آیا چیزی به نام تئاتر کارگری وجود دارد؟

پای صحبت‌های ایرج راد و رفیق نصرتی

آیا چیزی به نام تئاتر کارگری وجود دارد؟

در میان هنرهای هفت‌گانه، تئاتر را هنر ششم می‌نامند؛ هنری که جنبه‌های مختلف و زیر‌شاخه‌های گوناگون دارد. در کشور ما تئاتر دانش‌آموزی، تئاتر دانشجویی، ‏تئاتر جنگ، تئاتر عاشورایی و امثال آن سابقه‌ای طولانی دارد، اما آیا اساساً چیزی به نام تئاتر کارگری نیز در این زیر شاخه‌ها وجود دارد؟ برای پاسخ به این سؤال به سراغ رفیق نصرتی، نمایشنامه‌نویس، مدرس‌ دانشگاه و منتقد تئاتر و همچنین ایرج راد، رییس خانه تئاتر رفتیم تا با گپ‌وگفت با آنها، جایگاه کارگران در تئاتر ملی ایران را دریابیم.

اعظم زنگی روزنامه نگار

تئاتر کارگری؛ دغدغه هنرمندان نیست
رفیق نصرتی متولد سال ۱۳۵۸ در سقز منتقد، نمایشنامه‌نویس و کارشناس‌ارشد ادبیات نمایشی از دانشگاه تهران و دانشکده هنرهای زیبا و عضو کانون ملی منتقدان کشورمان است. به عقیده او تهیه‌کنندگان و کارگردانان تئاتر ما هنوز دغدغه ورود به عرصه تئاتر کارگری را ندارند.
آیا به نظر شما در تئاتر امروز، ما حوزه‌ای به نام تئاتر کارگری داریم؟
خیر. چنین حوزه‌ای در تئاتر کشور وجود ندارد که به صورت تخصصی به تئاتر کارگری و مسائل و مشکلات این حوزه از جامعه که از قضا قشر وسیعی از جامعه را شامل می‌شود نیز بپردازد. البته در برخی اجراها در ادوار مختلف به صورت گذرا به حوزه کار و کارگر پرداخته شده و برخی کاراکترها در این نقش ظاهر شده‌اند اما اینکه در تئاتر کشورمان این حوزه تعریف و در آن گنجانده شده باشد؛ خیر چنین چیزی تاکنون مشاهده نشده است.
شما به عنوان یک منتقد تئاتر، دلیل این موضوع را در چه می‌دانید؟ آیا به نظر شما، سوژه کارگری سوژه‌ای است که در هنر تئاتر حرفی برای گفتن داشته باشد؟
ببینید این موضوع برمی‌گردد به حس و حال و شرایط جامعه و اینکه از نظر کارگردان تئاتر شرایط جامعه به چه گونه‌ای است تا او از آن سوژه‌سازی و سوژه‌برداری کند، کار هنری خود را بر اساس آن ارائه دهد، تیم بازیگران خود را بر اساس آن بچیند و آن را در اثر خود جای دهد. در این مقوله، شرایط زمانی و مکانی و همچنین حس و حال جامعه بسیار دخیل و تأثیرگذار است. ما در هنر تئاتر، بخش‌های مختلف و اجراهای مختلفی داریم؛ تئاتر کمیک، تئاتر موزیکال، تئاتر کودکان و نوجوانان، پانتومیم، تئاتر حماسی و نوستالژیک، تئاتر عاطفی و... که در قالب‌های مختلف در زمان‌هایی خاص به مخاطب ارائه می‌شود. شاید بتوان گفت غیر از داستان‌های حماسی و رمان‌های جاوید در دل ادبیات جهان که اغلب دستمایه کارگردانان تئاتر قرار می‌گیرد، اتفاقات و رویدادهای روز جامعه است که خوراک تئاتر را فراهم می‌سازد. به عنوان مثال در زمان انقلاب، تئاتر انقلاب و در زمان دفاع مقدس، تئاتر جنگ سوژه داغ و به روز تئاتر بود؛ یا در ایام محرم و عاشورا، تئاتر حماسی و دینی سوژه‌ای داغ است. اما در مورد سؤال شما که حوزه کارگری چرا مغفول مانده، شاید به این دلیل است که این حوزه برای تهیه‌‌کنندگان سوژه‌ای جذاب و به عبارتی تماشاگرپسند نیست که آنان را جذب خود کند. نه اینکه این حوزه قابلیت کار نداشته باشد؛ خیر، بلکه به نظر گیرایی بالا و چندانی در جذب مخاطب مورد انتظار ندارد؛ بنابراین کمتر مورد استفاده قرار می‌گیرد و به شاید به نوعی بتوان گفت به حاشیه رانده شده است.
اما ما در گذشته داشتیم افرادی که به صورت تخصصی وارد این حوزه می‌شدند؛ مانند مرحوم محمود استادمحمد. نظر شما چیست؟
بله داشتیم. اکنون هم داریم، اما همان‌طور که اشاره کردم، سوژه باید در شرایط زمانی و مکانی خاص خود قرار گیرد و ارائه شود تا با اقبال و استقبال مواجه شود. در موفقیت یک کار خوب و کلاس بالا، همه عوامل دخیل هستند و این موضوع در حوزه نمایش؛ به‌ویژه هنرهای نمایشی مانند تئاتر که ارتباطی زنده با مخاطب خود برقرار می‌سازد، بسیار مهم و تأثیرگذار است. خود شما در حوزه رسانه‌ای ‌‌حتماً به این موضوع پی برده‌اید. تأثیری که یک کاریکاتور در انتقال پیام بر مخاطب خود می‌گذارد به مراتب بسیار بالاتر از خبر است که این موضوع تأثیر هنر بصری را بر بیننده روشن می‌سازد.
نظر شما در مورد آثار ارائه شده؛ چه در دوره حاضر و چه قبل از انقلاب چیست؟ بهتر بگوییم شما به عنوان یک منتقد تئاتر، اوضاع تئاتر در کشور را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ و اینکه آیا بهتر نیست حوزه کار و کارگر در تئاتر گنجانده شود تا مسائل و مشکلات این قشر عظیم از جامعه از زبان هنر تئاتر به بیننده منتقل شود؟ آیا این حوزه قابلیت کار بیشتری دارد؟
ببینید تئاتر و در کل هنر نمایش نه‌تنها در کشور ما بلکه در کل دنیا، هنری است دوطرفه و متقابل. به این معنا که این هنر از دو بخش تشکیل می‌شود. یکی عوامل سازنده اثر است که همان طور که اشاره شد، اثر خود را بر پایه سوژه‌ای انتخاب می‌کنند و به نمایش می‌گذارند و دیگری که کمتر به آن پرداخته می‌شود، تماشاگر و مخاطب است. اوست که باید به قضاوت اصلی بنشیند و از اثری که به او عرضه شده احساس رضایت کند یا بالعکس با آن ارتباطی برقرار نسازد. در واقع هر اثر هنری برای مخاطب ارائه می‌شود؛ به‌ویژه هنر نمایش مانند تئاتر و سینما که در این بین تئاتر به دلیل ارتباط بسیار نزدیک بین تماشاگر و بازیگر و اجرای زنده و چهره به چهره در برابر تماشاگر نسبت به سینما از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. در عالم بازیگری در سینما نیز به همین گونه است. هنرمند تئاتری که وارد سینما می‌شود به دلیل اینکه در تئاتر کار کرده و ارتباطی زنده با مخاطب و تماشاگر برقرار کرده به مراتب موفق‌تر از هنرمندی است که تاکنون تئاتری اجرا نکرده و روی سن نرفته است. در مورد حوزه تئاتر کار و کارگر هم باید گفت باید روی این سوژه به صورت تخصصی کار کرد. یک طرف، ما داستان و سوژه کارگری داریم؛ اما در طرف دیگر باید تماشاگر آن را نیز داشته باشیم؛ تماشاگری که خود از این قشر است و یا به آن علاقه‌مند است و با این نوع کار ارتباط برقرار می‌سازد. آن وقت است که می‌توان شاهد ورود حوزه کار و کارگر در هنر تئاتر بود و ارتباط آن با تماشاگر را به قضاوت نشست.
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه