قابی برای ایثار

قابی برای ایثار

علی حدادی اصل

روزی که برای تهیه این گزارش آفیش شدم، ماجرا چیز دیگری بود‌و اصلا قرار نبود‌اینگونه عکاسی کنم. روز قبل از نیمه شعبان  قرار بود‌بیمارستان یک برنامه مفصل برای بیماران و پرستاران در نظر گیرد‌که مهمترین آن نورافشانی و آتش‌بازی بود. اما به خاطر بارش باران که در آن روز شدت گرفت تمام برنامه دستخوش تغییر شد. من و دوستان دیگر عکاس که در آنجا حضور داشتیم بر آن شدیم که فرصت را شمرده و داخل بخش بیماران کرونایی شویم تا عکاسی کنیم. آخر چند‌روزی بود‌که حراست بیمارستان‌ها عکاسی در فضای بیماران کرونایی را قدغن کرده و شرایط خیلی سختی را از طریق دانشگاه شهید‌بهشتی درنظر گرفته بود. تا مدیر بیمارستان و مسئول حراست را دیدیم سریع مساله را توضیح دادیم و اجازه ورود‌را گرفتیم. ابتدا لباس ایزوله و گان تحویل گرفتیم و پوشیدیم. بگذریم همیشه عکاس‌ها با این لباس‌ها مشکلات بسیار دارند‌و چقدر سخت است با گان و شیلد‌عکاسی کردن.
بگذریم...
وارد‌طبقه بیماران کرونایی که شدیم بی‌اختیار سمت آی‌سی‌یو رفتیم. بیمارانی که بعضا گاه مدهوش و گاه به هوش بودند. اولین عکس را که گرفتم یکی از پسرهای جوانی که پرستار بود‌گفت: عکاسی اونم بدون من؟!!
خوشحال شدم. گمان می‌بردم که بمانند‌عکاسی در بیمارستان‌های دیگر با ناهماهنگی و عدم اجازه ثبت تصویر پرستار و بیماران هستم، اما این‌طور نبود. هم بیماران (با تمام درد‌و مشکلاتی که داشتند) و هم پرستاران به قدری مهربانانه برخورد‌می‌کردند‌که انگیزه من را بیشتر می‌کرد. از نوع برخود‌با یکدیگر، میزان خودمانی بودن با بیماران و اهمیت سلامتی آنها گرفته تا شوخی و خنده‌هایی که یا با خود‌و یا با ما عکاسان داشتند. 
از همین رو بود‌که وقتی فضا را اینقدر خودمانی دیدم خیلی راحت‌تر عکاسی کردم و در همین بین تلاش می‌کردم تا نهایت استفاده را از این موقعیت ببرم. چندی پیش‌ و ابتدای این ماجرا عکسی از من در فضای مجازی چرخیده و همه از امید‌و انرژی‌ای که در تصویر نمایان بود‌صحبت می‌کردند. حال تصمیم داشتم در این فضا هم به همین مطلوب دست یابم. دانه‌دانه بالای سر تخت‌ها می‌رفتیم و من با بیمارانی که توان صحبت داشتند‌همکلام می‌شدم. عجیب بود‌که همه پدربزرگ و مادربرزگ بودند‌و قطعا خانواده‌‌هایی با فرزندان و نوه نتیجه‌های بسیار که منتظر عزیزان‌شان هستند. بعد‌از احوالپرسی و طلب آرزوی سلامتی از خداوند‌برای‌شان راحت می‌توانستم عکاسی کنم و آن‌ها هم حس نزدیکی بیشتری می‌کردند. به همین علت بود‌که گزارش تلاش شبانه‌روزی کادر درمانی یکی از بیمارستان های پایتخت برای بیماران کرونایی با استقبال خوبی مواجه شد.  در نهایت امیدوارم بزودی ریشه این ویروس از سر هم‌میهنان عزیز ما کنده شود‌تا دیگر شاهد‌بیماری هیچ‌یک از عزیزان و مردم کشورمان نباشیم.
ارسال دیدگاه
ضمیمه
تیتر خبرها
ضمیمه
تیتر خبرها