برای رسانه و ارتباطات

برای رسانه و ارتباطات

فرزاد آبادی

با عبور از تعاریف رایج درباره رسانه، که امروز چه هست و چه نیست، این روزها مساله‌ای که ذهنم را زخمی می‌کند این است که چرا رسانه‌ها نمی‌توانند صاحبان فساد در قدرت را پای میز محاکمه بکشانند؟ در یک شرایط طبیعی و کمی ایده‌آل از طریق پرسشگری بعد از درج آن خبر این اتفاق در افکار عمومی شکل می‌گیرد. حتی ادامه پیدا می‌کند و طرف باید پاسخگو باشد. اینجا این اتفاق با کمی تغییرات و در درازمدت با ارائه و مستندات خیلی شفاف و خواست از بالا با گذر زمان می‌افتد. آنچه سوال بعدی من حداقل بعد از مقایسه شرایط اینجا با محیطی دیگر برای مقایسه، به ذهن می‌رسد این است که چرا سطح پرسشگری رسانه‌ها تغییر نکرده و یا کمتر خبرها منجر به گزارش پیگیرانه می‌شود؟ در این فضا اخبار در نطفه خفه می‌شوند. انگار فقط در گوشه‌ای از تاریخ درج می‌شوند. بار تاریخی دارند تا مطالبه اجتماعی و اکنونی و پویا را دنبال کنند. فراموش نکنید که رسانه‌های مجازی آنان بسیار سریع‌تر اخبار را منتشر می‌کنند. این امتیاز روزنامه است که به همان خبرها عمق تازه‌ای ببخشد و این مهم فقط با گزارش پیگیرانه از پس این رقابت بر‌می‌آید. مساله دیگر این است که چرا انتشار و بیان مشکلات و افشا و یا بیشتر اینجا، انعکاس فساد یا بداخلاقی‌ها برای خود رسانه دردسرآفرین است تا برای بانی و بنیانگذار معضل؟ کلا فراموش‌شده انگار که کار رسانه چیست؟ من لحن هتاک برخی رسانه‌ها را به‌ هیچ ‌عنوان نمی‌پسندم. حتی با کنایه حرف زدنشان را. باید بار حقوقی حرف را در‌نظر گرفت. ببینیم خودمان خوش‌مان می‌آید اینگونه با ما حرف بزنند؟ دوستی می‌گفت در زمان قاجار روزنامه‌نگار و شاعر شهیر فحش‌های رکیک به مادر شاه وقت می‌داده بعد انتظار داشته با آن برخورد نکنند. کجای این کار روزنامه‌نگاری است؟ بن‌بست از هردو طرف است. فضای رسانه از همان اوایل کار چنان در خون و سیاست غوطه‌ زده که هرگونه اطلاع‌رسانی پشتش وحشت خوابیده است. اینگونه است که به هزار بهانه آزادی بیان محدود می‌شود. البته بگویم آزادی بعد از بیان همان آزادی بیان است. دوستان به تکرار و توضیح این موضوع سعی در شقه کردن بحث دارند. آزادی در اجرای آن است که معنا پیدا می‌کند وگرنه قبل از بیان و بعد از بیان ندارد. امروز که رسانه‌های مجازی به ‌سرعت و گاهی بدون دقت و صحت چنان خبری یا بهتر است بگویم چنان آبرویی از طرف می‌برند که نگو که جایگزین ناخلفی انگار برای رسانه‌های مکتوب به ‌حساب می‌آیند، اما باز اما می‌ماند. اما همین رسانه‌های مجازی که منبع معتبری هم ندارند و آدم بسیار باید به اخبار آن شک کند (در مقابل روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها که از اعتبار منبع بیشتری برخوردارند) تنها مجرای خبری هستند که گاهی در تاریکی تیرشان به هدف می‌نشیند. اما به خودم می‌گویم کار خبر تیراندازی نیست. سنگربندی نیست. شفافیت است و کسی برای کسی کمین نمی‌کند. اما جهان امروز از شعارهای دیروز تغذیه نمی‌کند. بشر دوستی کجای این دنیاست؟ کجای این داستان است؟

 

 

ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه