کارآفرینی و حوزه‌های فرهنگی

نگاه

کارآفرینی و حوزه‌های فرهنگی

مهران امیری - کارشناس فن‌آوری اطلاعات

وضعیت فعالیت اقتصادی در حوزه‌های مختلف ازجمله قلمروی فرهنگ تابع شرایط عمومی جامعه است اما بی‌شک تعطیل‌شدنی نیست. در معرفی شاخص‌های اقتصادی، ارائه آمارهای عملکرد، و تلاش برای دستیابی به منابع و زیرساخت‌های اجرایی یادی از اقتصاد در حوزه فرهنگ نمی‌شود، اما این بخش از فعالیت‌ها همچنان در جریان است و بی‌مهری‌ها تنها بر عمق خطوط به‌جامانده از زمان در رخسار اهالی این حوزه می‌افزاید بی‌آنکه عزم آنان را سست سازد. با این حال بد نیست نگاهی بیندازیم به برخی امکانات موجود برای کارآفرینی در این حوزه.
صحبت از کارآفرینی همواره با عناوینی چون طرح‌های خلاق، ایجاد اشتغال، تامین سرمایه، آموزش، ارزش‌آفرینی، و... همراه شده؛ اما در این میان جایگاه افرادی که از آن‌ها به نام کودکان کار اسم برده می‌شود، کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد. ‌گاه در میان برخی گزارش‌ها از کارگاه‌های فرش‌بافی یا موارد مشابه، دوربین عکاسان بر روی چهره خسته دخترکان قالی‌باف توقفی کرده اما کمتر دیده شده است که به جنبه‌های مختلف نقش‌آفرینی متقابل کارآفرینان حوزه فرهنگی و این افراد پرداخته شود. سال‌ها پیش که طرح‌هایی برای احیا و تقویت هنرهای دستی ازجمله فرش‌بافی در دست اجرا بود، موضوع آموزش شاغلان این حوزه و ارتقای کیفی آن‌ها در دستور کار قرار گرفت و دست‌کم گزارش‌های رسانه‌ای از آن حکایت می‌کرد. به نظر می‌رسد که کارآفرینان می‌توانند در این حوزه و با نگاه خاص به توانمندسازی کودکان کار و یا سرپرستان خانوارها، گام‌های موثر و مفیدی بردارند.
در این زمینه اقدامات ترویجی فراوانی در کشورمان و سایر کشورها صورت گرفته که تجربیات آن‌ها را می‌توان دستمایه اقدامات جدیدتر ساخت. در این نوع برنامه‌ها علاوه بر فعالیت اقتصادی که منجر به کسب درآمد از فعالیت در حوزه‌هایی چون تولیدات صنایع‌دستی می‌شود، همچنین می‌توان ظرفیت‌های عملی و آموخته‌های افراد یادشده را نیز ارتقا داد. متاسفانه یکی از مشکلات موجود در عرصه صنایع‌دستی مدون نبودن آموزش‌هاست. عموم افرادی که توان اشتغال در این حوزه را دارند، آموزش‌های خود را از نزدیکان و به شکل سنتی و تجربی فرا گرفته‌اند. درواقع آموزش‌های رسمی و مدون در این حوزه اغلب در اختیار ساکنان شهرهاست. از طرفی کودکان کار گرچه بر اساس ضرورت‌های اجتناب‌ناپذیر زندگی درگیر کار هستند، اما سمت دادن آن‌ها به سوی فعالیت اقتصادی و تولیدی در حوزه فرهنگ و صنایع‌دستی می‌تواند برخی از مشکلات آن‌ها را مرتفع سازد؛ چراکه فعالیت‌هایی که معمولا این افراد در آن شاغل هستند چه در دل شهرها و چه در محیط‌های صنعتی و تولیدی با انواع مخاطرات همراه است. درگیر کردن این بخش از فعالان ناگزیر حوزه کار، در فعالیت‌های اقتصادی حوزه فرهنگی به بهبود شرایط و کاهش مخاطرات نیز کمک می‌کند.
یکی از ویژگی‌های فعالیت‌های اقتصادی و تولیدی در حوزه صنایع‌دستی، میزان اندک سرمایه مورد نیاز است که آن‌ها را به طرح‌های مفید و زودبازده تبدیل کرده است. این در حالی است که اجرای طرح‌های اقتصادی در این زمینه، می‌تواند تمایل به مهاجرت به شهرهای بزرگ و گرفتار آمدن در چرخه معیوب زندگی در شهرها را کاهش دهد. در شرایطی که بررسی‌های موجود نشان می‌دهد ایجاد اشتغال در حوزه‌های صنعت و خدمات نیاز به سرمایه‌گذاری چند ده‌ میلیونی به ازای هر نفر دارد، درگیر ساختن نیروهای یادشده در تولیدات فرهنگی و صنایع‌دستی با کمترین میزان سرمایه عملی می‌شود. روشن است که هر نوع فعالیت اقتصادی در این زمینه، که از دل آموزش‌های کوتاه اما هدفمند درآید، به توسعه و ترویج و حفظ صنایع‌دستی و محلی کمک‌های بزرگی خواهد کرد.
شایسته است که کارآفرینان و علاقه‌مندان به حوزه‌های فرهنگی و صنایع‌دستی چند صباحی هم نگاه خود را معطوف به این حوزه سازند و درباره ارائه و اجرای طرح‌های کارآفرینی به‌ویژه با محور قرار دادن کودکان کار و زنان سرپرست خانواده چاره‌اندیشی کنند. روشن است که هر نوع تولید در این زمینه، با توجه به جذابیت‌های عموم کشورمان برای گردشگران خارجی، درواقع بازاری به گستردگی همه دنیا و قابل‌توسعه در پهنه کشور را به همراه دارد. در روزهایی که بسیاری از فعالان اقتصادی نیاز به سرمایه در مقادیر بزرگ برای حفظ و یا ارتقای کسب‌وکار خود دارند، تزریق منابع مالی کوچک در کنار آموزش‌های هدفمند و کوتاه می‌تواند افق‌های جدیدی را در مقابل این بخش از نیروی کار جامعه قرار دهد.
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه