زیانِ زبان
عبدالله مقدمی
مدتی است توی این فکرم که واقعا الکی نیست که یکی میشود کارهای و یکی دیگر مثل من میشود عوامِ بل هم اضل! واقعا باید خیلی پُر باشی و خیلی حالیت باشد که مثلا بفرستندت توی آن راهروهای سبز خوشگل که برسرمخالفت یا موافقت با طرح و لایحه ای، بهموقع »دو دو« یا احسنتاحسنت بگویی.
یاخیلی باید سرت شود که بتوانی پشت تریبون تذکر آییننامهای له یا علیه این یا آن موضوع مهم بدهی.
کلی باید چیزمیز بدانی که بتوانی چیزهایی که امثال من توی آینه نمیبینیم، توی خشت خام ببینی و بزنی وسط خال. یعنی واقعا دمشان گرم. اصلا هر قدر حقوق بگیرند حقشان است.
براش هرچه که نوشابه است باز کنیم
هزار تا شتر و گاو را دراز کنیم
میان ما و نماینده فرق بسیار است
همیشه ناز کند، باز ما نیاز کنیم
اما اخیرا برخی ازاین عزیزان با یک حرکت خارقالعاده شگفتی آفریدند و کف جهانیان را بُراندند.
یک طرح اسطقسدار و اساسی نوشتند که مو لای درزش نرود. براساس این طرح، تدریس زبان انگلیسی از همه مدارس کشور باید حذف شود. شتر مُرد، حاجی خلاص! این عزیزان، نشستهاند و کلی فکر کردهاند و به این نتیجه رسیدهاند.
گویی اصلا همان قدیمیها ضرر و زیان زبان را خوب میفهمیدند که میگفتند: «زبان سرخ، سر سبز میدهد بر باد» یا «تن را زیان است از زبان» یا حتی «بس سر که فتاده زبان است» میبینید زبان چقدر بد و مزخرف است.
زبان را هر که خواند در زیان است
زبانآموز عمرا در امان است
کشم بیرون و از بیخش ببُرّم
که هرچه میکشم من از زبان است
به هر حال این بزرگان اهل تمییز، مثل من عوام نیستند که حرف الکی بزنند و طرح بدون پیشبینیهای لازم ارائه کنند. برای همین راه را بازگذاشته اند هر کس دلش خواست زبان انگلیسی بیاموزد، برود آموزشگاه زبان، پولش را اِخ کند و یاد بگیرد. کی جلویش
را گرفته است؟
بقیه هم که پولش را ندارند یا در شهر و روستاشان آموزشگاه زبان ندارند، یاد نگیرند. فوقش سالی، ماهی یک «لووور» میخواهند بگویند دیگر؛ خب نگویند!
ارسال دیدگاه




