نسخه Pdf

روزنامه‌نگاری در ایران «مدل کسب‌وکار» ندارد

روزنامه‌نگاری در ایران «مدل کسب‌وکار» ندارد

وحید معتمدنژاد

نگاه روزنامه‌نگاران به حرفه روزنامه‌نگار، نگاهی آرمان‌خواهانه و متعالی است. متاثر از همین نگاه نوعی کلیشه شکل گرفته که این نوع نگاه را در تضاد با نگاه اقتصادی می‌داند. یعنی نگاه اقتصادی داشتن یک نشریه را در تضاد با هویت متعالی آن می‌دانند که همین امر باعث شده بسیاری از روزنامه‌های کشور ما دچار وضعیت اقتصادی فعلی شوند. این نگاه آسیب‌زا فضای کار در رسانه‌ها را برای اهالی رسانه و روزنامه‌نگاران بسیار مخاطره‌انگیز و بی‌ثبات ساخته است. به نظر من مهم‌ترین عاملی که روزنامه‌های چاپی ما را دچار مشکل کرده، انتقال سریع اطلاعات در شبکه‌های اجتماعی است که باعث شده بسیاری از مردم به‌ویژه نسل‌های جدیدتر به آن شکل مخاطب روزنامه‌ها نباشند و نیازهای اطلاعاتی خود را از بستر تکنولوژی روز و استفاده از گجت‌های الکترونیکی تامین کنند. عامل تاثیرگذار دیگر تعریف نشدن اقتصاد فرهنگی است که با وجود تبلیغات زیاد و رویکردهایی که دولت در این زمینه در پیش ‌گرفته، عملا به آن نوع اقتصادی که کاربردی باشد، دست نیافته‌ایم. بحث مهم‌تر این است که اعتبار روزنامه یک‌روزه است و برخلاف هفته‌نامه، ماهنامه و یا فصلنامه و... یک روز بیشتر عمر ندارد. سرمایه‌گذاری در مطبوعات کاغذی و حتی کتاب بسیار پایین است. به همین خاطر است که کتاب‌ها در تیراژهای 200 نسخه‌ای و دیجیتال منتشر می‌شوند و از آن سو هم مدام در حال جستجو برای یافتن اسپانسر هستند. آنچه در وهله اول برای یک اسپانسر مهم است، تامین منافع اوست. بنابراین در چنین شرایطی روشن است که مطبوعات و روزنامه‌ها به مشکلات مالی فراوانی برمی‌خورند و اگر اندکی درآمد برای آن‌ها از رهگذر چاپ آگهی به دست ‌آید، باز هم کافی نیست و نمی‌تواند به رتق‌وفتق امور روزنامه یا هر مطبوعه دیگری کمک کند.
تمام پروژه‌های فرهنگی ما در ایران از ایده‌پردازی شروع می‌شوند اما به‌مرور زمان و بر اثر تمرین و ممارست و یا آزمون‌وخطا به این نتیجه ختم می‌شوند که باید تشکیلات تجارتی و نقشه کسب‌وکار هم برای آن طراحی کنند.
از این جهت هم شاید نتوان فضای حاکم بر نشریات مطرح جهان را با فضای حاکم بر نشریات ایران مقایسه کرد. شما به‌هیچ‌وجه نمی‌توانید فضای حاکم بر گاردین را با ایران مقایسه کنید. به‌طور مثال روزنامه گاردین با آنکه روزنامه‌ای کاغذی است، اما به صورت الکترونیک هم منتشر می‌شود و گاهی در قالب بسته‌هایی به دست خریداران می‌رسد که ارزش محتویات آن بسته بسیار بیش از قیمت روزنامه است. منظور من این است که در عصر کنونی همچنان سیستم آگهی‌ها و اقتصاد روزنامه‌های کاغذی پابرجاست. آن‌ها از ابتدای کار و قبل از اینکه مجوز انتشار نشریه را دریافت کنند، تمام موارد را در نظر می‌گیرند و برای تمام صفحات الگو و مدل کسب‌وکار تعریف می‌کنند. یعنی کارشناسان خبره در تمام حوزه‌ها، الگوهای موفق را از منظرهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بررسی می‌کنند و در روزنامه می‌گنجانند. در ایران همه‌چیز کلی است و با اخذ مجوز همه‌چیز تمام می‌شود. حتی عده‌ای از مجوزهای خود استفاده‌های دیگر می‌کنند و به طور مثال آن را می‌فروشند. بنابراین نگاه روزنامه‌نگاری در ایران را نمی‌توان با فضایی که بر رسانه‌های بین‌المللی حاکم است، مقایسه کرد. در ایران کار بسیاری از رسانه‌ها پرداختن صرف به نوعی بزرگ‌نمایی امور و تریبونی برای تبلیغات سیاسی احزاب و چهره‌های سیاسی است. هرچند ممکن است در کشورهای دیگر هم ‌چنین چیزی وجود داشته باشد اما در ایران اغلب بسیار سطحی است. درواقع ما رسانه‌ها را راه می‌اندازیم و بعد به فکر مدل کسب‌وکار برای آن‌ها هستیم. به این دلیل که در ایران عمدتا کسب مجوز دارای اهمیت است و الگوی کسب‌وکار از ابتدا جدی گرفته نمی‌شود، حرفه روزنامه‌نگاری نیز برای پیشرفت نیازمند توجه به این نقطه‌ضعف 
جدی است.
 

 

ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه