود و به همین واسطه دیگر گزارش نکند. هرچند نویسنده این سطور به کیفیت صدا و حسنات و وجنات آقای خیابانی اذعان دارد، اما به نظر میرسید فرصتی برای تعدادی فراهم شده تا از موهبت خیابانی دور باشند و قدرش را بدانند. آقاجواد اما وقتی مقابل رشیدپور نشست و در مورد طرحهای نمایندگیاش صحبت کرد با تمام قوا ثابت کرد که ماندگاریاش در فوتبال حتما عایدی بیشتری برای مردم و مملکت دارد! خداقوت.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




