آیا فراخوان «تتلو» در اینستاگرام برای دعوت از دختران زیر سن قانونی به حرمسرا، مصداق ارتکاب جرم است؟
قطعا بله. از منظر حقوقی، ذهن ابتدا به سمت بند «ب» ماده (639) قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات میرود؛ اما در نگاه کلیتر، بند «ب» ماده (15) قانون جرائم رایانهای تصریح میکند: «چنانچه مجرم افراد را به ارتکاب جرائم منافی عفت یا استعمال مواد مخدر یا روانگردان یا خودکشی یا انحرافات جنسی یا اعمال خشونتآمیز، تحریک یا ترغیب یا تهدید یا دعوت کرده یا فریب دهد، یا شیوه ارتکاب یا استعمال آنها را تسهیل کند یا آموزش دهد، به حبس از 91 روز تا یک سال یا جزای نقدی از 5 میلیون ریال تا 20 میلیون ریال جریمه میشود.» البته بند «ب» ماده (639) نیز اشاره میکند که ممکن است موضوع، جنبه معاونت داشته باشد. در ماجرای مورد نظر، اصالتا فردی که عمل را انجام میدهد، صرفنظر از اتفاقی که میافتد، بحث مباشرت نیز درباره او مطرح میشود.
در بند «ب» ماده (639) بیشتر معاونت، مصداق دارد. فکر میکنم در ماده (15) قانون جرائم رایانهای چون مخاطب عام است، قانونگذار، اقدام را به عنوان جرم مستقل در نظر گرفته است.
مجازات نیز مشخص شده است. از سویی دادستان میتواند از باب جنبه عمومی جرم، ورود کند و چون فرد مجرم، ایرانی است و در خارج از کشور مرتکب جرم شده، قضیه کاملا روشن است؛ بنابراین پلیس فتا نیز میتواند ورود پیدا کند. این مسائل از باب حقوقی، روشن هستند؛ اما مساله مهم، نگاهی است که باید از منظر اجتماعی صورت گیرد.
نگاه شما از منظر اجتماعی به «تتلو» و رفتارهای خبرسازش چگونه است؟
چند سال پیش به «تتلو» حمله شد و انتقادات شدیدی از او صورت گرفت؛ حتی با او برخورد شد و به زندان رفت. همان زمان در صفحه اینستاگرام خودم از نحوه برخورد با «تتلو» انتقاد کردم. نوشته بودم او در فضایی رشد و نمو کرده که دچار آسیب شده و نباید انتظار رفتار عقلایی آدمی فرهیخته، وارسته یا اهل مطالعه و اندیشمند را از او داشت. در واقع اعمالی که «تتلو» در آن زمان انجام میداد، معمولی بود، من هم از برخورد با او انتقاد کردم.
همان موقع نیز عنوان کردم او چندین میلیون نفر طرفدار یا فالوئر دارد. بحثم بر سر این بود که 70 تا 80 سال قبل، جامعه ما صدای قمرالملوک وزیری، جلالالدین تاج اصفهانی یا امثال غلامحسین بنان، عبدالوهاب شهیدی، محمود محمودی خوانساری، داریوش رفیعی و خوانندههای دیگری را داشت.
به هر حال جوانهای آن زمان، طرفدار صدای این خوانندگان بودند. هر زمانی اقتضای حال خود را دارد. اکنون نمیتوانیم انتظار داشته باشیم جوان امروزی که 20 سال، سن دارد پای کنسرت محمدرضا شجریان بنشیند، دو ساعت منتظر بماند و ابتدا تا انتهای آواز را بشنود.
یعنی علاقه تعداد قابل توجهی از جوانان به «تتلو» با وجود رفتارهای عجیب و هنجارشکنانهاش، اتفاق عجیبی نیست؟
موقعیت و زمان، فرق کرده است؛ همانگونه که شاعر میگوید: «سخن نو آر که نو را حلاوتی است دگر»؛ بنابراین جوانها به سراغ افرادی میروند که به مزه دهنشان خوش میآید، به همین دلیل خوانندگان جوان وقتی میبینند حمایت و تشویق میشوند، از این مسیر، رشد میکنند. البته فعالیتهای آنها درصد پایینی از محتوا و مفهوم دارد، مثل «ساسی مانکن» و امثالهم؛ اما جوان سر ذوق میآید و شادی میکند.
ظاهرا «تتلو» سال گذشته کنسرتی داشت و در حین برگزاری کنسرت، جملات رکیکی بر زبان آورد. القاب توهینآمیز و بسیار رکیکی به افراد اختصاص داد که شاید به تقلید از دنیای غرب صورت گرفت، به طور مثال در آمریکا یا دیگر نقاط دنیا، خوانندگان رپی هستند که به مسائل غیراخلاقی میپردازند و طرفداران خاص خود را نیز دارند؛ اما حقیقتا این قضیه، جای ایراد و سوال دارد.
ایراد کار در کجاست؟
مساله اینجاست که «تتلو» 4 میلیون نفر طرفدار دارد؛ یعنی مساله قابل تامل و بررسی از منظر فرهنگی و اخلاقی این است که این 4 میلیون نفر دنبال در صفحه «تتلو» دنبال چه هستند؟ چه چیزی، آنها را ترغیب و تشویق کرده طرفدار خوانندهای از این نوع شوند؟ البته ما نمیتوانیم سلیقه جوان را تعیین کنیم؛ اما به هر حال بحث بر سر این است که فرهنگ نیز نمیتواند بدون متولی باشد. نمیتوان ذائقه جوانان را تغییر داد؛ اما باید مقداری نظارت و هرس روی مسائل صورت گیرد.
بحثی که اخیرا اتفاق افتاد و منجر به بسته شدن صفحه «تتلو» شد، عنوان مجرمانهای داشت که عرض کردم؛ اما بحث مهمتر این بود که دغدغه حقوقدانان، فعالان حقوق اجتماعی، طرفداران فرهنگ و حقوق کودکان نیز جدی است؛ یعنی آنها درخواست کردند صفحه «تتلو» بسته شود؛ به لحاظ بدآموزیهایی که دارد و ممکن است تاثیرگذار باشد که قطعا نیز همینطور خواهد بود.
میبینیم بعضی از سخنرانان، استادان اخلاق و علمای دینی، روزها، ماهها و سالها تریبون دارند، نصیحت، موعظه و امر به معروف میکنند؛ اما حاصل کار چندان جالب نیست. در عوض میبینیم شخصی حرکت عجیبی انجام میدهد و گفتار شوکآوری بیان میکند که جواب میدهد و مخاطب، جذب میکند.
فکر میکنم به نوعی متولی فرهنگ در جامعه ما کوتاهی کرده است. باید به دنبال این موضوع برویم و ببینیم چرا ذائقه و سلیقه جوانان ما، محتوای سالم را پیگیری و از آن پیروی نمیکند؟ 4 میلیون نفر طرفدار، کم نیست. چه چیزهایی در وجود «تتلو» بوده که اینقدر جذابیت داشته است؟ سالها پیش من در دادگاه مطبوعات، وکالت چند مجله و روزنامه را برعهده داشتم که مطالبی درج یا عکسهایی چاپ کرده بودند که از نظر عرفی چندان معمول نبود و این نشریات را بستند.
یادم هست بعد از اینکه در دادگاه مطبوعات و در حضور هیات منصفه، نماینده دادستان کیفرخواست را به صورت غرا، قرائت و حدود یک ساعت حول و حوش کیفرخواست سخنرانی کرد، من دفاع مفصلی کردم.
همراه با دفاع حقوقی، سوالی مطرح کردم که به چرایی و چگونگی موضوع میپرداخت. در یکی از همان نشریات، ترانهای از خواننده مشهور خارجنشین چاپ شده بود، همان زمان سوالم را بدین شکل مطرح کردم که چرا جوانان ما سراغ خوانندهای میروند که در ایران نیست؟ این خواننده چه جاذبهای دارد که چند نسل، طرفدارش هستند؟ چرا ما که تریبون داریم، نمیتوانیم این توجهات را به خود معطوف کنیم؟ کجای تعلیم و آموزش ما دچار اشکال است؟ به قطع و یقین ما از منظر اخلاقی و فرهنگی، جامعه آنچنان معذبی نداریم. آمار جرائم نشان میدهد که کارنامه خوبی در عرصه اجتماع از منظر اخلاقی و فرهنگی نداشتهایم.
برای آسیبشناسی دقیق و حل بحران موجود باید چه کرد؟
باید دید چه فردی مسئول و چه کسانی مقصر هستند؟ چه کسانی در انجام امور محوله قصور کردهاند؟ چرا و چگونه ساختار ذهنی نسل جوان ما به طرف مواردی میرود که آدم متعجب میشود؟ البته بازهم تاکید میکنم که ایرادی نمیگیرم. سلیقه تعدادی از جوانان اینگونه است که صدای امثال «تتلو» را دوست دارند. تا اینجای موضوع، بحثی نیست و هیچکس نمیتواند بگوید جوانان، این خواننده را دوست نداشته باشند؛ اما زمانی مشکل ایجاد میشود که میبینیم آن خواننده، مطالبی بیان میکند که به نوعی متعاقب آن ممکن است مسائل مجرمانهای اتفاق بیفتد؛ یعنی در واقع هم مباشر و هم معاون بوده یا تاثیر آنچنانی در تخریب شخصیت سالم جوان داشته باشد. فکر میکنم یک جای کار ایراد دارد. اگر به این شکل نبوده چرا وقتی ادیب، مورخ، دانشمند، روزنامهنگار، نویسنده، روشنفکر یا فردی نیکوکار که در جامعه مطرح است، فوت میکند، خیلی بیسروصدا تشییع و دفن میشود و تجلیلی از خدمات او صورت نمیگیرد؛ اما وقتی خوانندهای درجه چندم از دنیا میرود یا مسائل دیگری عنوان میکند، بازتاب زیادی دارد؟ چرا در تشییع جنازه خوانندهای نهچندان مطرح، هزاران نفر شرکت میکنند؟ این اتفاق، پیامی به ما میرساند که میگوید: «غش فراوانی در ذائقه فرهنگی، هنری و اخلاقی یا تفکر ما وجود دارد.» اهل فن باید بیشتر به این موضوع بپردازند و ببینند اشکال کار کجاست؛ چرا میلیونها نفر به سراغ مسائلی میروند که از منظر اخلاقی نمیتواند مقبول باشد؟