عکس نوشت
حداقل دستمزد، بیمه، قرارداد موقت، ایمنی محل کار، بن مسکن، مقرری بیکاری و... شاهکلیدهای ادبیات کارگری در ایران، درست یا غلط به واژههایی از این دست تقلیل پیدا کردهاند. مفاهیم عمیقتر که میتواند پیشبرنده زیست متعالی کارگران این سرزمین باشد گویی در چنبره تقلا برای تامین حداقلها فراموش شدهاند. یا شاید هم هستند و گفته و شنیده نمیشوند. اما روزی هم میآید که نگاهها و تحلیلها و واژهها خودیتر و واقعیتر و بایستهتر از آنها میگویند؛ در مناسبتی به تاریخ اول ماه می میلادی، در یازدهمین روز از اردیبهشت، که به بهانه آن زندگی کارگران ایرانزمین «حداقل» برای یک روز هم که شده کمی خود را از این واژههای حداقلی رها میکند. لبخندها و غمها و زمانه کارگری دور از کلیشهها و نزدیکتر به دستهای کارکرده و چهرههای چروکخورده تصویر میشوند، به هیئت طرح در میآیند و یا تیتر میشوند. به این عکس هم اگر خوب نگاه کنید رد یک لبخند پنهان، یک رضایت محو از زندگی، را میتوانید ببینید، از جنس همان مفاهیمی که در واژههای حداقلی گم شدهاند.




