رسانه، سبک زندگی و تاثیر بر افکار عمومی
حجت الله مرادخانی؛ پژوهشگر هنر و مدرس دانشگاه
زندگی در دنیای امروز در سیطره رسانههاست، تا آنجا که بسیاری از شدت و ضعف تحولاتی که در جهان پیرامون ما به وقوع میپیوندد بهواسطه تاثیرات مستقیم و غیرمستقیم آنها شکل میگیرد. توسعه روزافزون زیرساختهای ارتباطی و افزایش نفوذ و فراگیری اینترنت در اقصی نقاط جهان، بستری فراهم آورده تا رسانههای جمعی بتواند ماندگاری و اثربخشی تاثیر خود بر جریان افکار عمومی جوامع پررنگ کنند. این در حالی است که روند استفاده از ابزارهای دیجیتال و رسانههای دیجیتال هرروز با اقبال بیشتری از سوی مردم روبهرو میشود. در این شرایط یکی از مواردی که تاثیرات زیادی از رسانههای جمعی میپذیرد، سبک زندگی مردم است؛ چراکه مولفههای رایج و مهم حاکم بر حیات روزمره جوامع بهواسطه برجستهسازی در بطن رسانهها، تبدیل به رویه غالب و رایج میشود. به عبارت دیگر، از جمله مهمترین عوامل تاثیرگذار بر سبک زندگی مردم در دنیای امروز رسانههای جمعی است که نحوه نگرش و دیدگاههای جامعه را سمت و سو میبخشد. پس رسانه را میتوان عاملی مهم در ایجاد سبک زندگی برشمرد و کیفیت این اثرگذاری، سهم زیادی در نحوه رشد و توسعه فکری جوامع دارد. در خصوص اهمیت نقش رسانهها در جریان حیات اجتماعی انسانها شاید از جنبههای متنوعی بتوان به بحث و تحلیل پرداخت، اما یکی از وجوه اساسی این تعامل، به نقش رسانههای جمعی در شکل بخشیدن به افکار عمومی جامعه برمیگردد. از آنچه که رسانهها جریان اطلاعات و اخبار را در میان اقشار مختلف به حرکت درمیآورند، چنانچه موضوعی خاص را در قالبهای مختلف برجسته سازند، فضای افکار عمومی را نسبت به آن حساس کرده و این مساله زمینهساز واکنشهای فراگیر در میان شهروندان خواهد شد، مسالهای که مثالهای متعددی را در داخل و خارج از کشور برای آن قابل ارائه است. برای مثال، واکنشهای فراگیر مردم نسبت به آسیبهای زیستمحیطی و نیز تاثیرات مهارکننده آن بر برخی اقدامات تخریبگرانه نمونهای بارز برای این قضیه است. بنابراین رسانهها در کنار این قابلیت ارزنده، مسئولیت خطیری در قبال افکار عمومی جوامع داشته و تصمیم درست یا اشتباه آنها در برجسته کردن موضوع یا موضوعاتی خاص، نتایج جدی در پی خواهد داشت.
با وجود این شرایط حساس و قابلیتهای مهم رسانههای جمعی، به نظر میرسد مواجهه آنها با پدیدههای مختلف جامعه باید یکسان نباشد و متناسب با ماهیت هر بخش، واکنشی متناسب با آنها داشته باشند.
به عبارت دیگر نوع پرداختن و مواجهه رسانههای جمعی به مباحث و مسائل سیاسی با موضوعات اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی باید تفاوتهایی به همراه داشته باشد. در این میان عرصه فرهنگ به سبب حساسیت زیاد و اهمیت فراوانی که برای ما دارد، شاید لازم است موقعیتی متمایزتر برای آن در نظر بگیریم؛ چراکه مزیت اصلی و سرمایه غنی کشور ما، همانا فرهنگ بوده و از رهگذر توجه ویژه به آن است که میتوان در عرصههایی چون سیاست، اقتصاد و اجتماع به پیشرفت و توسعه دست پیدا کرد. از منظر دیگر کشورها نیز ایران فرهنگی و مصادیق و جاذبههای آن، مورد توجه بوده و بر این اساس جایگاه خاصی برای ایران قائل هستند. عرصه فرهنگ نهتنها به سبب اهمیت تاریخی و قدمت آن برای ما، بلکه ازنظر تاثیرات و موقعیت ویژه آن برای استمرار حیات اجتماعی و انسجام درونی جامعه از اهمیت بالایی برخوردار است. از این رو پرداختن به موضوعات فرهنگی و کلیت فرهنگ در رسانههای جمعی از حساسیت بالایی برخوردار است. در این بین به نظر میرسد فعالان عرصه رسانه که خود به نوعی فعالان فرهنگی هم به حساب میآیند، در بررسی، تحلیل و نقد حوزه فرهنگ با آگاهی به حساسیت حوزه فرهنگ اقدام کنند تا این گنجینه کهن و ارزشمند این مرزوبوم در هیاهوی دنیای امروز متحمل خسران یا آسیب نگردد.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




