این شغل ماست!
علی کدخدازاده
زندگی مثل جدول کلمات متقاطع است. هر روزنامهنگار و روزنامهخوانی یکبار هم که شده چنین جدولهایی را دیده و یا حل کرده است. حل کردن جدول منطق خاص خودش را دارد. وقتی جواب یک سوال کلمهای چهارحرفی است تنها همان کلمه را باید یافت و در جای خالیاش قرار داد. نمیتوان یک کلمه کوتاهتر، بلندتر و یا متفاوت دیگر را جایگزین آن کرد. چراکه جواب بقیه سوالات و درنهایت حل جدول به بنبست میخورد. منطق زندگی هم همین است. باید هرچیزی را عینا در جای خودش قرار داد تا چرخ آن بچرخد و به پیش برود. وقتی هم صحبت از حرفه روزنامهنگاری میشود ابتدابهساکن باید به آن به چشم یک حرفه نگریست. با همه دغدغهها و اقتضائاتی که هر حرفه دیگری دارد. شما کاری انجام میدهید و بهعنوان کننده کار باید دستمزد بگیرید و مزایای شغلی داشته باشید. بیمه خبرنگاری هم بخشی از این مزایاست که اتفاقا از نظر قانون کار و قانون تامیناجتماعی یک حق و مزیت اجباری است. یعنی وقتی حرفه شما روزنامهنگاری است علاوه بر حقوق و دستمزد و سایر مزایا، قانون تصریح میکند که باید بیمه هم داشته باشید. اما اینکه چرا بخش زیادی از جامعه روزنامهنگاری ما درحالحاضر از این حق محروم هستند دلایل مختلفی دارد. یکی از مهمترین آنها برخی خصوصیاتی است که در ذات و ماهیت این حرفه نهفته است. بسیاری از روزنامهنگاران دیده شدن نتیجه کارشان را هممعنا با دیده شدن همه جنبههای آن میدانند. یعنی روزنامهنگاران ما فکر میکنند همین که کارشان منتشر میشود و توسط مخاطبان خوانده و یا حتی بازنشر میشود دیگر جای نگرانی برای زندگی حرفهایشان وجود ندارد. اما دیده شدن همیشه به معنای حل شدن و درک شدن دغدغههای صنفی و معیشتی نیست. روزنامهنگاران زیادی را میتوان مثال زد که سالها در تراز اول روزنامهنگاری کشور کارشان دیده شده اما همین که چندصباحی دست به قلم نبردهاند متوجه شدهاند که دغدغههایشان دیده نمیشود. دغدغههایی که از ابتدا کسی به فکر آنها نبوده است. بنابراین گام اول برای حل چنین مشکلی این است که بهعنوان صاحب یک حرفه به فکر دغدغههای مرتبط با زندگیمان باشیم. بیمه چیزی جز آتیه زندگی نیست. برای آتیه نمیتوان در آینده تصمیمگیری کرد بلکه باید امروز و در ابتدای هر حرفه و هر شروعی به آن اندیشید. از اینرو آگاه بودن به حقوق، مقررات و مطالبات صنفی بهویژه حقوق بیمهای باید بخشی از دانستههای هر روزنامهنگاری باشد. روزنامهنگارانی که طلایهدار آگاهیبخشی به عموم هستند نمیتوانند این آگاهی را از خود دریغ کنند.
نکته مهم دیگر که از سمت خود روزنامهنگاران باید به آن توجه شود اولویت دادن به دغدغهها و حقوق صنفی است. هنوز هم بسیاری از روزنامهنگاران چنین میاندیشند که توجه کردن و یا پیگیری دغدغههای معیشتی در حد و شان آنها نیست و با روح تعالیجوی حرفه آنها در تضاد است. یعنی تصور روزنامهنگار این است که اگر برای بیمه یا مطالبات مالی خود وقت بگذارد کاری دون شان خود و حرفهاش انجام داده است. حتی این روزها که صحبت از تشکیل انجمن صنفی روزنامهنگاران تهران است، در همین گامهای ابتدایی که صحبت از حقوق و اولویتهای معیشتی روزنامهنگاران میشود، عدهای ما را متهم میکنند که از مسائل مهمتر غافل شدهایم و به غم نان چسبیدهایم. باید چنین تفکری را بهویژه وقتی صحبت از کارکردهای یک نهاد صنفی میشود اصلاح کرد. چراکه اولین و مهمترین رسالت نهادهای صنفی احقاق همین حقوق است. چه کاری مهمتر از پیگیری بیمه خبرنگارانی که با وجود سالها کار حرفهای سوابق بیمهای آنها به دو سال هم نمیرسد؟ ازاینرو اگر بخواهیم نقدی به خودمان داشته باشیم و در کنار این نقد مطالبات صنفیمان را از مراجع و افرادی که در برابر آن مسئول هستند پیگیری کنیم، باید بگویم آگاهی به حقوق و توجه به کارکردها و ظرفیتهای نهادهای صنفی برای احقاق این حقوق اولین گامی است که باید از سوی جامعه روزنامهنگاری کشور برداشته شود.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




