لبخندهای ما را جدی بگیرید!
میگویند بهازای هر صد مطالعهای که در حوزه روانشناسی منفی صورت میگیرد، تنها یک تحقیق در مورد روانشناسی مثبت انجام میشود. انگار روانشناسان غمهایمان را بیشتر از لبخندهایمان جدی میگیرند و بهجای آنکه به فکر خندههایمان باشند، بهدنبال راهی برای پاککردن اشکهایمان میگردند. محققان تنها کسانی نیستند که برای غم ارزشی بیشتر از خنده قائلاند. کافی است نگاهی به خودتان و تغییراتی که در سالهای گذشته کردهاید، بیندازید تا معنای این جمله را بفهمید. وقتی افسردگی ما را محاصره میکند و لابهلای اشکهای هر روزهمان پنهان میشود، برای برگرداندن خوشحالی به هر دری میزنیم. در این شرایط همه اطرافیانمان بسیج میشوند تا بخشی از بار غم را از روی دوشمان بردارند و روانشناسان و روانپزشکان هم بهدنبال راهی برای پایاندادن به غمهایمان میگردند، اما وقتی که حتی غم پایش را به زندگیمان نگذاشته چه؟
وقتی که بیتفاوتی جایش را به خوشحالی میدهد و سکوت جایش را به لبخند، کمتر کسی بهدنبال راهحلی برای بیرونآمدن از این وضعیت میگردد. اغلب آدمها این سکوت را نوعی صلح با جهان میدانند و کمتر پیش میآید که برای بیرون آمدن از این وضعیت، کاری بکنند. انگار پنهانشدن لبخند و محوشدن خوشحالی، هیچوقت به اندازه غرقشدن در غمها اهمیت ندارد.
نگاهی به وضعیت خودتان بیندازید. در روزهای گذشته چند بار از ته دل خندیدهاید، چند بار خوشحالی را با تمام وجود در آغوش گرفتهاید و با بهانههای ساده ذوق کردهاید؟ به آینه نگاه کنید. به حالات چهرهتان. اگر اخمهایتان در هم گره نخورده و در پیشانیتان چین نیفتاده، باز هم نمیتوانید با خیال راحت موضوع را رها کنید و همه چیز را سر جایش بدانید. شما برای دوامآوردن، به چیزی بیشتر از غمگین نبودن نیاز دارید. نیاز دارید گاهی به روزهای کودکی پرت شوید و مثل همان روزها با تمام وجود ذوق کنید. نیاز دارید که گاهی از سر ذوق، فریاد بکشید، موسیقی را با صدای بلند گوش کنید، بدوید، دیوار اتاقتان را بدون خستگی رنگ بزنید و حتی با چشیدن طعم یک غذای متفاوت بهوجد بیایید. اگر در زندگی شما خبری از این ذوقهای کوچک نیست، معنایش این است که یک جای کار میلنگد. قرار نیست همیشه غمها و ناامیدیها، به بهانهای برای تغییر تبدیل شوند. اگر خوشحالی هم درست به اندازه غم از شما فاصله دارد، تغییری در زندگیتان ایجاد کنید. تغییری که گوشه لبهایتان را کمی بالاتر ببرد، چشمهایتان را برای چند لحظه باریکتر کند و قلبتان را بیشتر از روزهای آرام گذشته به ضربانزدن وادار کند. نگران نتیجه کار نباشید. اصلا باور کنید که همیشه قرار نیست به نتیجه خاصی برسید و همه لحظههای زندگیتان نباید دستاوردی را به همراه بیاورند. به آرزوهای کوچک از دسترفتهتان فکر کنید. به سرگرمیهای خوشایندی که گذر سالها شما را از آنها دور کرده است. به دیدن کسانی که وقتی حرف میزنند، بهوجد میآیید و بلندبلند صحبت میکنید. شما قرار نیست بار سنگینی را این بار جابهجا کنید، فقط باید گردوغبار سکون و بیتفاوتی را از گوشهوکنار زندگیتان پاک کنید. میدانیم که این کار هم چندان ساده نیست، اما اگر در شناسایی گوشههای غبارگرفته حرفهای شوید، خیلی چیزها در زندگیتان تغییر میکند.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




